RE: دودلی و نداشتن اشتیاق در انتخاب همسر به علت رابطه دوستی

نوشته اصلی توسط
LEGENDS
یکی از مشکلاتم دقیقا همینی هست که قبلا اشاره کردم و شما هم نوشتید.
در رابطه با مسائل جنسی مشکلاتم اینه:
1- اولین بار در شرایط روحی بدی اتفاق افتاد طوری که حتی روی روابط بعدی هم تاثیر میذاشت و باعث ناراحتی و رفتن توی خودم میشد. ناراحت میشدم از اینکه این کارو دوباره انجام دادم. چون احساس میکردم این رابطه باعت صدمه دیدن عشقم شده و میشه.
راستش در این مورد به شما حق می دهم اما صدمه دیدن عشقتون به خاطر این نبوده که در شرایط بدی رابطه داشتید فکر نمی کنید به خاطر این بوده که احساس کردید به روح خودتون و اون خانم تجاوز کردید و حریمها رو نتونستید رعایت کنید.
2- ایده آلم الان اینه که رابطه جنسی رو بعد از ازدواج باید تجربه میکردیم چون فکر میکنم توی استحکام رابطه نقش مثبتی واقعا داره. همچنین از عواقب این رابطه بع د از ازدواج و فکرای مزاحمی که بعضا به ذهنم خطور میکنه نگرانم و احساس میکنم اگه برم توی زندگی ممکنه نتونم عاشقانه زندگی کنم.
این که رابطه به بعد از ازدواج موکول بشه چیزی که در عرف پذیرفته شده است اما شما یکبار در اون زمان خودتون رو دادید دست احساساتتون و نتونستید (به قول خودتون از روی نادانی و کنجکاوی) کنترل خودتون رو بدست عقلتون بدید اما الان می تونید از اون اشتباه درس بگیرید و با عقل خودتون تصمیم بگیرید و اجازه صحبت کردن به احساستون رو کمتر بدید تا دوباره گرفتار دودلی نشید.
3- من تا مرز عاشق شدن فاصله داشتم وقتی این اتفاق افتاد. و چون بد اتفاق افتاد و اتفاقای بدتری هم پشتش پیش اومد باعث شد که از رابطه سرد بشم. از دوست داشتنم دست نکشیدم چون دوستمو با روحیات و اخلاقش شناخته بودم، با قابلیتاش ولی این مسائل باعث شد تا رابطه رمانتیک نشه.
شاید بهتر باشه بگید تا مرز شناخت کامل اون خانم فاصله داشتم. چون تا دو نفر با هم زندگی نکنند به معنای واقعی نمی تونند عاشق هم باشند. اینکه دو نفر به مرز عشق برسند و بعد با هم شور و حرارتی در عشق بازی داشته باشند به نظر من بیشتر تو فیلم هاست و جنبه واقعی نداره. حقیقت اینه که دو نفر باید به شناخت درستی از هم برسند و بعد تصمیم بگیرند که ایا می تونند همراه هم باشند و بعد با هم وارد زندگی شوند تا عشق بینشون به وجود بیاد و همیشه در طول زندگی باید اون عشق رو ابیاری کنند. شما می گید دوستتون رو با روحیات و اخلاقیاتش شناختتید و اون رو پذیرفتید. به نظرم شاید لازم باشه شما در مورد معنای عشق، رمانتیک بودن و هدف ازدواج یک بازبینی داشته باشید و مطالعاتی انجام بدید. لازمه رمانتیک بودن این نیست که رابطهای وجود نداشته باشه چه بسا زن و شوهرهایی رو می بینید که سالهای سال با هم زندگی کردند ولی هر بار در رابطه جنسیشون مشتاقتر از قبل هستند و برعکس هم وجود داره.
خوب یه موردی که بعضی از پسرا میرن دنبال ازدواج و کلا موردی که نیروی محرکه آقایون واسه ازدواج هست تخلیه نیروی جنسی است. این باعث میشه که سختیهای ازدواج رو بپذیرند بخصوص با این رسم و رسومات ما و برای تشکیل خانواده اشتیاق بیشتری داشته باشند. ولی خوب این نیروی محرکه در هم به دلایلی که در بالا ذکر کردم هم دیگه اون رمز آلودگیشو نداره و هم خدشه دار شده و از اشتیاقم واسه ازدواج بشدت کاسته.
خوب به نظر خودتون شما از اون دسته پسرها هستید که انگیزه ازدواجتون تخلیه جنسی بوده؟ خوب نیروی جنسی مردها که هیچ وقت تخلیه نمی شه و از مقدار اون هم در سنین جوانی حد اقل کم نمی شه. پس این انگیزه هم هنوز وجود داره. ضمن اینکه حتی اگر این نیرو رو تخلیه نکنید خودش چند وقت یکبار تخلیه میشه. پس به دنیال محرک ها و انگیزه های بهتری برای ازدواج باشید. انگیزه ای که با یک رابطه فیزیکی نابود نشه و عمق و پایداری ای در اون باشه. انگیزه های فیزیکی پایداری زیادی ندارند اما اگر یک انگیزه غیر فیزیکی پیدا کردید هم قدرت بیشتری خواهد داشت هم بعد از ازدواج رو به زوال نمی ذاره و هم حتی می تونه هر روز قویتر بشه .
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)