به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 فروردین 93 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1390-6-01
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,322
    سطح
    29
    Points: 2,322, Level: 29
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 658 در 179 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: از زندگی خسته شدم

    رفتم یه خط 12 رند خریدم دلم نمی یاد شمارش رو به کسی بدم
    مشخص است مقصود رابطه ای خالی از تعهد، احترام، اخلاق و حقوق متقابل است حتی اگر رابطه ای باشد به ظاهر با پوشش ازدواج، باطنش چیز دیگر است! و قطعا تبعاتش برای هردو نفر خواهد بود.
    اگر یک نفر هم با شما به همین شکل خواهان ایجاد رابطه باشد و با همین قصد به شما میل کند جوابت چیست؟
    هیچکس دوست ندارد عروسک خیمه شب بازی دست دیگری شود!
    عجبا از کسی که خودش، خودش را بازیچه کند!

    کاری که درست نباشه برای ادم لذت نداره که اگر هم داشته باشه خیلی کمتر از لذتی هست که سالم زندگی کردن داره ...
    باید شعورشون به اون حدی برسه که این لذت ها اصل زندگی نیست

    خودت جواب خودت را دادی!

    پیشنهاد میکنم در کلاسهای خودشناسی شرکت کن و هدفت از زندگی و آینده را برای خودت مشخص کن.

  2. 2 کاربر از پست مفید pk1365 تشکرکرده اند .

    pk1365 (سه شنبه 15 آذر 90)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 مرداد 91 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-04
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی خسته شدم

    درود

    بعد از این همه صحبت هایی که در طی این چند تاپیک کردیم، فکر نمی کردم چنین سوالهایی راجع به رابطه با دختر بپرسی!

    تالار همدردی با رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج به خاطر خطرهایی که هر دو طرف رو تهدید می کنند، مخالف است.
    مشخص است که رابطه ی دختر و پسر مخصوصا در جامعه بسته ای مثله ایران پر خطر است .
    البته اگر کاری پر خطر است دلیلی برای انجام ندادن ان نیست . بلکه باید با احتیاط و زیرکی جلو رفت . من هم فقط خواستم نظر مریم خانم به عنوانه کسی که با من در زمینه اعتقادی نزدیک تر هست رو بپرسم .

    مشخص است مقصود رابطه ای خالی از تعهد، احترام، اخلاق و حقوق متقابل است حتی اگر رابطه ای باشد به ظاهر با پوشش ازدواج، باطنش چیز دیگر است! و قطعا تبعاتش برای هردو نفر خواهد بود.
    اگر یک نفر هم با شما به همین شکل خواهان ایجاد رابطه باشد و با همین قصد به شما میل کند جوابت چیست؟
    هیچکس دوست ندارد عروسک خیمه شب بازی دست دیگری شود!
    عجبا از کسی که خودش، خودش را بازیچه کند!

    اگر گفتم شماره 12 را ندهم برای این است که اگر از همدیگر خوشمان نیامد رابطه ما ادامه پیدا نکند . شما چطور از این حرف من اینطور نتیجه گیری کردید.

    خودت جواب خودت را دادی!
    نمی دانم چی جوابتون رو بدهم . در مورد نیت من اشتباه می کنید . کسی با عقاید من و سابقه من با کسی مثله شما فرق می کنه . اونم زمین تا اسمون . نمی شود در مقوله اشنایی و ازدواج کاملا منطبق با شما ها رفتار کنم .


    مریم خانم شما نه به عنوانه یه کارشناس . به عنوانه یه خواهر که در زمینه اعتقادی هم به من نزدیک هستید جواب سوال قبلم را دهید . خواهر که ندارم شما هم جای خواهر من . شما مثله حامد فکر می کنید ؟


  4. کاربر روبرو از پست مفید Abc_12 تشکرکرده است .

    Abc_12 (سه شنبه 15 آذر 90)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 مهر 91 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1390-5-12
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    1,889
    سطح
    25
    Points: 1,889, Level: 25
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    550

    تشکرشده 554 در 162 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: از زندگی خسته شدم

    دوست عزیز
    من فکر می کنم ما در مسائل اعتقادی مان هم به هم نزدیک نیستیم برادر عزیز....
    در واقع اعتقادات من چون با منافع شما جور در می آید قبولش کردید...انسانها از دریچه ی نیازهایشان به دنیا نگاه می کنند اما به هر بهایی نباید دنبال پاسخ دادن به این نیاز ها بود...

