به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 مهر 91 [ 07:32]
    تاریخ عضویت
    1391-5-25
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه ي مادر شوهرم راحت نيستم ولي مجبورم چند روز اونجا باشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط shiwa
    دوست عزیز سعی کن مشکلتو ریشه یابی کنی و دنبال راه حل باشی،وگرنه با پاک کردن صورت مساله به جایی نمیرسی جز یک عمر عذاب و استرس خودت و همسرت
    من اونجا راحت نيستم.

    با من و همسرم رفتار خوبي ندارن.

    شوهرم كه پسرشون هست ناراحته و از سر اجبار ميره.

    به نظرتون ما بايد چه كار كنيم؟

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 مهر 91 [ 07:32]
    تاریخ عضویت
    1391-5-25
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه ي مادر شوهرم راحت نيستم ولي مجبورم چند روز اونجا باشم.

    دوستان راه حل ميخوام.

    لطفا راهنمايي كنيد چه كار كنم كمترين ضربه رو بخورم؟

  3. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 تیر 93 [ 00:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-24
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    2,250
    سطح
    28
    Points: 2,250, Level: 28
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    319

    تشکرشده 338 در 136 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: خونه ي مادر شوهرم راحت نيستم ولي مجبورم چند روز اونجا باشم.

    دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
    عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
    داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
    دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
    هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
    داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

  4. کاربر روبرو از پست مفید mostafavi9090 تشکرکرده است .

    mostafavi9090 (سه شنبه 04 مهر 91)

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-12-03
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    142

    تشکرشده 145 در 53 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خونه ي مادر شوهرم راحت نيستم ولي مجبورم چند روز اونجا باشم.

    یثناجان بعضی پدرمادرشوهرهامثل قدیمهابه عروس به عنوان کسی که بایدبی وقفه جلوی خانواده شوهرکارکند وبهشان برسدوهرگونه نیش وکنایه ای را ازآنهابشنودودم نزندنگاه میکنند(فقط بخاطراینکه عروس آن خانواده است وپسرشان لطف بزرگی کرده اندکه باایشان ازدواج کرده اندعروس راتاآخرعمرزیردین وبدهکارخانواده میدانند) واین مساله به علت فقرفرهنگی در شهرستان های کوچک ومخصوصاروستاهاشدیدتروبیشت راست البته خانواده هایی هم هستندکه درک وفهم بالاتری دارندوعروس رادخترخودشان میدانندوهرچه خوبی ومهربانی ازدستشان برآیدمیکنند ومواظبندتاباتوقعات بیجاودخالتهایشان زندگی رابرکام عروس وپسرشان تلخ نکنند.مساله اینجاست که مانمیتوانیم فرهنگ مردم راتغییردهیم وبایدخودمان بعضی سیاستهای رفتاری باآنهارایادبگیریم (رفتارجراتمندانه باحفظ ادب واحترام)وکمی هم بی خیالترشویم

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 مهر 91 [ 07:32]
    تاریخ عضویت
    1391-5-25
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه ي مادر شوهرم راحت نيستم ولي مجبورم چند روز اونجا باشم.

    ميخوام بدونم اين سياستهاي رفتاري بايد چگونه بايد بشه.ميتونيد مثال بزنيد.


  7. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-12-03
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    142

    تشکرشده 145 در 53 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خونه ي مادر شوهرم راحت نيستم ولي مجبورم چند روز اونجا باشم.

    به کارگاه رفتارجراتمندانه توهمین سایت سربزن.وکارهایی که انجام میدی روسعی کن بازبون بازی وتاکیدبزرگ ومهم جلوه بدی .فکرکن ببین ازچه چیزایی زیادخوششون میادودوست دارن واون کاروهرچندکوچک انجام بده وبزرگش کن مثال:مادرشوهرمن همش ازبیماری ناله میکنه من هم باحس همدردی باهاش حرف میزنم وهربارازاون بیماریش ازش میپرسم که بهتره یانه یعنی بهش توجه مثبت نشون میدم (نه کارسختیه ونه زمان زیادی نیازداره)ومتقابلارفتارش بامن بهترمیشه یاپدرشوهرم کیک خیلی دوست داره هروقت میرم خونشون براش کیک میپزم ومیگم این کیک مخصوص باباجونه وسفارشی براش پختم و...باهمین کارای کوچیک رفتارشون بامن صدوهشتاددرجه عوض وبهترمیشه


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 دی 00, 12:27
  2. من خيانتكاري بيش نيستم...
    توسط *سپيده* در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 27 دی 93, 11:50
  3. لطفا كمكم كنيد : رسم و رسومات خواستگاري را بلد نيستم !
    توسط گل مينا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 خرداد 92, 08:12
  4. هيچ تمايل جنسى به شوهرم ندارم و عاشقش نيستم جدا شم ؟
    توسط donya68 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 56
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 آبان 91, 05:14
  5. ميزان شايستگي شما براي مديريت
    توسط سارا بانو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 دی 88, 13:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.