افرين من هم همينطور shad عزيز من هم دوست داشتم سريع خودم و به شوهرم برسونم و بهش بگم كه خيلي دوسش دارم دوست داشتم زمان مي ايستاد تا من بهش برسم و حرف دلم را بزنم اگر وقت بودم پيش خانوادم مي رفتم و به اونها هم مي گفتم كه چقدر برام عزيزند ولي اگه نمي رسيدم چي ؟ واي همين الان حول شدم اگه واقعا نمي رسيدم كه با شوهرم خداحافظي كنم چي ؟ اگه نمي رسيدم كه حرفهاي دلم و بهش بزنم چي ؟ چقدر بد مي شه اگه نرسم خيلي دوست داشتم اون لحضه پيشش باشم و در كنار هم به اين لحظه برسيم بعد به خانوادم زنگ مي زدم و از خدا هم طلب بخشش مي كردم
ولي فكر كنم اون لحظه كه اين اتفاق نزديك مي شه همه دوست دارند يا پيش عزيزانشون باشند يا بهشون زنگ بزنند فكر كنم اون وقت خطوط تلفن پرترافيك تر از هميشه بود همه شروع مي كردند با موبايلاشون تماس گرفتند خيليها مي رفتند باجه هاي تلفن خيلي ها سريع حركت مي كردند به سمت عزيزاشون و كلا زمين دگرگون مي شد
مي خوام بگم هميشه بايد طوري زندگي كنيم كه فكر كنيم لحظه اخر عمرمون هست و همين الان ممكنه از بين بريم و ديگه نباشيم . بايد طوري رفتار كنيم كه اگه همچين اتفاقي افتاد همش نگيم اي كاش برسم معذرت خواهي كنم اي كاش برسم بهش بگم كه چقدر دوسش دارم اي كاش باهاش اين رفتار و نمي كردم بايد طوري رفتار كنيم كه جاي اي كاشي نمونه
اگه اينجوري بود چقدر همه چيز زيبا بود چقدر كدورتها كوتاه بود
اي كاش همه هميشه اينجوري بوديم





پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)