به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 25 از 31 نخستنخست ... 51516171819202122232425262728293031 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 304
  1. #241
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    به به به. جناب آقای آرش نخبر ؟

    یه لطفی کن مخالف رنگ فنوت من تایپ کن بهتر خوانده بشه .قبول


    1شغل شما چی هست .

    2چطور شد تالار رو پیدا کردی .

    3چند سالته .

    4کتاب زیاد میخونی . چرا انقدر کتابی حرف میزنی

    5دراین مدتی که اومدی تالار چه چیزهای یاد گرفتی .

    6نظرت راجبع پدر بزرگ چیه .انتقاد پیشنهادات

    7چرا آقا حامد 60 پست در آلاچیق رو حذف کردش.؟

    9حدفی برای آینده داری .میخوای چکارهای رو انجام بدی .؟

    10 در انجمن آزاد چه خبره چرا کپی برداری نمیکنی بدی بهمون نمیگی دلم آبمیشه .

    11چرا امید انقدر دوست داره متاهل بشه یه متاهلی یعنی بهتره .

    12 اسم اصلیتون آرشه یا اسم پسرته ؟

    13 تو کی میری سر کار همیشه آن هستی . نکنه لب تاب داری >

    14 اینترنتت پرسرعته یا از این هندلی هاست .

    15نظرت راجبع این طرح مدیر چی بود که قرعه کشی شد. اما خیلی از کاربران غیر فعال انتخاب شدن .
    خیلی ها هم ناراحت شدن این وسط .

    16 من حاضرم عضویت در انجمن را به اونی که واقعا نیاز داره بدم. باید چیکار کنم.
    نگو به مدیر بگو که کار ساز نیست امتحان شده .

    17 یه خاطره از دوران کودکیت بگو اون وقتایی که شیطون بودی /

    18 چقدر شیطونی . احل بگو بخند هستی . یا اخمو هستی .

    19 قد بلندی یا کوتاه .

    20 ماشین داری چه مدلی .

    21 جمعه ها از تنهایی چیکار میکنی .

    22دوست داشتی جنسیتت چی بود دختر یا همین.

    23چرا نازنین 1 از تالار رفت بدون خدا حافظی .

    24 بااین ها یه جمله بساز . کبوتر . ماشین .تفنگ. میدونم چی میخوای بگی خیلی نامردی

    25 نظرت راجبع امضاء من چیه .اعتقاد داری .



    طاقت نیاوردم دوباره اومدم.

    چرا با اینکه خدا میتونه که شیطان رو نابود کنه این کار رو نمیکنه .

    اصلا چرا این شیطان خلق شده . واسه چی .به چه درد میخوره .

    چرا با اینکه ما انسانها میدونیم. که روزی خواهیم. مرد پس این همه گناه کلاه بردای وغیره...رو چرا انجام میدیم.

    یه خواب ترس ناک تعریف کن که ماهم بترسیم.

    چقدر خوابهای که میبینی درست از آب در میاد . اصلا قبول داری .

    چرا من از اول کودکیم تا الان که بزرگ شدم .همش سختی میکشم. مشکل من کجاست .

    غذا چی دوست داری .

    شبها چه ساعتی میخوابی . صبح چه ساعتی بیدار میشی .

    از چه رنگی خوشت میاد .

    از چه نوع آدمهای بدت میاد .

    چرا ما گاهی وقت ها دروغ میگیم.

    این سوال خیلی مهمه. چرا اکثر خانمها پست باز میکنند . چرا همش خانمها مشکل دارند .
    ما مردها مشکلاتمون رو چیکار میکنیم. چالش میکنیم.

    بازم میاما سرم گیج رفت انگاری فشارم افتاده .من برم. یه آب قند بخورم. دوباره بیام.

  2. 9 کاربر از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده اند .

    پدربزرگ (یکشنبه 12 شهریور 91)

  3. #242
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    خب آقا آرش قرعه به نام شما افتاد
    1- شبا دندوناتو مسواک میزنی؟
    2- از آدمای توی زندگیت 3تاشونو که از همه بیشتر دوست داری بگو
    3- قبل از ازدواجت دوست دختر داشتی؟
    4- بغیر از خانومت رابطه هم داشتی؟ (صندلی داغه به من ربطی نداره سوالا اینجوریه)
    5- اگه دخترت یه روز بیاد بگه: بابا این دوست پسرمه چه عکس العملی نشون میدی؟
    6- تو مدرسه ریاضی چند میگرفتی؟
    7- به دخترا متلک هم میگفتی؟
    8- دنبال دختر دبیرستانی میوفتادی؟
    9- تا حالا با ماشین لایی بازی کردی؟ دستی هم کشیدی با سرعت بالا؟
    10- از جیب بابات تا حالا یواشکی پول برداشتی؟
    11- از این بچه تخسا بودی یا از این آروم مظلوما؟
    12- تا حالا شیشه مدرسه رو شیکوندی؟
    13- تا حالا زنگ خونه همسایه رو زدی فرار کنی؟
    14- تو مدرسه سطل آشغال آتیش زدی؟
    15- تا حالا چندبار سر امتحان تقلب کردی؟
    16- اگه موقعیت برات جور شه میری خارج؟
    17- دلت میخواست الان چندسالت بود؟
    18- یه چیزی که میخوای بهم بگی رو بگو
    19- به نظرت من پسرم رو دوباره از نزدیک میبینم؟
    20-از نظرت نادیا-7777 چجور زنیه؟

    تمام سوالات رو درست جواب بدین...دروغ هم نگین چون من دستی به آتیش دارم و صندلی داغ رو تبدیل به صندلی الکتریکی میکنما!!!!

    باتشکر

  4. 8 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (دوشنبه 13 شهریور 91)

  5. #243
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    آقا آرش در حال پاسخ دادن به سوالات صندلی داغ بودن

    که یک اتفاق افتاد فکرکنم سوالات خیلی داغ بودن سیستمش سوختش یا منفجر شد

    چون دیدم که مدیران به سمت اتاق صندلی داغ میدویدن . یکی داد میزد زنگ بزنید به اورژانش یکی میگفت

    نه به آتش نشانی زنگ بزنید . منم از دیدن این صحنه خوشکم زده بود.

    الان که 1 ساعتی میشه از آرش خبری نیست .

    من رفتم رو پشت بوم تالار که ببینم آرش میاد یا نه . نه نه ازش خبری نیست .

    امید بیا با فرهنگ دوتایی برید جلوی درب خونشون ببینید چی شده نگرانیم. آخه .

    آرش آرش ببخشید بیااااااااااااا من قول میدم از این بعد تماشا کنم دیگه سوال نمیپرسم. .

    ای خداااااااااااااااا آرش رو بهمون برگردون .

  6. 9 کاربر از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده اند .

