سلام جناب مشاور
خیلی خیلی خوشحال شدم که وقت گرانبهاتون رو گذاشتین و اینقدر خوب برام مساله رو باز کردین
راستش دقیقا همینطور
تا الان چندین بار همسرم گفتن که مثلا وقتی تنها با ماشین میری بیرون قلبم میخواد از جا بکنه از ترس اینکه نکنه اتفاقی برات بیفته همش دلهره دارم تا اسمس میدی که رسیدم آروم میشم
یا مواردی مشابهه این
چندین بار هم گفته که من قصد آزارت رو ندارم و سعی دارم خوب بشم
اما جناب مشاور نمیدونم چرا ته دلم میترسم
من اگر مطمئن باشم با این راه حلی که شما لطف کردین و بهم گفتین همسرم کم کم خوب میشن و آسوده خاطر میشه حتما انجام میدم
اما همونطور که قبلا گفتم
من این سوال و نگرانی تو ذهنمه که با این کارم همسرم بدتر نشه و تازه توقع نداشته باشه من اصلا نرم بیرون با این منطق که من خودم باید خودم درک کنم و نرم بیرون
نمیدونم چقدر تونستم منظورم رو برسونم
من این سوال و نگرانی تو ذهنمه که با این کارم همسرم بدتر نشه و تازه توقع نداشته باشه من اصلا نرم بیرون با این منطق که من خودم باید خودم درک کنم و نرم بیرون ( یعنی اینکه حتی او نیاز به پیگیری نداشته باشد و شما خودتون مراعات می کنید.)
نمیدونم چقدر تونستم منظورم رو برسونم







علاقه مندی ها (Bookmarks)