به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    سلام دوست عزیز

    خوشحالم که تصمیم درستی گرفتی .

    خودمو مقید کردم به برنامه ریزیه ام عمل کنم حتی برنامه های کوتاه روزانه که هر روز برای درس اون روزم نوشتم
    وقتی همون چند صفحه رو خیلی خوب یاد بگیرم و آزمون هر دوهفته یک بار رو خوب بدم و تا کنکور همین طور پیش برم جایی برای این افکار نمی مونه
    منم دقیقا به همین شیوه درس خوندم که همون اولین بار که کنکور دادم قبول شدم .
    بجای اینکه فکر راه برای متقاعد کردن دیگران باشی و انرژیتو هدر بدی ، به اهدافت تمرکز کن .

    مطمئنم موفق میشی .

  2. کاربر روبرو از پست مفید matin_alone تشکرکرده است .

    matin_alone (سه شنبه 10 آبان 90)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 تیر 99 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1390-6-05
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    6,589
    سطح
    53
    Points: 6,589, Level: 53
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    272

    تشکرشده 208 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    سلام
    من اومدم با یه دنیا درد که داره پشتمو خم می کنه
    تازه راهمو تو این همه درد پیدا کرده بودم که دو هفته پیش یکی از اقوام دور به خواستگاریم اومد اون برعکس بقیه همونی بود که من دنبالش بودم همه ی معیارهامو داشت و مادرش آنقدر مطمئن حرف می زد و خواستگاری می کرد که کار رو تمام شده می دونست
    و در جلساست این خواستگار ابراز علاقه ی چند ماهه می کرد ولی حالا چند روزه که از اونا خبری نیست و جالب این جاست خواستگاری کردن و جواب مثبت شنیدنشون رو تو کل فامیل جار زدن و حالا نمی دونم چرا یه دفعه پشیمون شدن
    حالا هر کی مادر و پدرم رو می بینه تبریک می گه حالا نه من روی بیرون رفتن از خونه رو دارم نه پدر و مادرم آخه چه طور بگم اونا نیومدن خیلی خستم من که تازه داشتم راهمو پیدا می کردم حالا دوباره افسرده شدم از گریه یه لحظه آروم ندارم تورو خدا دعا کنید برگرده
    دیگه مثل اونو پیدا نمی کنم اولین تاپیکامو بخونید شرایطمو می فهمید
    ای خدا چرا همش شکست مال منه من حق ندارم روی خوشی ببینم [/size]

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 تیر 99 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1390-6-05
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    6,589
    سطح
    53
    Points: 6,589, Level: 53
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    272

    تشکرشده 208 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    [/color][color=#800000][/size][size=large]چرا هر چی نتونستن مال منه
    چرا حتی کسی نمی یاد به حرف های من جوابی بده
    چرا بعد از این که رفته بودم دنبال درس تا کمتر مزاحمی برای ازدواج خواهرم باشم یکی بیاد و آنقدر راحت با احساساتم بازی کنه
    چرا هر چی بد بختی و بد شانسیه باید مال من باشه

    خدایا دیگه طاقت اینو ندارم خدایا چه قدر گریه کنم تا با این وضع کنار بیام و دوباره برم سر درسم

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 تیر 99 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1390-6-05
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    6,589
    سطح
    53
    Points: 6,589, Level: 53
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    272

    تشکرشده 208 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    دیگه احساس می کنم واقعا تقدیرم اینه که هیچ وقت نتونم ازدواج کنم
    دارم می شکنم و کسی این جا بای همدردی نمی یاد

  6. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    دوست عزیز اسمی به این قشنگی انتخاب کردی!تسلیم خدا!یعنی هر چی خدا بخواد همون رو می پذیری درسته گلم؟پس این همه ناامیدی ات واسه چیه؟
    صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم






    [size=medium]
    مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
    اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

    [/size]

  7. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 تیر 99 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1390-6-05
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    6,589
    سطح
    53
    Points: 6,589, Level: 53
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    272

    تشکرشده 208 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Unhappy RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    سلام
    با تشکر از مدیر همدردی که به فکر من بودند چون تو اون تاپیک
    http://www.hamdardi.net/thread-19061-post-176450.html#pid176450
    نمی تونستم پاسخ بدم گفتم ازشون تشکر کنم
    حالم از دیروز بهتره پدرم یه ضرب المثل خنده داری داره که می گه ما آدمها مثل موشها هستیم تو شرایط بد و خوب بالاخره خودمون رو وفق می دیم خوب منم دارم خودمو وفق می دم
    از شما کارشناسان محترم می خواهم بهم بگید این طور فکر کردنم درسته
    فکر می کنم صورت مسئله رو پاک کردم دیگه تصمیم گرفتم کلا فکر ازدواج رو بگذارم کنار حتی اگه بهترین خواستگارم داشتم همون اول بگم نه که این طور هر آدمی نتونه با احساساتم بازی کنه
    یه کم از خدا و امام رضا که تو همه لحظه ها باهاشم و فکر می کنم کنارمه دلگیرم چرا تنهام گذاشتن
    حالا بیشتر برای مادر و پدرم دلم می سوزه خیلی غم منو می خورند و این که چطور مقابل این نیش و کنایه زنها باید جواب بدن
    دارم کم کم به حالت عادی بر می گردم ولی برای فرار از فکر کردن و غصه خوردن یا می خوابم یا گر یه می کنم
    شما دوستان هم اگر راهی به نظرتون بیا د برام بگید و از کارشناسان می خوام راهنماییم کنند
    خدایا به داده و نداده ات شکر


  8. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 تیر 99 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1390-6-05
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    6,589
    سطح
    53
    Points: 6,589, Level: 53
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    272

    تشکرشده 208 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    سلام
    دوستان من به نامم ایمان آوردم
    هفته ی پیش یه خواستگار خیلی بهتر از قبلی برام اومد و ما عقد کردیم آنقدر دوستم داره که حد نداره
    خوشحالم از این که همیشه تسلیم خدا بودم
    خدا نگهدارررررررررررررررررررر ررر

  9. 2 کاربر از پست مفید تسلیم خدا تشکرکرده اند .

    تسلیم خدا (یکشنبه 25 دی 90)

  10. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی توانم همه ی زندگی ام را از من گرفته

    بهتره به يك روانشناس خوب مراجعه كني عزيزم


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  2. توجه توجه، سریعا صندوق پیامهای خصوصی خود را تخلیه فرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 تیر 90, 16:22
  3. توجه توجه :نكات بسیار مهم در رویكرد جدید تالار همدردی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 88, 22:57
  4. تجربه نيست ولي نظريه است ( توجه ، توجه ، توجه )
    توسط honarmand در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 25 اسفند 86, 18:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.