    تا وقتی در دیگران و رابطه هایت با آنها دنبال منفعت باشی مفاهیم والای زندگی را درک نخواهی کرد...
    در پدر و مادر فقط منفعت مالی می بینی و در جنس دختر دنبال لذت و رابطه های آزاد...
    یادت باشد که دوباره از آن ور بام افتادی...چند پستی افتادی دنبال دین و دین داری و حالا دنبال شروع ارتباط های لذت گرایانه...
    یادت هست به تو گفتم مهمترین اصلی که باید یاد بگیری اینست که محافظه کار تر باشی...به زبان آوردن هر چیزی که از ذهن می گذرد نه تنها به صلاح نیست بلکه نیاز هم نیست...
    در رابطه ات با آدمها برنامه ریزی های این چنینی نکن...مثل آن پستی که زدی راجع به دوست شدن با دخترها...که این برنامه ریزی ها باید در زمینه ی درس و کارت باشد ...و به نظر من شما آمادگی شروع رابطه ای را نداری چون فرهنگ لغت رابطه ی مرد و زن را نمی دانی و جتی برای خودت هیچ مرز و اصولی تعریف نکردی تا رفتارهایت را تعدیل کند...
    یک مقدار بیشتر در تالار زمان صرف کن و بیشتر مطالعه کن و سعی کن سفره ی دلت را همیشه و هرجا پهن نکنی...
    حامد راست می گوید جای مطرح کردن این حرفها اینجا نیست و این حرفها هم فوریتی ندارد که در اینجا مطرح کنی...

    خواهرانه به تو توصیه می کنم که آدمهای اطرافت را بی اینکه در آنها در جستجوی لذت و منفعت باشی نظاره گر باشی...و بدانی زندگی چیزیست فراتر از رابطه با جنس مخالف...یعنی زندگی ما باید به عنوان یک فرد مستقل قابل تعریف باشد و خیلی حرفها برای گفتن داشته باشد نه لزوما در کنار فرد دیگری به اسم دوست دختر یا همسر...
    اگر به عنوان یک فرد مستقل در جامعه توانستی انسانی شادو مستقل و با اخلاق باشی در کنار دیگران هم شاد زندگی خواهی کرد...

    در این زندگی اگر خودمان به اصول اخلاقی مان پایبند نباشیم پس چگونه می توانیم طالب احترام از سوی دیگران باشیم...
    از لطف شما برادر گرامی نسبت به خودم سپاسگذارم و بنده در این تاپیک حرف تازه ی دیگری ندارم
    خداحافظ

  6. 3 کاربر از پست مفید هم پرواز تشکرکرده اند .

    هم پرواز (جمعه 21 بهمن 90)

  7. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 مرداد 91 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-04
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی خسته شدم

    امشب نمی دونم چرا هر کاری می کنم خوابم نمی ره . خب مریم خانم شما که دیگه در بحث من شرکت نمی کنید اما من نمی خوام حرفم تو دلم بمونه . اینجا حرفم رو برای خودم میزنم .ازتونم نمی خوام جوابم رو بدید و همان بهتر که دیگر در بحثم شرکت نکنید .

    من فکر می کنم ما در مسائل اعتقادی مان هم به هم نزدیک نیستیم برادر عزیز....
    در واقع اعتقادات من چون با منافع شما جور در می آید قبولش کردید..
    واقعا برای شما متاسفم . در اسلام ازدواج موقت حلال شمرده شده است و حتی برای ان ثواب هم گذاشته شده است .ایا شما فکر کرده ای که من برای همچین ارتباطی دین را کنار گذاشته ام .این نوع ارتباط که در دین هم جایر شمرده شده است . و من به عنوانه یک دین دار هم دوست نداشتم سمت این مسائل بروم . من در عمرم هیچ وقت ارتباط با دختری را در این حد نداشته ام که بشود حتی گفت این ها با هم ارتباط جنسی دارند . و الان هم نمی خواستم این ارتباط رو قبل از این که ازدواج بکنم در این حد تجربه کنم . مریم خانم من چه دلم بخواد یا نخواد یه بی دینم .اینم نیست که دیروز بی دین شده باشم یا امروز . من 6 ساله که بی دینم . تو این مدت هم هر چی به خودم زور اورده بودم نتونسته بودم دین رو بپذیرم . ازتون توقع نداشتم که در مورد من اینطوری فکر کنید .


