ممنونم آقای baby
یعنی شما میگید نگم؟بیخیال بشم و به قول شما ساده سازی کنم؟
اقای کبوتر
از شما هم سپاسگزارم.اره فکر خوبی به ذهنتون رسید.اگر اقایون جواب بدن خیلی خوب میشه.
از همه شما خوبان که منو یاری میکنید سپاسگزارم
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
ممنونم آقای baby
یعنی شما میگید نگم؟بیخیال بشم و به قول شما ساده سازی کنم؟
اقای کبوتر
از شما هم سپاسگزارم.اره فکر خوبی به ذهنتون رسید.اگر اقایون جواب بدن خیلی خوب میشه.
از همه شما خوبان که منو یاری میکنید سپاسگزارم
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
maryam123 (چهارشنبه 16 فروردین 91)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
مریم جان منم نظر آقای baby رو قبول دارم . در این مورد بهترین راه حل ساده سازی است.نوشته اصلی توسط baby
امیدوارم تا الان موضوع رو به شوهرتون نگفته باشید.اصلا لزومی نداره مسئله رو بزرگش کنید.
پاییزان (سه شنبه 15 فروردین 91)
تشکرشده 216 در 77 پست
سلام عزیزمنوشته اصلی توسط maryam123
ببین در مورد این جمله ای که نوشتی میخواستم این رو بگم که شاید همین حرکت باعث شده که این اقا در دلش یه فکرهایی کنه .ببین گلم میدونم که تو اصلا قصدی نداری و بسیار پاکدامنیاما دیدی تو این سریالو فیلمای ایرانی تا میخوان نشون بدن که دختر پسر از هم خوششون میاد یا مثلا مراسم خواستگاریشون هست تا دختره به پسره نگاه میکنه و میبینه که پسره داره نگاش میکنه فوری نگاهش رو میدزده و سرشو میندازه پایین و تو دلش قند اب میشه.من میگم شاید این اقا هم این حرکت شما رو که دیده فکر کرده که شاید شما هم از ایشون خوشتون میاد و حالا که مثلا به این خیال خام رسیده که مورد توجه شما هست داره اینطوری بهتون بی توجهی میکنه و این ضایع بازی رو درمیاره که تو نگاه شما مثلا جذاب تر شه...ببین به نظر من تو اینجور موارد حرکات بدن ادم ها خیلی مهم هست و به عقیده من تاثیر یه نگاه یا لبخند ممکنه از دیدن صد تا تار مو هم بدتر باشه
البته گلم شاید هم اینطور نباشه اما خوب هر کسی نظر خودش رو میگه اینجا.
ببین به نظر من هم شما الان خیلی رو این اقا حساس شدی اصلا بهش توجه نکن یعنی به هیچ عنوان سعی کن اصلا نگاهش نکنی که مجبور شی نگاهت رو بدزدی اگه هم اتفاقی و احیانا باهاش چشم تو چشم شدی به نظر من به جای سریع دزدیدن نگاه یه نگاه سردو معمولی و بی توجه بکن و بعد به کاری که مشغول بودی بپرداز.
در مورد به شوهرت گفتن هم شما بهتر میدونی و همسرت رو بهتر میشناسی و اگه فکر میکنی که باعث حساسیت بیش از حد و غیر منطقی ایشون میشه با توجه به تاپیک قبلی ات که در اون مساله ای که داشتی وگفتی که شوهرت شرطهایی رو برات گذاشته که اجازه ادامه تحصیل در ارشد رو بهت نداده بود و گفته بود سر کار نری و ...و البته شاید هم برخوردش الان و رو این موضوع اینطور نباشه اما به هر حال خودت ایشون رو میشناسی و تصمیم با شما هست..راستی عزیزم اگه دوست داشتی بگو الان وضعیتت خوب هست شوهرت هنوز رو شرطهاش هست یا اینکه تونستی کاری کنی که ایشون در این قضیه یه کم کوتاه بیان؟
موفق باشی![]()
گل بیرنگ (جمعه 18 فروردین 91)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام بیرنگ جان
من الان شرایط خوبی دارم.دانشجو ارشدم و شاغلم و شکر خدا مشکلاتم حل شده.