    پدربزرگ (سه شنبه 14 شهریور 91)

  7. #244
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    اجازه بدید از لطف آقای ابراهیمی و ویدا خانم که منو دعوت کردند تشکر کنم، وقتی امروز بعد از ظهر دعوت شدم فوری قبول کردم و خوشحال هم شدم چون میتونم در برابر سوال دوستان خودم را به چالش بکشم.
    کلا این اولین بار هست روی صندلی داغ میشینم، اگر بی تجربگی کردم ببخشید دیگه.
    با اینکه سعی می کنم به همه سوالات حتما جواب بدم، اما شاید بعضی سوالات رو واقعا نتونم جواب بدم، یا نخوام جواب بدم، قبلا بابت این موضوع از دوستان عذر می خوام.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پدربزرگ
    به به به. جناب آقای آرش نخبر ؟


    سلام جناب پدر بزرگ، خبر یخدی

    یه لطفی کن مخالف رنگ فنوت من تایپ کن بهتر خوانده بشه .قبول


    چشم!

    خوبه؟


    1شغل شما چی هست .

    کارمند، حقوق بگیر


    2چطور شد تالار رو پیدا کردی .

    دادخواست احضاریه مهریه اومده بود در خونه، سرچ کردم ببینم که اصلا مهریه داستانش چطوریه، رسیدم به اینجا

    3چند سالته .

    39

    4کتاب زیاد میخونی . چرا انقدر کتابی حرف میزنی

    قبل از ازدواج ، کتاب زیاد می خوندم، شب اگر کتاب نمیخوندم خوابم نمیگرفت، بعد از ازدواج نمیدونم چطور شد، اصلا حس کتاب خوندن رو از دست دادم، البته خانمم خودش اهل کتاب خوندن بود.
    فکر نکنم با این غلظتی که میگید کتابی حرف می زنم! اتفاقا خیلی دارم سعی میکنم متنی که مینویسم کتابی نباشه.


    5دراین مدتی که اومدی تالار چه چیزهای یاد گرفتی .

    خیلی چیزا، مخصوصا نگام به آدما و خودم تا حدی تغییر کرده، سعی میکنم یک جورایی خودم رو بازسازی کنم و به ترمیم اعتماد به نفس و غرورم بپردازم، باید دوباره خودم رو پیدا کنم.

    6نظرت راجبع پدر بزرگ چیه .انتقاد پیشنهادات

    همیشه نظر دادن در مورد یک شخص برای من سخت بوده، حتی در مورد ظاهرش، معمولا سعی میکنم نظری ندم، اما خب اینجا صندلیه داغه

    فکر میکنم در دوستی و رفاقت کم نمیذاره، با اینکه مشکلات و سختی هایی در زندگی شخصیش داشته، داره سعی میکنه تاثیر اون مشکلات در زندگیشو به حداقل برسونه و فراموش کنه، اینجا تالار دنیاییه که میتونه در اون کودک درونش رو شادتر کنه.
    تنها پیشنهاد یا انتقادی که میتونم بکنم اینه که به املای درست لغات توجه کنه،
    :)
    دیگه من جز خوبی از ایشون چیزی ندیدم

    7چرا آقا حامد 60 پست در آلاچیق رو حذف کردش.؟
    من متوجه این موضوع نشدم، اما فقط میدونم که صحبت این بود اونجا به جای کل کل به چت تبدیل شده،
    البته من نمیدونم کل کل اینجا چه تعریفی داره و چت چه تعریفی،


    9حدفی برای آینده داری .میخوای چکارهای رو انجام بدی .؟

    هدف دارم، هدفم اینه که پولدار بشم، اون هم با تاسیس یک شرکت، فعلا برنامم اینه.

    10 در انجمن آزاد چه خبره چرا کپی برداری نمیکنی بدی بهمون نمیگی دلم آبمیشه .

    من همه بحث ها رو نخوندم، اما به نظر می رسید یه جورایی موزه ی بحث بود، یکسری بحث ها رو اعضای انجمن ایجاد کرده بودند که منتقل شده بود اونجا و همونطور مونده بود، انگار باید تماشا میکردی و از کنارشون رد می شدی،
    نه پیگیری شده بود، نه هیچی
    اما یک سری بحث ها هم بود که واقعا چالشی و داغ بود، من از خوندنش لذن بردم،
    تو دلم به تحمل و سعه ی صدر مدیر همدردی تبریک گفتم،
    امیدوارم این گروهی که در قرعه کشی برنده شدند بیان و اونجا بحث های داغی صورت بگیره



    11چرا امید انقدر دوست داره متاهل بشه یه متاهلی یعنی بهتره .

    من همسن امید خان بودم دقیقا مثل خودش بودم، زن میخواستم اما روم نمیشد، بنابراین کاملا درکش میکنم
    البته من 25 سالگی ازدواج کردم،
    فقط امیدوارم سرنوشت زندگیش مثل من نشه و یک ازدواج منطقی و موفقی رو تجربه کنه.


    12 اسم اصلیتون آرشه یا اسم پسرته ؟

    پسر ندارم، اسم اصلی خودمه

    13 تو کی میری سر کار همیشه آن هستی . نکنه لب تاب داری >

    لب تاپ ندارم، ولی هم تو خونه هم تو شرکت آنلاین میشم، روی گوشیم هم هست که خیلی وقتا از طریق اون آنلاین میشم، مخصوصا وقتی جایی هستم که حوصله ام سر رفته

    14 اینترنتت پرسرعته یا از این هندلی هاست .

    پر سرعته، البته وقتی بیرون هستم یا جایی هستم که وایرلس نداشته باشه، از طریق اینترنت همراه اول وارد فضای اینترنت میشم که خیلی هم کند هستش

    15نظرت راجبع این طرح مدیر چی بود که قرعه کشی شد. اما خیلی از کاربران غیر فعال انتخاب شدن .
    خیلی ها هم ناراحت شدن این وسط .

    تو پیشنهادی که به جناب مدیر داده شد گفته شده بود که معیاری مشخصی بشه تا مشکلی پیش نیاد، اما مدیر صلاح دونستن که قرعه کشی بشه،
    به هر حال همیشه بعد از انتخاب کردن آدم ها این موارد هست، حتی اگر قرار میشد بر اساس یک معیار گروهی انتخاب بشند، باز دلخوری ها و گلگی ها بود،
    شاید اگر این طرح به مناسبت های مختلف ادامه داشته باشه این دلخوری ها هم کمتر بشه.


    16 من حاضرم عضویت در انجمن را به اونی که واقعا نیاز داره بدم. باید چیکار کنم.
    نگو به مدیر بگو که کار ساز نیست امتحان شده .

