جانا كه از درد مشترك گفتي
شايانا جان شايد حرفهام تكراري باشه. من براي رفع مشكلت پيشنهاد مشخصي ندارم ولي مسئله خودم و پدرم رو عنوان مي كنم شايد به درد تو هم خورد:
من هم مثل تو عشق هنر و آهنگسازي بودم اما بابام نه، از همون بچگي راه همه مون رو مشخص كرده بود و من بايد خانوم مهندس ميشدم. فوق العاده شر و شيطون بودم اما بابام اين شيطنت ها رو قبول نداشت و خلاصه از همون بچگي اينقدر تو گوشم خوندند و خوندند تا حسابي از ذوق و شوق افتادم. خلاصه رسيديم به انتخاب رشته دبيرستان من مي خواستم برم هنرستان بابام نذاشت خب دوباره اطاعت كردم و بدون هيچ علاقه به راه بابام رفتم اما نتيجه خوب از كار در اومد و رشته ام دلخواه و مورد علاقمه اما با اجازت با بابام همكار شدم و دوباره اختلاف سليقه ها هست اما شايانا جان دقت كن ميگم اختلاف سليقه.
لازم نيست كه حتما شما براي موفقيت فقط راه خودت رو بري و يا فقط راه پدر رو انتخاب كني، مي توني يك بالانسي رو ايجاد كني و به اين رشته ات كه بهش علاقه نداري بعنوان رشته تخصصي خودت قبولش كني و بعنوان شغل اصلي بهش نگاه كني و در كنارش به دنبال علايق خودت برو. الان موسسات آزاد زيادي هستند كه در هر زمينه اي دانشجو قبول مي كنند. ولي لطفا نگو كه دير شده و نميشه و .... اگه واقعا عاشق هنري پس زمان نبايد برات مطرح باشه و در هر سني ميتوني بهترين باشي.
اگه الان به بابام بگم ميخوام برم كلاس سلفژ، بهم ميگه قرتي. نظر بابام محترمه اما مي خوام حالا كه حرفه اي دنبال موسيقي نرفتم حداقل بتونم واسه دل خودم يه سه تاري، سنتوي خلاصه يه چيزي بزنم، مي بيني چقدر قانع شدم![]()






میبینم که نیومده هم پررنگ کردی خودتو :)
،پس نتیجه میگیرم دیکته نویس خوبی هم نیستم 
پس زحمت و فشار زیادی میطلبه!(منم بخوام ساز بزنم برا دل خودم نه بصورت حرفه ای،یکمی راحتتره برام اقدام کردن،و واسه تفریح و سرگرمی خودم که نمیام تاپیک باز کنم،اگه بخوام این راهو برم کل مسیر زندگیمو تحت تاثیر قرار میده،واسه همین برام تصمیم گیری سخت بود و بکمک نیاز داشتم)

)
علاقه مندی ها (Bookmarks)