    در پدر و مادر فقط منفعت مالی می بینی و در جنس دختر دنبال لذت و رابطه های آزاد...
    یادت باشد که دوباره از آن ور بام افتادی...چند پستی افتادی دنبال دین و دین داری و حالا دنبال شروع ارتباط های لذت گرایانه...
    تا الان نمی خواستم خیلی در مورد پدرم بحث رو باز کنم . اما چه می شه کرد . پدرم با من دشمن است چون من بی دینم و ایده هایی که در مورد سیاست و فرهنگ و ... هم دارم ایده های لائیک است . و از این ناراحت است که پسرش که عمری برایش زحمت کشیده کاملا برعکس او فکر می کند. اون منو دشمن درجه یک خودش می بینه .

    همیشه دلش رو به این خوش می کنه که منو برنجونه . اگه داداشم چیزی رو بخواد حاضره هر طوری که شده براش جور کنه . اگه پولی رو بخواد بش بده . هر وقت داداشم ازش ماشین بخواد بش می ده . داداشم داره دانشگاه ازاد درس می خونه و ترمی 1.5 ملیون کم کم خرجشه .با این وجود پول کتابای ترمشو پدرم همون اول ترم داد.
    اما من با اینکه دانشگاه دولتی هستم حاضر نبود پول کتابامم بده .بم میگفت اگه پولی بیشتر از پولی که ماهیانه بم می ده می خوام باید برم سر کار . بعده سه ماه التماس حاضر شد پول کتابامو بده .
    داداشم ترم 5 و من ترم 7 . اون هیچ مشکلی برای گرفتن پول از بابام نداره و لازمم نیست کار کنه . اما برای من پول کتابامم نمی ده . ایا فقط من باید برم سر کار . داداشم چی . بابام می خواد با این طور حرف زدنش منو تحقیر کنه و بم یاداوری کنه که بش وابستم .

    من هیچ وقت از بابام نخواستم که برام ماشین بخره یا کار خاصی برام بکنه . اما از اینم ناراحت می شم که وقتی می بینه مادرم می خواد بم کمک کنه مانعش می شه . مادرم با من رابطه خوبی داره و خودش دوست درا که بم کمک کنه .
    حتی یه موقع هایی مادرم بم یه پولی میده و ازم قول می گیره که در موردش به بابام و داداشم چیزی نگم . چون اگه بابام بفهمه از دست مامانم ناراحت می شه .

    الان چند وقته که خرجم رو به کمترین حدی که می شه کاهش دادم . دارم پول جمع می کنم که یه موتور برای خودم بخرم تا دیگه لازم نباشه برای گرفتن دو ساعت ماشین به بابام التماس کنم . من با شما که عارتون می شه سوار یه ماشینی که دنده اتوماتیک نیست بشید خیلی خیلی فرق دارم .

    در رابطه ات با آدمها برنامه ریزی های این چنینی نکن...مثل آن پستی که زدی راجع به دوست شدن با دخترها...که این برنامه ریزی ها باید در زمینه ی درس و کارت باشد ...و به نظر من شما آمادگی شروع رابطه ای را نداری چون فرهنگ لغت رابطه ی مرد و زن را نمی دانی و جتی برای خودت هیچ مرز و اصولی تعریف نکردی تا رفتارهایت را تعدیل کند...
    مریم خانم من یه بی دینم و ادمی که قبلا روابط ناسالم را در حدی تجربه کرده ام و نمی توانم خودم را گول بزنم . شما می گویی نگویم . خب با این که من حرفی نزنم دین دار که نمی شم . باید کسی را پیدا کنم که اگر از نظر مذهبی با من یکسان نیست حداقل ادم مقیدی نباشد . و همچین دختری هم دختری نیست که بایستد تا یه خواستگاری بیاید در خانه اش را بزند . حتما دوست دارد از قبل یک اشنایی وجود داشته باشد و همدیگر را تا حدی بشناسند . سپس در صورتی که از هم خوششان امد انگاه خانواده ها را در جریان قرار دهند . نکند شما می گویید من بروم یک ازدواج سنتی بکنم . من به خاطر حرفایی که در این تالار شنیدم تصمیم گرفتم با کسی که تا حدی شبیه خودم باشد ازدواج کنم .و همچین فردی هم اهل ازدواج به طور سنتی نیست . خب اگه من نخوام به طور سنتی ازدواج کنم باید اخر از یک راهی با یه دختری اسنا بشم . خواستم نظر شما رو بدونم که ایا به نظر شما من با وجود اعتقاداتم و گذشتم به طور سنتی بروم ازدواج کنم یا اگر به نظر شما هم این طور نباید ازدواج کنم از چه طریقی ؟