    اگر نمیخوای به مدیر بگی تنها کاری که می تونی بکنی اینه که آیدی و پسوردت رو به طرف بدی

    17 یه خاطره از دوران کودکیت بگو اون وقتایی که شیطون بودی /

    بچه شیطونی نبودم،
    اما یک خاطره اینکه کلاس سوم دبستان بودم، انتهای کوچه داشتم با برادرم و پسر همسایه بازی میکردیم، یک بطری شکسته هم گوشه ی کوچه بود.
    پسر همسایه یه تکه بزرگ از اون شکسته ها رو برداشت به حالت شوخی نشونه گرفت سمت برادرم که مثلا پرت کنه بهش، اونا از من کوچکتر بودند
    ، من هم گفتم بنداز زمین خطرناکه از دستت ول میشه یا دست خودت رو می بری، بعد اومخدم سمت خونه، وسط راه برگشتم ببینم که تکه شیشه رو انداخته یا نه، یه چیزی بومم خورد به صورتم، بعد از چند لحظه دیدم صورتم خیس شده، خلاصه اون شیشه رو پرت کرده بود به سمت من، فکر نمی کرد به من بخوره، دماغم و پلکم هر کدوم چهار تا بخیه خورد.
    شانس اوردم نخورد داخل چشمم،

    18 چقدر شیطونی . احل بگو بخند هستی . یا اخمو هستی .

    آره بگو بخند رو دوست دارم، کلا دوست دارم همیشه شوخی و خنده باشه، خودم معمولا هر مسئله ایی رو هر چقدر جدی باشه با شوخی برگزار میکنم، این موضوع خیلی ها رو البته ناراحت میکنه، فکر میکنن موضوع برای من مهم نیست. حتی تو مراسم ترحیم چون واقعا از گریه و ناراحتی بقیه ناراحت میشم سعی می کنم با آدمایی حرف بزنم که بشه فضا رو لا اقل برای خودم عوض کنم، ناراحتی بقیه خیلی منو اذیت می کنه

    19 قد بلندی یا کوتاه .

    قدم حدود 181- 182

    20 ماشین داری چه مدلی .

    206 داشتم، تصادف وحشتناکی کردم که همونطور فروختمش، پولش رو هم دادم بابت خسارت ماشین مقابل!

    الان ماشین ندارم، البته بدون ماشین هم نیستم، لطف خانواده تو این مدت منو واقعا شرمنده کرده.

    21 جمعه ها از تنهایی چیکار میکنی .

    من شبای تعطیل تا دم دمای صبح بیدارم، کلا یا پای اینترنت هستم یا پای تلوزیون
    یا خونه پدر مادر هستم یا بیرون


    22دوست داشتی جنسیتت چی بود دختر یا همین.

    نه ، همین رو ترجیح می دم، البته با کمال احترام به جنس مونث

    23چرا نازنین 1 از تالار رفت بدون خدا حافظی .

    مگه رفته؟شاید داره به خودش استراحت میده،

    24 بااین ها یه جمله بساز . کبوتر . ماشین .تفنگ. میدونم چی میخوای بگی خیلی نامردی



    " داشتم با ماشین از خیابون رد میشدم دیدم آدم نمایی با تفنگ به سمت کبوتر بچه نشونه رفته ..."


    25 نظرت راجبع امضاء من چیه .اعتقاد داری .


    به آخرت به صورتی اعتقاد دارم، اما عقیده ندارم به خاطر آخرت باید از این دنیا گذشت و بگیم تلاشی نداشته باشیم چون چیزی با خودمون نمی بریم، هر دو دنیا مخلوق یک خداست
    .


    طاقت نیاوردم دوباره اومدم.

    چرا با اینکه خدا میتونه که شیطان رو نابود کنه این کار رو نمیکنه .

    فکر کنم این نظر منتسب به انیشتن باشه که میگه جایی که خدا نیست، شیطان هست و من اینو بیشتر می پسندیدم.
    در واقع نابود کردن شیطان، دست خود ماست، خدا اونو سپرده به خودمون، همانطور که روشنایی رو خلق کرد تا تاریکی رو نابود کنیم، خوبی و درستی رو هم خلق کرد تا شیطان و بدی رو نابود کنیم.
    خدا خیلی چیز ها رو میتونه انجام بده ،اما اجازه داده ما در موردش تصمیم بگیریم، این عقیده ی منه


    اصلا چرا این شیطان خلق شده . واسه چی .به چه درد میخوره .

    طبق داستان های مذهبی، شیطان ملکه الملائک بوده و درس توحید به بقیه فرشته ها می داده،
    اما خب یه جا خطا کرد و از روی غرور تمام حرفایی رو که زده بود زد زیرش.
    اما در کل نظرم همونه که در جواب سوال قبلی گفتم، جایی که خدا در زندگیمون حضور نداره، یعنی ما نبینیمش،درکش نمیکنیم، اونجا شیطانه،


    چرا با اینکه ما انسانها میدونیم. که روزی خواهیم. مرد پس این همه گناه کلاه بردای وغیره...رو چرا انجام میدیم.

    انسان ها خیلی چیزا میدونن که خلافش عمل میکنن، با اینکه میدونن سیگار بده اما میکشن، با اینکه میدونن چه غذاهایی برای سلامتی مضره باز میخورن، کلا انسانها در لحظه زندگی می کنن، اگر به تبعات چیزی فکر کنن بیشتر تبعات اقتصادی و مالی براشون مهمه، نه معنوی و اخلاقی.
    در واقع انسان منفعت های آنی رو بیشتر می پسنده تا منفعت هایی که در زمان ها ی آینده به دست میاره.

    یه خواب ترس ناک تعریف کن که ماهم بترسیم.

    من خواب ترسناک دیدم اما خوشبختانه یادم نمی مونه، چون سعی می کنم بهش فکر نکنم، اما خواب های قشنگ رو خیلی زیاد بهش فکر میکنم و یادم میمونه، خوب هم زیاد دیدم، خیلی.
    فقط یه خواب که خوب یادم مونده و خیلی سال پیش دیدم این بود که با ماشین داشتم پارک میکردم، یهوماشین افتاد تو جوب، حالا نگو این جوب یک چاهی بوده که انگار ته نداشته، تو خواب مرگ رو دقیقا حس کردم و هر لحظه منتظر بودم بخورم به ته چاه و بمیرم، یک دفعه از خواب پریدم.


    چقدر خوابهای که میبینی درست از آب در میاد . اصلا قبول داری .

    من به تعبیر خواب اعتقادی ندارم، چون فکر میکنم خواب حاصل فعالیت مغز هستش، اما جالبه که خیلی از خواب هایی که دیدم فوری تعبیر شده، مثلا دو هفته قبل از پایان جنگ در سال 1367، من خواب دیدم که هواپیماهای عراقی به شدت دارن شهر رو بمباران میکنند به طوریکه همه جا از شدت بمباران و دود سیاه شده، یک دفعه رعد و برقی زد و بارونی گرفت، همه جا آفتابی و روشن شد، درختا سبز و گنجشک ها هم میخوندند، این خوابی بود که خیلی بهم چسبید و خیلی خوشحال از خواب بیدار شدم، دو هفته بعد اعلام شد ایران قطع نامه رو پذیرفته

    چرا من از اول کودکیم تا الان که بزرگ شدم .همش سختی میکشم. مشکل من کجاست .

