شاد عزیزم در جواب سوالت : توی تنهاییت رابطه ات با خودت چه شکلیه؟
باید بگم خیلی خوب . چون باعث نمی شه وقتم بی خودی هدر بره . کتا ب می خونم . نقاشی می کشم . با دنیای مجازی ارتباط برقرار می کنم . کار دستی درست می کنم . می نویسم . فکر می کنم . قرآن می خونم . با کامپیوتر کار می کنم . خلاصه من می تونم مدتهای زیادی تنها باشم و حوصلم سر نره .
اما اینطوری نیستم که احتیاج به رابطه نداشته باشم . حتی توی زمانهای دراز تنهاییم از اینکه مثل مردم عادی با کسی رابطه برقرار نمی کنم ناراحتم .
ولی چون تو ارتباط با آدما موفق نیستم ناچارا کناره گیری می کنم .
شوهرم چون استاد حوزه هست خیلی خوب حرف می زنه و من تصمیم داشتم به هر صورتی هست نذارم که جلوش کم بیارم .اما عاقبت نتونستم خود واقعیمو که یه آدم بی زبون ِ ناتوان از حرف زدن هست رو مخفی کنم .
حالا تنها حرفی که می تونم بهش بزنم اینه که نمی تونم حرفامو بهت بگم . بهونم هم اینه که وقتی می بینمت همش یادم می ره . ولی واقعیتش اینه که من حرف خاصی مد نظرم نیست بلکه همون حرف روزمره که همه بلدن بزننو هم بلد نیستم بگم.






علاقه مندی ها (Bookmarks)