    ...و بدانی زندگی چیزیست فراتر از رابطه با جنس مخالف..
    ممنون . تا الان در زندگی ام انقدر تحقیر نشده بودم که شما با این حرفتان مرا تحقیر کردید .
    کاش هیچ وقت به دنیا نمی امدم و هیچ وقت زندگی رو تجربه نمی کردم و این حرف ها نمی شنیدم . البته اگر واقعا دارم زندگی می کنم .


    در این زندگی اگر خودمان به اصول اخلاقی مان پایبند نباشیم پس چگونه می توانیم طالب احترام از سوی دیگران باشیم...
    از لطف شما برادر گرامی نسبت به خودم سپاسگذارم و بنده در این تاپیک حرف تازه ی دیگری ندارم
    اگر من به اصول اخلاقی پایبند نبودم هیچ وقت دوست دختر اولی را که داشتم رهایش نمی کردم . همه جوره هوام رو داشت و هیچی برام کم نمی گذاشت و هیچ توقعی هم ازم نداشت .

    برای این ولش کردم که می خواستم خوش بخت بشه . برای اینکه می دونستم خوش بختش نمی کنم . اون موقع اگر باش 5 دقیقه حرف میزدم 2 روز شارژ میشدم . اما به خاطر ایننده اش ولش کردم .من هر چی می کشم از دست این دلمه . کاش عین خیلی ها می تونستم هر کاری رو بکنم و بعدشم راحت زندگیم رو بکنم .
    همین الانم خیلی دلم براش تنگ می شه .نمیدونم کجاست و داره چه کار می کنه اما امیدوارم که خوش بخت بشه .کاش لیاقتش رو داشتم .
    امیدوارم به حرفی که زدید پایبند باشید . حامد حرفای مریم خانم رو که شنیدی دلت خیلی خنک شد که ازش تشکر کردی ؟

    پیشنهاد میکنم در کلاسهای خودشناسی شرکت کن و هدفت از زندگی و آینده را برای خودت مشخص کن.
    می خواهید یه سری به یک دکتر روانپزشک بزنم ...

    حامد چطوریه که بحثای خودت رو هر وقت بخواهی قفل می کنی . باید حتما بحث رو منحرف کنم تا تایپیکم رو قفل کنی !



  8. کاربر روبرو از پست مفید Abc_12 تشکرکرده است .

    Abc_12 (سه شنبه 15 آذر 90)

  9. #35
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی خسته شدم

    من سلیقه ای بحثی رو قفل نمی کنم.
    فقط وقتی قفل می کنم که خلاف قوانین باشد یا خود کاربر بخواهد.

    در این تاپیک شما حرفهای زیادی زدی که جایشان در انجمن آزاد بود.
    من منتقل نکردم، چون در کنارش حرفهای دیگری هم زده شد که امید دارم روی اونها بیشتر فکر کنی.

    فکر می کنم بد نباشد به یک مشاور با تجربه هم مراجعه بکنی. یک مشاور می تواند الآن در این شرایط به تو کمک های زیادی بکند.

    و حالا به خواسته ی خودت این تاپیک رو قفل می کنم. ولی ازت می خواهم که برگردی و این تاپیک و تاپیک های قبلیت رو مرور کنی. بحث های زیادی کردیم که نیاز به تفکر دارند.

    موفق باشی.

  10. 4 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (جمعه 21 بهمن 90)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.