    همه به نوعی سختی میکشن، فکر نکنم تنها شما باشی، اما سختی ها برای همه از یک مدل و با یک شدت نیست، بستگی به افکار و تلقی طرف از زندگی هم داره.
    مثلا من سعی میکنم با مشکلاتم شوخی کنم و نذارم منو شکست بدن، اگه نتونم حلشون کنم حتما دورشون میزنم، این چیزیه که جایی خوندم و عمل میکنم.


    غذا چی دوست داری .

    آدم بد غذایی نیستم، معمولا هر چی باشه میخورم، یا از خوردنش لذت میبرم یا لذت نمی برم.
    اگر واقعا هم نتونم غذایی رو بخورم سعی می کنم با تخم مرغ یا نون و پنیر سر کنم.
    با اینکه اضافه وزن دارم، اما شکمو هم نیستم،


    شبها چه ساعتی میخوابی . صبح چه ساعتی بیدار میشی .

    روز های کاری شب ساعت 2 -3 می خوابم صبح ها هم 7 - 7:30 بیدار میشم، شب های تعطیل تا صبح بیدارم، فرداش تا نزدیک ظهر میخوابم.

    از چه رنگی خوشت میاد .

    آبی و سبز

    از چه نوع آدمهای بدت میاد .

    خیلی کم شده از کسی بدم بیاد، همیشه در برخورد اول نسبت به همه نگاه مثبت دارم، اما اگر احساس کنم آدمی در مورد من قضاوت اشتباه داره، یا داره از اعتماد و سادگیه من سو استفاده میکنه، واقعا ازش بدم میاد.

    چرا ما گاهی وقت ها دروغ میگیم.

    من خیلی کم دروغ میگم، دروغی هم که مجبور بشم بگم خیلی روش فکر میکنم که یه روزی لو نره،
    واسه همین معمولا فی البداهه دروغ نمیگم، بیشتر سکوت میکنم یا مسیر حرف رو عوض میکنم.
    اما ما دروغ میگیم چون می ترسیم خود واقعیمون رو نشون بدیم، از خود واقعیمون خجالت میکشیم، یا فکر میکنیم اگر بقیه به افکار و اعمال و خواسته های واقعی ما پی ببرند، ازش سو استفاده میکنن،


    این سوال خیلی مهمه. چرا اکثر خانمها پست باز میکنند . چرا همش خانمها مشکل دارند .
    ما مردها مشکلاتمون رو چیکار میکنیم. چالش میکنیم.

    خب خانم ها نیاز به حرف زدن دارن، این خصلت خانم هاست، شاید با گفتن مشکلاتشون اینجا یا هر جای دیگه تا حدی احساس آرامش پیدا میکنن، اما مرد ها اینطور نیستن، مرد ها سعی می کنن خودشون مشکلشون رو حل کنن، اگر هم نتونن فکر میکنن هیچ کس دیگه نمی تونه،
    البته من هم اگر مشکلم رو مطرح کردم به دنبال این بودم که ببینم این مشکل در نگاه بقیه چطور قابل حل هست، خوشبختانه کمک های خوبی هم گرفتم، شاید به نتایج مورد نظر دوستان نرسم، اما به نتیجه ایی که خودم دنبالش بودم رسیدم.
    حتی آمار نشون میده که تعداد مراجعه خانم ها به مراکز درمانی و بیمارستان ها بیشتر از آقایونه در حالیکه مرگ و میر در آقایون بیشتره، یعنی هر چند از نظر جسمی آقایون آسیب پذیر تر هستند، اما کمتر برای درمان خودشون اقدام میکنن، این ها خصوصیاتی هست که خلقت در نهاد هر کدوم از دو جنس قرار داده.

    بازم میاما سرم گیج رفت انگاری فشارم افتاده .من برم. یه آب قند بخورم. دوباره بیام.


    حتما باز هم بیا، منتظرم

  8. 11 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (سه شنبه 14 شهریور 91)

  9. #245
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام ارش عزیز..به صندلی داغ خوش اومدی.
    اول ازهمه ارزوی یه عاقبت خوب برای زندگیت دارم.

    اما سوالا...

    قبل ازاینکه تو تاپیکت بگی ادم بچه دوستی هستی نمیدونم چرا حس میکردم بچه دوست داری..علت علاقت به بچه چیه؟؟؟به نظرت بزرگ کردن بچه اسونه؟؟؟

    یه سوال دارم.خصوصیه..کاملا اجازه داری جواب ندی..اما اینکه تو این همه مدت یه مرد بتونه دور از همسرش با غرایزش کنار بیاد برام جای سوال داشت..چه چیزی باعث شد تحمل کنی و سراغ راه های دیگه نری؟؟(اگه نرفتی)

    چندتا ازعلایقت رو بگو..چی دوست داری؟؟چی ارومت میکنه؟؟؟

    بهترین کار وقتی شرایط فوق العاده سختی یهو برای ادم پیش میاد چیه؟؟؟

    اشپزیتون تو این مدت راه افتاده یا نه؟؟چه غذایی رو خوشمزه درست میکنی؟؟؟

    چه جوری میشه ازدواجمون عاقلانه باشه اما احساس هم این وسط له نشه؟؟یه راه واسه تعادل این دو تا بگو.

    نظرت راجب جنس مونث چیه؟؟به نظرت بهمون ظلم شده؟؟اگه اره کی اینکارو کرده؟؟مردا؟خودمون؟؟شرایط جامعه؟؟

    یه کارتون و فیلم مورد علاقت رو بگو.

    تا حالا شده با شخصیت یه فیلم یا کتاب همذات پنداری کنی یا خیلی ازش خوشت بیاد؟؟اگه اره بگو.

    یکی از عمیقترین احساساتت رو بنویس.

    چه جوری میشه یه زن تو زندگی مشترکش استقلال عاطفی و روحی خودشو حفظ کنه؟؟یعنی مردش درک میکنه اونم ممکنه به تنهایی نیازداشته باشه؟؟غار تنهایی.

    یه جوک یا خاطره بامزه بگو.

    یه سوال که دوست داری ازت بپرسیم رو با جواب بنویس.

    اما یک سری بحث ها هم بود که واقعا چالشی و داغ بود، من از خوندنش لذن بردم،
    تو دلم به تحمل و سعه ی صدر مدیر همدردی تبریک گفتم،
    امیدوارم این گروهی که در قرعه کشی برنده شدند بیان و اونجا بحث های داغی صورت بگیره
    حسابی منو کنجکاو کردی..امیدوارم زودتر بیایم و همه بحثای خوبی راه بندازیم:)

    خوب فعلا کافیه.تا بعد.

