به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1391-6-05
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    395
    سطح
    7
    Points: 395, Level: 7
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازم میپرسه چرا باید قبول کنم رابطمون دوستی معمولی نباشه؟

    از اینکه وقت میزارید و راهنمایی میکنید سپاسگذارم.
    [size=medium]اما واکنش های این دختر نسبت به بی توجهی های من طبیعیه من اولویتم اول کار بوده دوم احساساتم اما این که چطوری بتونم راهی به وجود بیارم که بهش اثبات کنم که الان بی توجه نیستم نمیدونم که چه راهیه. چون ازم که پرسید اولویتت چیه خوب منم بدون فکر گفتم اولویت اول در حال حاضر کارم هست. و حالا که خودم رو جای اون دختر میزارم میفهمم که چه احساس بدی الان نسبت به من داره. اگر هر کسه دیگه هم با من این کار رو میکرد همین رفتارو داشتم.
    یک بار کارم رو به خاطرش ول کردم اما دوباره که برگشتم نظرش نسبت بهم عوض شد. اما نمیدونم که چطور بهش بگم که به من فرصت بده تا بتونم در عمل اثبات کنم. الان حاضر نیست که منو ببینه میگه هر وقت فرصت شد خبر میده. میدونم که حاضر نیست که منو الان ببینه.
    میگه که هیچ توقعی از من نداره و منو بخشیده. اما خودم که میدونم اینطوری که میگه نیست. شرایطم برای ازدواج تا چند وقته دیگه مهیا میشه اما الان شرایطش رو ندارم و تا 1 سال دیگه درست میشه.
    اما من فکر میکنم مشکلی که من داشتم اینه که اصلا به حرفهاش گوش ندادم چون فقط درگیر کارم بودم که این هم دلیلی بر بی توجهیه من نمیشه. اما الان هیچ راه حلی ندارم. نمیدونم که کی حاضر میشه همدیگر رو ببینیم تا حداقل بهش ثابت کنم که حداقل تو کمترین حالت من باحاش یه دوستم.
    اگر راهنمایی کنید ممنون میشم.
    [/size]

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1391-6-05
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    395
    سطح
    7
    Points: 395, Level: 7
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازم میپرسه چرا باید قبول کنم رابطمون دوستی معمولی نباشه؟

    سلام بر دوستان
    بعد از چند روز یه روز که داشتم سر کار میرفتم به طور اتفاقی دوستم رو دیدم وقتی منو دید خودشو زد به اون راه که انگار اصلا منو ندیده ولی از اونجایی که من دیدمش برای سلام کردن رفتم سمتش و سلام کردم به زور جواب سلام داد کمی که با هم صحبت کردیم یه شکلات از توی کیفش دراورد و به من داد منم ازش تشکر کردمو گرفتم. باید میرفتم سر کار و خداحافی کردیم. تا دیشب که اس ام اس دادم که حالشو بپرسم چون اون روز که دیدمش خیلی رنگ پریده بود. گفت مرسی که نگران حال من هستی. ادامه دادیم و شب اروم با صحبتهای منطقیو احساسی داشتیم.
    اما زمانی که من رفتم تو فاز احساسی در جواب آخر برای من فرستاد که (آخی!)
    حالا نمیدونم که به حالت مسخره گفته یا چیزه دیگه. و من هم گفتم که ازم دور شدی دلم برات تنگ شده که آخرش اونو گفت ولی خدم احساس کردم که مسخرم کرد اما نمیدونم احساسم درسته یا از نگاه بد منه.

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1391-6-05
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    395
    سطح
    7
    Points: 395, Level: 7
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    به نظر شما این جوابش چه معنی میده؟

    سلام بر دوستان
    بعد از چند روز یه روز که داشتم سر کار میرفتم به طور اتفاقی دوستم رو دیدم وقتی منو دید خودشو زد به اون راه که انگار اصلا منو ندیده ولی از اونجایی که من دیدمش برای سلام کردن رفتم سمتش و سلام کردم به زور جواب سلام داد کمی که با هم صحبت کردیم یه شکلات از توی کیفش دراورد و به من داد منم ازش تشکر کردمو گرفتم. باید میرفتم سر کار و خداحافی کردیم. تا دیشب که اس ام اس دادم که حالشو بپرسم چون اون روز که دیدمش خیلی رنگ پریده بود. گفت مرسی که نگران حال من هستی. ادامه دادیم و شب اروم با صحبتهای منطقیو احساسی داشتیم.
    اما زمانی که من رفتم تو فاز احساسی در جواب آخر برای من فرستاد که (آخی!)
    حالا نمیدونم که به حالت مسخره گفته یا چیزه دیگه. و من هم گفتم که ازم دور شدی دلم برات تنگ شده که آخرش اونو گفت ولی خدم احساس کردم که مسخرم کرد اما نمیدونم احساسم درسته یا از نگاه بد منه.
    گفتم اسم رو عوض کنم مناسب تر باشه.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم حرفامو نمیپذیره ....
    توسط fariba293 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 دی 95, 15:44
  2. ۵ماهه شوهرم ترکم کرده کمکم کنید زندگیم داره از هم میپاشه
    توسط یاصاحب زمان ادرکنی در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 113
    آخرين نوشته: شنبه 01 خرداد 95, 02:14
  3. چرا به من کمک نمکنید زندگیم از هم میپاشه!!
    توسط مامان آرشا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 تیر 94, 19:08
  4. از شما میپرسم
    توسط لبریز در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 18 مرداد 93, 00:53
  5. شرکت سایپا-فرهاد مهرداد
    توسط mohajer در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 دی 87, 16:07

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.