سلام،
انگار دو روزی هست به تاپیک نیامده اید نمی دانم مطالبم مفید خواهد بود یا نه.
دوست من، چیزی که به نظرم روشن هست، این است که شما کشش و علاقه خاصی نسبت به این خانم ندارید. بنده هم مشکلی شبیه مشکل شما داشتم که البته وقتی متوجه تردیدم شدم، بلافاصله رابطه را معلق کردم و چون دیدم مسئله برایم حل نشد، رابطه را قطع کردم. البته قضیه ما فقط در حد یک خواستگاری جلو رفته بود.
ببینید، اگر کسی به طرف مقابلش علاقه داشته باشد، نشانه این علاقه آن است که سعی می کند حتی اگر ایرادی هم در طرف مقابل هست، خودآگاه یا ناخودآگاه آن را نادیده بگیرد، حتی اطرافیانش را هم متقاعد کند که مسئله مهمی نیست. نه این که خود پس بکشد.
اگر عقد نکرده بودید بنده برای شما پیشنهادی داشتم. الان دو مسئله ای را که از تاپیک شما برداشت کردم عرض می کنم، شاید مفید باشد:
1- ازدواج سه رکن اساسی دارد: تشابه (مادی، معنوی، تحصیلات، خانوادگی، فرهنگی، ظاهری)، تفاهم (دید مشابه به زندگی، آینده، مذهب...)، و جذابیت و کشش. این ها را از مشاوری که نزدش رفتم آموختم. ضلع جذابیت برای مورد شما به شدت لنگ می زند، ظاهرا از اول هم جذابیتی نبوده.
می گویند اگر طرف مقابل فرشته هم بود، اگر به دلت ننشست و جذابیتی برایت نداشت، این فرشته را رها کن و سراغش نرو...
2- شما به سبک سوپر سنتی ازدواج کرده اید. در حالی که خودتان مدرن هستید. یک نشانه این مدرن بودن هم همین که در این تالار مشکل خود را مطرح می کنید و مشورت می طلبید. روش ازدواج شما به دید من بیشتر مناسب حال کسی است که اصلا نمی داند مشورت یعنی چه! من معتقدم حتی در روش سنتی هم دو نفر باید چندین ماه با هم دیگر رفت و آمد داشته باشند (بدون شلوغ بازی و مطلع شدن خاله خانباجی ها، فقط با اطلاع خانواده درجه اول دو طرف). تا با دلی مطمئن از هر نظر به سراغ ازدواج بروند. والله اعلم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)