    موفق باشی

  10. 9 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (دوشنبه 13 شهریور 91)

  11. #246
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام آرش.
    1-وقتی 25 سالگی عروسی کردی ، وضع مالی ات چطور بود و آیا خانواده ات کمکی کردند یا نه ؟
    2-اولین خواستگاری که رفتی چن سالت بود ، دقیق ها !
    3- به نظرت این که میگن خدا از لحاظ مالی کمک میکنه واسه ازدواج راسته یا دروغه ؟ آیا قبلاها درست بود و الان زور خدا کمک شده ؟
    4-به نظرت کسی مثه من که تنها مشکلش از لحاظ ازدواج مالی هست و حمایت خانواده ، چیکار باید بکنه ؟ ازدواج نکنه ؟

  12. 8 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    omid65 (دوشنبه 13 شهریور 91)

  13. #247
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777
    خب آقا آرش قرعه به نام شما افتاد

    نمی دونم چی شد دوستان به یاد من افتادند :)
    1- شبا دندوناتو مسواک میزنی؟

    سعی می کنم هر شب بزنم، اگر هر شب نزنم، صبح ها حتما می زنم، اینم یه جورشه

    2- از آدمای توی زندگیت 3تاشونو که از همه بیشتر دوست داری بگو

    نمیتونم بگم، من این سوال رو از حامد هم پرسیدم، اونم جواب نداد فکر کنم، چون دوست داشتن ها فرق داره، اما در کل به کسی دلبسته نیستم،
    اما طبیعی هستش که پدر مادرم رو دوست دارم، قبل از اینا خانمم هم دوست داشتم، بهترین و نزدیک ترین دوست من بود.


    3- قبل از ازدواجت دوست دختر داشتی؟

    واقعا نداشتم، دو سه بار عاشق شدم، اما دوست دختر به اون معنا که الان تو جامعه رواج داره نداشتم، خوشم نمی اومد، همیشه می گفتم فقط یک زن حق داره به من نزدیک بشه، اونم زن خودمه، تا وقتی ازدواج کردم سر این حرفم موندم،
    البته الان نظراتی دارم که با سیاست های تالار همخوانی نداره، اما خب عقیده ی شخصی منه.


    4- بغیر از خانومت رابطه هم داشتی؟ (صندلی داغه به من ربطی نداره سوالا اینجوریه)

    نه، البته تو اینترنت و بعضی چت روم ها آشنا شدم با بعضی خانم ها که اون هم در حد راهنمایی و مشاوره بود، مثل کاری که اینجا میکنم، خانمم هم تا حدی در جریان بود، اما رابطه ایی که زندگیمو به خطر بندازه نه اصلا، بیرون از نت هم هرگز

    البته چند ماه بعد از اینکه خانمم خونه رو ترک کرد... مجبور بودم...اونم چون بقیه به من اصرار داشتن که تنها نباش،
    اما در حال حاضر هم نه، یکسالی میشه با کسی رابطه ندارم.

    تنهای تنهام :)


    5- اگه دخترت یه روز بیاد بگه: بابا این دوست پسرمه چه عکس العملی نشون میدی؟

    همیشه به خانمم می گفتم اینطور که اوضاع داره پیش میره، بعید نیست وقتی دخترم بزرگ شد، یه روز بیاد خونه بگه، این پسر رو میبنید؟ می خوام باهاش ازدواج کنم، میخواین میخواین، نمیخواین هم نخواین!

    واقعا نمیدونم در اون لحظه چه عکس العملی نشون می دم، اما تو ذهنم همیشه این بود که اگر بفهمم خیلی دوستانه باهاش صحبت کنم و سعی کنم واقعیات رو براش مطرح کنم.


    6- تو مدرسه ریاضی چند میگرفتی؟

    ریاضی یکی از بهترین درس های من بود، هم مدرسه و هم دانشگاه معمولا بالاترین نمره رو من می گرفتم
    البته استعداد درس های تجربی بیشتر دارم.


    7- به دخترا متلک هم میگفتی؟

    هیچ وقت، حتی اگر با دوستانم بیرون می رفتم و میدیدم که متلک می ندازن، فوری راهم رو جدا می کردم،
    خوشبختانه انقدر هم نفوذ داشتم که وقتی با من بودند معمولا این کار رو نمی کردن، واقعا از این کار متنفر بودم، به نظرم نشانه ی ضعف و بیماری یک آدم هست که به بقیه متلک بندازه.
    البته با دخترای فامیل و دوست و آشنا شوخی زیاد می کنم، اما متلک تو خیابون رو یک کار کثیف می دونم


    8- دنبال دختر دبیرستانی میوفتادی؟

    هیچ وقت، حتی یک بار یکی از دخترای یکی از دوستامون به مادرم گفته بود، من همیشه آرش رو تو راه مدرسه میبینم، انگار همش دنبال پنج زاری می گرده، همش سرش پایینه،
    کلا من غرور خاصی داشتم و دارم، هیچ وقت دوست نداشتم در برابر یک دختر یا خانمی نقطه ضعف نشون بدم و برم دنبالش یا بخوام توجهش رو جلب کنم، این حالت هنوز باهامه.
    به قول یک نفر تنها کسی که تو زندگیم بهش علاقه و عشقم رو نشون دادم، خانمم بود، که اون هم آخرش این شد.


    9- تا حالا با ماشین لایی بازی کردی؟ دستی هم کشیدی با سرعت بالا؟

    نه، تو رانندگیم سریع می رم،سرعتم معمولا بالاست اما لایی نمی کشم، دستی هم تا حالا تو سرعت نکشیدم، ترسیدم بعدش نتونم ماشین رو کنترل کنم، وگرنه چند بار وسوسه شدم :)

    10- از جیب بابات تا حالا یواشکی پول برداشتی؟

    نه، هیچ وقت دست تو جیبش نکردم، پدر من خیلی آدم مهربون وخانواده دوستیه، براش به شدت احترام قائلم، به خودم هیچ وقت اجازه ندادم حتی نزدیک وسایل شخصیش بشم، اما از کیف مادرم پول بر می داشتم، چون باهاش راحت تر بودم، بعد قبل از اینکه خرجش کنم می گفتم انقدر پول برداشتم، در واقع در برابر عمل انجام شده قرار می گرفت، اما پنهان نمی کردم.برام مهم بود که راضی باشه


    11- از این بچه تخسا بودی یا از این آروم مظلوما؟

    خیلی آروم بودم، مادرم رفته بود پیش یه مشاور،مشاور گفته بود باید سعی کنه با جنس مخالف بیشتر معاشرت کنه تا روش باز شه، اما من که گوش نکردم، می گفتم گناهه، اعتقادات سفت و سختی داشتم


    12- تا حالا شیشه مدرسه رو شیکوندی؟

    نه، کلا آدم شیطونی نبودم، مخصوصا خیلی به مقررات و قوانین مدرسه احترام میذاشتم، زمان ما میگفتن باید موهاتون رو از ته بتراشید، من اولین کسی بودم که میرفتم کچل می کردم، خیلی ها انقدر لفتش می دادن که مدرسه با زور مجبورشون می کرد، شدید احساس مسئولیت میکردم،
    الان خیلی کمتر شده، مخصوصا هر جا بشه قانون رو دور زد، دور میزنم، اینم از نتیجه ی فرهنگ جامعه ی ما.


    13- تا حالا زنگ خونه همسایه رو زدی فرار کنی؟

    نه، تا حالا این کار هم نکردم، کسی هم ندیدم این کار رو بکنه، بیشتر شنیدم.