فکر هم نمیکنم مطرح کردن این تاپیک من در اینجا کمکی به حل مشکلم بکنه
به هرحال من اگر جای شما بودم این موضوع رو اینجا عنوان نمیکردم.چراکه من در اون زمان شرایط سختی داشتم و واقعا اشفته و دگرگون بودم
شما اگر میتونی کمکی به حل مشکل فعلی من بکن نه باز کردن گذشته ای که با تمام تلخیاش تموم شده و رفته.
اگر هم نمیتونید بهتره فقط از تجربیات استفاده کنید.
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
maryam123 (چهارشنبه 16 فروردین 91)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مریم جان
ازت می خوام تاپیک "بازی ها" را با دقت بخوانی .
اگر با دقت بخوانی جواب کل ماجرا در آن تاپیک هست .
اگر سئوالی داشتی بعد از خواندن آن تاپیک بپرس .
نکته : ابدا به همسرت حرفی نزن .
ani (چهارشنبه 16 فروردین 91)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام انی عزیز
تاپیک بازی ها رو چطور پیدا کنم؟
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
maryam123 (چهارشنبه 16 فروردین 91)
تشکرشده 216 در 77 پست
عزیزم اگه دقت کنی من اولش راه حلی که به ذهنم رسید رو بهت گفتم و سعی کردم که با توجه به صحبت خانم انی عزیز که میگن سعی کنیم که سر دوربین رو اول به طرف خودمون برگردونیم ببینم که اگه مسئله ای باعث تشدید این موضوع میشه رو بهتون بگم شاید کمک کننده باشه و بتونین بهتر مشکل رو حلش کنین .
در مورد اون تاپیک هم خواستم مخصوصا اقایونی که میگن باید به شوهرتون بگین این تاپیک رو بخونن و با توجه به اون نظرشون رو بگن شاید کمکشون کنه که شناخت بهتری به دست بیارن و بهتر کمک کنن چون مردها هم رو بهتر میشناسن و باور کن که اصلا قصد بدی نداشتمشما خیلی خیلی حساسی و بد برداشت کردی عزیزم البته شاید هم حق با شما باشه و من باعث مرور خاطرات بدی شدم ولی باور کن قصد بدی نداشتم .
مریم جون همه تو زندگی با مشکلی مواجه میشن و خدا رو شکر که مشکلات شما ظرف این مدت خیلی کوتاه تمامش حل شدباور کن بعضی ها سال ها با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنن.
هیچوقت ادمها رو با دید منفی نبینین چه خوب میشه که کمی مهربونتر به هم نگاه کنیم
گل بیرنگ (جمعه 18 فروردین 91)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ani (چهارشنبه 16 فروردین 91)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
آنی عزیز
مغزم منفجر شد !
عجب مطلب سنگین و سختی بود
ممکنه بهم بگید کدوم دقیقا مربوط به مشکل من میشه؟
-الکلی
2- بدهکار
3-یک اردنگی به من بزن
4-حالا گیرت آوردم ، پدر سگ
5-ببین مجبورم کردی چه کار کنم
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
شما در گیر چند بازی هستی
از جمله چند نوع از انواع بازی های جنسی که متاسفانه با توجه به فرهنگ مذهبی سنتی ایرانی بازی های بسیار خطرناکی است .
و اگر به همسرت بگویی بازی " یالله شما دو نفر با هم دعوا کنید " و.....که توام با حالا گیرت آوردم و یک اردنگی به من بزن و قهر - ببین به خاطر تو مجبور شدم و ..........میشه .
آنتی تز تو باید بي محلي بدون حساسيت باشد .
ضمن اینکه خودت هم اقدام به راه اندازی بازی جدید نکنی .
تکرارمی کنم درگیر یکی از انواع خطرناک بازی هستی پس دقت کن و خودت را از بازی بکش بیرون
ani (چهارشنبه 16 فروردین 91)
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)