    14- تو مدرسه سطل آشغال آتیش زدی؟

    نه، ولی تو دانشگاه، من عضو گروهی بودم که به شدت شر بودند،
    البته جالبه که جزو بچه های ممتاز کلاس هم بودند، ولی خب کارای عجیب غریب هم میکردند،
    اونا یه بار تو اتاق خوابگاه، آشغالارو آتیش زدن، کلی دود تو اتاق پیچید، همه فکر کردند آتیش سوزی شده، فوری با آب خاموشش کردن، الان هم وقتی باهم هستیم از شاهکاراشون تعریف میکنن
    :)

    15- تا حالا چندبار سر امتحان تقلب کردی؟

    نمی دونم چند بار سعی کردم از رو دست بغل دستیم نگاه کنم، اما فکر کنم فقط یکی دو بار اجازه دادم بقیه از رو دست من نگاه کنند، معمولا اجازه نمی دادم، چون میترسیدم جوابش با من یکی باشه و معلم یا استاد بفهمه،
    بدجنسم؟


    16- اگه موقعیت برات جور شه میری خارج؟


    حتما، الان هم اگه پول جور بشه برای تفریح میرم، اما برای اقامت باید خیلی شرایط جور بشه، البته مهمترین مسئله دخترمه که دلم نمیاد زیاد ازش دور باشم.


    17- دلت میخواست الان چندسالت بود؟

    حدود 20،

    18- یه چیزی که میخوای بهم بگی رو بگو

    خوبید؟

    19- به نظرت من پسرم رو دوباره از نزدیک میبینم؟

    حتما، مطمئن باش، اون پسرته، از خون و گوشت و پوست و استخون شماست، اون به شما بر میگرده، بدون اینکه پدرش رو هم کاملا ترک کنه.


    20-از نظرت نادیا-7777 چجور زنیه؟

    به نظرم شاد بودی مشکلات زندگی خب روحیه ات رو خراب کرد، باز داری سعی میکنی به اصل خودت برگردی،
    به پدر بزرگ هم گفتم، معمولا در مورد کسی نظر نمیدم، چون عیب ها رو که واقعا نمیشناسم، خوبی ها رو هم آدم اگه بگه بیشتر تعارف تلقی میشه، من دوست ندارم کسی فکر کنه دارم تعارف میکنم یا حرف بیخودی میزنم.


    تمام سوالات رو درست جواب بدین...دروغ هم نگین چون من دستی به آتیش دارم و صندلی داغ رو تبدیل به صندلی الکتریکی میکنما!!!!

    مطمئن باش دروغ نگفتم، قول صدر در صد

    باتشکر


    با تشکر از شما

  14. 11 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (دوشنبه 13 شهریور 91)

  15. #248
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
    سلام ارش عزیز..به صندلی داغ خوش اومدی.
    اول ازهمه ارزوی یه عاقبت خوب برای زندگیت دارم.

    سلام بهار. زندگی گرامی
    ممنون از آرزوی خوبت
    من هم برای شما و همه دوستان روز های قشنگ و زندگی شادابی آرزو می کنم،

    اما سوالا...

    بفرمایید

    قبل ازاینکه تو تاپیکت بگی ادم بچه دوستی هستی نمیدونم چرا حس میکردم بچه دوست داری..علت علاقت به بچه چیه؟؟؟به نظرت بزرگ کردن بچه اسونه؟؟؟

    نه واقعا آسون نیست، البته زحمت بزرگ کردن دخترم همش با خانمم بود،
    اما بچه به نظر من نشانه زندگیه، یک جایی حرف زیبایی خوندم، گفته بود:

    به دنیا اومدن هر بچه یعنی اینکه خدا هنوز از انسان نا امید نشده،

    حالا نمی گم به این خاطر بچه دوست دارم، اما یه جورایی حس پدر شدن، و با بچه سرو کله زدن و تربیت کردن رو دوست دارم، خنده هاش، شیرین زبونی هاش، کلا اینکه ببینی تو داری یک انسان تربیت میکنی تا تحویل جامعه بدی ، اینا به نظرم قشنگه.



    یه سوال دارم.خصوصیه..کاملا اجازه داری جواب ندی..اما اینکه تو این همه مدت یه مرد بتونه دور از همسرش با غرایزش کنار بیاد برام جای سوال داشت..چه چیزی باعث شد تحمل کنی و سراغ راه های دیگه نری؟؟(اگه نرفتی)

    خب من می دونم این سوال تو ذهن خیلی از اطرافیانم هم هست، جالبه قاضی دادگاه هم به من میگه نباید تنها باشی، تو مردی، تو نیاز داری، برو صیغه کن ...
    اما خب واقعا از این کلمه بدم میاد، نمی تونم بپذیرم برای رفع نیاز خودم از فقر و نیاز مادی یکی دیگه سو استفاده کنم.
    یکی دیگه از دلایلی که به شدت از همسرم عصبانیم و نمی تونم ببخشمش همینه، اون میدونه من چه جور آدمی هستم، و چرا این فکر رو نمی کنه که چقدر دارم اذیت میشم اما از حق خودم برای ازدواج مجدد گذشتم، تا حالا البته...
    من هیچ وقت راه هایی که غیر قانونی باشه یا شاید قانونی هم باشه ولی در عرف جامعه نپسندند نرفتم دنبالش، اما خب ممکنه بقیه کشور ها این مسئله مهم نباشه بنابراین مشکلی هم اونجا نیست...

    اما اینجا سعی می کنم حتی الامکان خودم رو سرگرم کنم، با خانوادم باشم، یا با دوستان، یا تو همین اینترنت


    چندتا ازعلایقت رو بگو..چی دوست داری؟؟چی ارومت میکنه؟؟؟


    رانندگی، مسافرت، پیگیری اخبار، دیدن فیلم ها و برنامه های کمدی، اینترنت.

    مسافرت خیلی به من آرامش میده و خیلی استرسم رو کم میکنه، مخصوصا سفر های خارج، چون از این فضا و حال و هوا دور میشم



    بهترین کار وقتی شرایط فوق العاده سختی یهو برای ادم پیش میاد چیه؟؟؟

    آرامش خودش رو حفظ کنه، من به این جمله خیلی اعتقاد دارم:" این نیز بگذرد"
    وقتی شرایط سختی پیش میاد به خودم میگم این هم بالاخره تموم میشه.
    همکارام میگن تو یه جمله گفتی نگاه ما رو به زندگی عوض کرد،
    یه بار از قول یک نویسنده ایی بهشون گفتم: 100 سال دیگه همه آدم هایی که الان هستند، اصلا وجود ندارند،
    واسه همین چرا باید حرص بخوریم و خودمون رو اذیت کنیم.



    اشپزیتون تو این مدت راه افتاده یا نه؟؟چه غذایی رو خوشمزه درست میکنی؟؟؟

    نه، اصلا سراغ آشپزی نرفتم، بیشتر یا خونه پدر مادرم غذا می خورم، یا میرم بیرون، ولی معمولا ماکارونی رو خوشمزه درست میکنم، یکی دوبار هم چلو مرغ درست کردم، خیلی خوشمزه شده بود، طوری که خانمم هم خیلی تعریف کرد، آخه تو مصرف چاشنی ها خساست به خرج نمیدم :)


    چه جوری میشه ازدواجمون عاقلانه باشه اما احساس هم این وسط له نشه؟؟یه راه واسه تعادل این دو تا بگو.

    انسان ها خیلی پیچیدن، برای ازدواج نمیشه نسخه ی واحد پیچید، من فکر میکنم احساس تحت کنترل خود آدمه، آدم میتونه عاشق بشه و می تونه نشه، من یکی دو بار عاشق شدم، یعنی واقعا طرف رو دوست داشتم و همش بهش فکر میکردم، اما بعد از اینکه میدیدم شرایطش با شرایط من جور نیست، یا خانوادم برای ازدواج موافقت نمی کنن خیلی راحت ازشون گذشتم،
    به طوری که پیش خودم فکر میکردم،واقعا عاشق بودم؟ یا فکر میکردم که عاشقم؟
    تنها کسی که واقعا به خاطرش با خانوادم جنگیدم، خانمم بود، اون هم فکر نکنم عاشق بودم، بیشتر احساس می کردم نباید در حقش نامردی کنم و به خاطر مخالفت خانوادم ولش کنم.چون مخالفت خانوادم به نظرم غیر منطقی بود، مشکلشون تفاوت سطح اقتصادی بود، شخصیت دختر و خانوادش رو کاملا قبول داشتند.


    نظرت راجب جنس مونث چیه؟؟به نظرت بهمون ظلم شده؟؟اگه اره کی اینکارو کرده؟؟مردا؟خودمون؟؟شرایط جامعه؟؟

    دوره ی جوونیم از جنس زن خوشم نمی اومد، نمیدونم چرا حس می کردم که جنس ضعیف و دوم هستش، فقط برای موارد خاص و کارهای خونه به درد می خورن
    خانواده ی من کاملا روشن فکر و امروزی هستن، اما خب تفکرات مذهبی هم دارند کم و بیش،
    اما من خیلی سنتی فکر می کردم، همیشه به من میگفتن تو باید بری عربستان زن بگیری!
    من احتمالا شبیه پدر بزرگ پدریم فکر می کردم، اون هفت تا زن داشت!
    اما پدرم و عمو هام به شدت خانواده دوست هستند و از هیچ تلاشی برای رضایت خانواده به خصوص زنشون فرو گذار نیستند، شاید چون حال و روز پدرشون و رفتاری که مادرشون داشت رو دیده بودند.زن دوستی مردای فامیل پدریم زبانزده،( زن خودشون رو منظورمه)

    بزرگتر که شدم و با مطالعاتی که داشتم، نظرم برگشت،
    به نظرم زن منبع حیات و زندگیه، سرچشمه ی محبت و مهربانیه، زن فقط از نظر بدنی ضعیفه، از نظر سیاست مداری و مدیریت، شاید از مرد ها قویتر عمل میکنه، چون از مرد ها دور اندیش تره، با اینکه احساساتی هست، اما وقتی بخواد منطقی فکر کنه، منطقش از مرد ها قوی تره،
    مرد ها بیشتر متکی به زور بازو و صدای بلندشون هستند، اما زن ها چون این قدرت رو ندارند، از فکرشون بیشتر استفاده میکنن تا در برابر قدرت مرد، تعادل رو حفظ کرده باشند،
    خانم ها سیاست های خودشون رو خیلی آروم دارند پیش می برند، در واقع خوب بلدند با پنبه سر ببرند، اما اگر هم جایی ظلمی شده، از کم کاری خودشونه، چون این قدرت رو دارند که فرهنگ و نگاه جامعه رو کاملا عوض کنند،


    یه کارتون و فیلم مورد علاقت رو بگو.

    تام و جری رو خیلی دوست دارم، هنوز هم نگاه میکنم
    فیلم زیاد یادم نمیاد، اما فیلم های تاریخی رو بیشتر از بقیه دوست دارم، فیلم هایی هم که در مورد سوانح هوایی هست، یا داستانش تو هواپیما اتفاق می افته دوست دارم، یعنی حتما نگاه میکنم.


    تا حالا شده با شخصیت یه فیلم یا کتاب همذات پنداری کنی یا خیلی ازش خوشت بیاد؟؟اگه اره بگو.

    آره، تو فیلم کمتر همذات پنداری کردم، اما هر وقت کتاب میخونم، خیلی زیاد با شخصیتاش همذات پنداری میکنم،
    رمان ژوف بالسامو و غرش طوفان یکی از قشنگترین و تاثیر گذارترین رمانها برای من بود، به طوریکه روی هر کدوم از دوستانم بسته به شخصیتشون اسم یکی از شخصیت های داستان رو گذاشته بودم و به همون اسم هم صداشون میکردم، اونا هم راضی بودند :)
    اسم خودم هم ژیلبرت بود، شاگرد ژوف بالسامو.



    یکی از عمیقترین احساساتت رو بنویس.

    نمی دونم واقعا چی باید بگم،
    اما دوست دارم خدا به من انقدر پول بده که بتونم به بقیه کمک کنم، اینو جدی میگم، به خانمم هم همیشه میگفتم، کلا وقتی کمکی میکنم خیلی انرژی مثبت میگیرم، البته به گدا هیج وقت کمک نمیکنم.
    وقتی کار آفرینی میبینم که تعداد زیادی دارند سر سفرش نون میخورن، خیلی غبطه میخورم، میگم چقدر خدا دوستش داشته که بهش فرصت داده از دعای خیر بقیه بهرمند بشه.
    نمی دونید چه لذتی داره وقتی کسی از شما چیزی بخواد و شما بتونید بدید، بدون هیچ چشم داشتی
    من حتی وقتی یکی تو خیابون از من آدرس می پرسه می ایستم دقیق بهش آدرس میدم، بعد می گم خدایا شکرت، امروز خیرم به یک نفر رسید ، میخوام بگم حتی از آدرس دادن هم لذت می برم فکر میکنم مفید واقع شدم
    :)

    چه جوری میشه یه زن تو زندگی مشترکش استقلال عاطفی و روحی خودشو حفظ کنه؟؟یعنی مردش درک میکنه اونم ممکنه به تنهایی نیازداشته باشه؟؟غار تنهایی.

    من همیشه، به استقلال و حریم ادما احترام می ذاشتم و می ذارم، تو زندگی شخصی خودم دو بار اشتباه بزرگی کردم، یکبار اوائل ازدواج رفتم سر دفتر خاطرات خانمم، بعدش بهش گفتم، که خیلی ناراحت شد، چون خیلی پشت سر خانوادم حرف زده بود،
    یکبار هم این اواخر رفتم سر ایمیل هاش چون حدس زدم در زندگیم داره اتفاقاتی می افته، قبل از اون معمولا وقتی ایمیل های خانمم باز بود بدون اینکه نگاه کنم می بستمش و بهش می گفتم که چرا نمیبندی؟ حتی به عنوان تهدید می گفتم اگر دفعه بعد نبندی میرم همه ایمیل ها تو می خونم، بگذریم که باز یادش می رفت،
    چند بار بهش گفتم با دوستات برو مسافرت، چون میدونستم که به تنهایی نیاز داره، شاید نیاز داره مدتی از من دور باشم، البته هنوز مشکلات پیش نیومده بود و من بهش اعتماد کامل داشتم.



    یه جوک یا خاطره بامزه بگو.

    دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی... دیروز رفتم

    شکار، هفت تا خرگوش، چهار تا آهو و سه تا شیر شکار کردم.

    دومی می گه: همش همین؟

    اولی می گه: کا! آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟

    دومی می گه: ولک تازه تفنگ هم داشتی؟


    یه سوال که دوست داری ازت بپرسیم رو با جواب بنویس.

    الان چیزی به ذهنم نمی رسه، شاید روز های آخر بتونم بگم.

    اما یک سری بحث ها هم بود که واقعا چالشی و داغ بود، من از خوندنش لذن بردم،
    تو دلم به تحمل و سعه ی صدر مدیر همدردی تبریک گفتم،
    امیدوارم این گروهی که در قرعه کشی برنده شدند بیان و اونجا بحث های داغی صورت بگیره
    حسابی منو کنجکاو کردی..امیدوارم زودتر بیایم و همه بحثای خوبی راه بندازیم:)

    من نظر خودم رو گفتم، شاید شما بیاین و بگید اینجوری ها هم که گفتی نبود ها

    خوب فعلا کافیه.تا بعد.

    منتظرم

    موفق باشی
    سلامت باشی

    نقل قول نوشته اصلی توسط omid65
    سلام آرش.

    سلام امید عزیز، جوان جویای زوجه

    1-وقتی 25 سالگی عروسی کردی ، وضع مالی ات چطور بود و آیا خانواده ات کمکی کردند یا نه ؟

    روزی که رفتیم خواستگاری، یا بله برون، یا حتی نامزد کردیم، هنوز آه در بساط نداشتم، سربازی هم نرفته بودم، خانوادم کمک کردند، اما وقتی عروسی کردم، کار می کردم، حقوق من کفاف خرج زندگی رو میداد.


    2-اولین خواستگاری که رفتی چن سالت بود ، دقیق ها !

    من یکبار خواستگاری رفتم که به ازدواج منجر شد، ما همکلاس دانشگاهی بودیم و با هم ارتباط داشتیم البته زیر نظر خانواده ها، 25 سالگی هم ازدواج کردم.

    3- به نظرت این که میگن خدا از لحاظ مالی کمک میکنه واسه ازدواج راسته یا دروغه ؟ آیا قبلاها درست بود و الان زور خدا کمک شده ؟
    خب اینطور نیست که خدا بهت وام بده و از آسمون پول برات بیاد، باید شرایطش رو فراهم کنی، اما به نظر من می رسید که خدا راه ها رو باز می کنه، چون مشکلاتمون یکی یکی حل میشد.
    4-به نظرت کسی مثه من که تنها مشکلش از لحاظ ازدواج مالی هست و حمایت خانواده ، چیکار باید بکنه ؟ ازدواج نکنه ؟

    کافیه همت کنی و به جای اینکه تمرکزت رو بذاری روی اصل ازدواج، بذاری رو اینکه شرایطش رو فراهم کنی، باید همت کنی به نقطه ایی برسی که برای ازدواج به حمایت خانوادت نیاز نداشته باشی.
    الان هم برات زوده، تو تا 30 - 35 سالگی حتی بیشتر وقت داری، همین عجله کردن باعث میشه خیلی از موقعیت های موفق برای زندگی رو نبینی و از دست بدی.



  16. 12 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (دوشنبه 13 شهریور 91)

  17. #249
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    آرش عزیز سلام

    بازم تشکر که افتخار دادی روی صندلی داغ جلوس نمودی!!!

    اینم سوالای من

    چه خبرا؟؟؟

    دوست داشتی به کجاها برسی از نظر شخصیتی؟

    آخرین کتابی رو که مطالعه کردید ؟و ازش چی یاد گرفتید؟

    یک جمله یا شعر آموزنده؟

    بهترین تعریفی که دیگران در موردتون دارن چی هست؟

    به نظر شما با فردی که خیلی به نظر اطرافیانش اهمیت میده چه رفتاری باید کرد؟

    قشنگترین لحظه زندگیتون چی بوده؟

    چه زمانی از خودت ناراحت میشی؟

    پیشاپیش از جواباتون متشکرم

    با آرزوی بهترین ها برای شما

  18. 10 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    ویدا@ (دوشنبه 13 شهریور 91)

  19. #250
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام آقا آرش.

    ممنون از وقتی که بابت پاسخ به سوال ها می ذارید.

    1- چقدر به اصولی که قبول دارید عمل می کنید؟ آیا تا حالا شده بر خلاف عقایدتون کاری رو انجام بدید و بعد از اون خودتون را ملامت کنید؟

    2- دیگران شما رابه کدام خصوصیت بارز می شناسند؟

    3- سه تا از ویژگی های مثبت تون که دیگران هم اون را تایید می کنند؟

    4- سه تا از ویژگی های منفی تون که دیگران هم اون را تایید می کنند؟

    5- سه تا از خصوصیت های منفی تون که فقط خودتون می دونید؟

    6- سه تا از خصوصیت های منفی تون که فقط خودتون می دونید؟

    7- آیا خودتون را ملزم به اجرای احکام وفرامین دینی می کنید؟ اگر بله در چه حد ؟

    8- دیدگاه سیاسی خاصی دارید؟

    9- نظرتون راجع به فلسطین؟

    10- چقدر اضافه وزن دارید؟

    11- در مجالس کروات می زنید؟اگر خیر چرا وآیا نظر خاصی راجع به کسانی که کروات می زنند دارید؟

    12- نظزتون در حد یک تا 3 کلمه راجع به افراد زیر بگید:

    مدیر همدردی:

    فرشته مهربان:

    آنی:

    مهاجر بینشان :

    بی بی :

    sci:

    باران 68 :

    نادیا:

    بهار شادی :

    بهار زندگی:

    نازنین:

    دختر مهریون :

    ویدا:

    پاییزان :

    زهره:

    گلنوش :

    اقلیما :

    هدیه:

    بی نهایت:

    مریم 123:

    چشمک :

    خارپشت:

    محمد ابراهیمی:

    فرهنگ 27:

    بچه مثبت:

    پدر بزرگ :

    آرش1348:

    امید65:

    مسافر زمان :


    12- توی face book فعالیت دارید؟

    باز هم ممنون از حضورتون .




  20. 11 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    بی نهایت (دوشنبه 13 شهریور 91)


 
صفحه 25 از 31 نخستنخست ... 51516171819202122232425262728293031 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.