به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 52
  1. #21
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: ترس از طلاق




    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    چگونه از سایت همدردی در زندگی استفاده کنیم


    مطالبی که در روی سایت همدردی قرار می گیرد به مانند پازلی هست که تمام قطعات آن در کنار هم معنای آنرا تکمیل می کند، به این مسئله که " کل" بیشتر از تک تک اعضاء آن است در روانشناسی تحت عنوان گشتالت شناخته می شود. لذا وقتی تمام مطالب را مطالعه کنیم و با هم در نظر بگیریم بهتر به مفهومِ مورد نظر نویسنده پی می بریم.

    مطالب این سایت ، خنجری نیست که به وسیله آن همسر خود را زخمی کنیم، بلکه باید آن قسمت از مطالب که منجر به تغییر رفتار خودمان ، در جهت بهبود زندگی می شود را به کار گیریم.


    همچنین پیشنهادات و انتقادات بازدید کننده ها چراغی برافروخته بر مسیر ماست، تا راهی را که انتخاب کرده ایم ، با قوت و قدرت ، تداوم بخشیم.




    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    ( 82/6/1386)

    با این مشاوره هایی که می گیرم چی کار کنم؟


    مراجع گرامی، ضمن تشکر از اعتماد شما به سایت همدردی و همچنین رضایت شما از مشاور به عنوان شنونده درد دلهای شما.
    اما دوست دارم همینطور که من به عنوان مشاور خانواده چندین بار خط به خط و با دقت تک تک کلمات شما را بررسی می کنم. شما نیز پاسخهایی که به دقت و با ظرافت هر کلمه آن انتخاب شده است را علاوه بر خواندن تعمق کنید.
    شما در این آخرین سئوال با این همه تاکید من که باید شما ریز مسائلتون را در چندین جلسه با یک مشاور خانواده بررسی کنید و تکالیفی انجام دهید، نوشته اید« با عرض سلام خدمت شما و تشكر بي نهايت از جوابتون. مي دونيداصلا حوصلم نمي گيره به يه مشاوره حضوري سر بزنم، به همين خاطر باز هم براي شما مينويسم... علاوه بر مشكلم با احساساتم نسبت به...»
    و متاسفانه نه اینکه به مشاور حضوری نمی روید، حتی روی پاسخ ها نیز تامل و تفکر کافی را نکرده اید. و صرفا مرا به عنوان یک مشاور شنوا و منفعل می پسندید.
    در واقع این نحوه نگرش شما یکی از ریشه های مشکلات شماست که منجر می شود آسودگی و رفاه و احساسات خود را محور قرار دهید و منافع کوتاه مدت خود را بر آرامش دائمی خود ترجیح دهید.
    مثال شما بسان فردی است که آپاندیس دارد و با یک جراحی کوچک زندگی خوب خود را می تواند ادامه دهد ولی انتظار داشته باشد از پای اینترنت دو قرص مسکن به دست آورد و آرامش کوتاه مدت خود را داشته باشد.
    مراجع محترم، امیدوارم صراحت لهجه ام به خاطر طبع احساساتی شما ، موجب ناراحتی شما نشود. اما اگر این مطالب را به شما نگویم اگرچه ممکن است شما مرا بیشتر دوست داشته باشید ولی این موجب آرامش پایدار شما نمی شود، مانند پزشکی که برای رضایت بیمار خود از تجویز آمپول خودداری کند.


    در خاتمه 3 توصیه کلیدی به شما می کنم :

    یکم:
    به پاسخ ها دقت فراوان کن و جامه عمل بپوشان. اگر نخواهی تغییری در زندگی ایجاد کنی،و دائما هم بنشینی و به آسمان و زمین خیره شوی که شاید دری از جایی باز شود و تغییر مطلوبی ایجاد شود، اوضاع همینطور خواهد بود.

    دوم:
    برای بار آخر می گویم اگرچه مسئله شما حاد شده است، اما کاملا درمان پذیر است اما نه با نشستن و رویا بافی و خیالپردازی. اگر اینگونه روشها می توانست مسئله شما را حل کند هرگز تا اینجا مشکل ساز نمی شد. این نشان می دهد که شما هیچ چاره ای ندارید که روش خود را در زندگی تغییر دهید و برای اولین قدیم نیاز ضروری است که حضورا به یک مشاور خانواده مراجعه نمائید.

    سوم:
    مقاله ای با عنوان « به بهانه نتایج کنکور» در سایت همدردی می باشد که اگرچه مثالش در مورد موفقیت در کنکور است، اما تحلیل و آنالیز آن برای موفقیت در همه جنبه های زندگی می تواند استفاده شود ، به دقت مطالعه کن و سعی کن به کار گیری.

  2. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    بالهای صداقت (سه شنبه 07 آذر 91)

  3. #22
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: ترس از طلاق

    ممنون از همه راهنماییاتون
    اما یه مشکی هست که اون باهام سرده و یکم طلبکار انگارمن اشتباه کردم
    دیشب که رفتم پیشش بخوابم گفت یک شب بهت خندیدم پر رو شدی
    بهم برخورد بازم اون طلبکارشد مثل همه بار های قبلی
    چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دارم بهم میریزم باز

  4. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: ترس از طلاق

    دوستان من یه مشکل دیگه هم دارم
    به خاطر یک مشکل باید زودتر باردار شم اما شوهرم اصلا زیر بار نمیره
    می ترسم
    الان میگه نمی خواهم اما چند وقت دیگه که من نازا شدم بگه بچه می خوام
    اونوقت به مشکل بر خوریم
    چی کار کنم؟

  5. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: ترس از طلاق

    ساره جون سلام

    شرح حالت رو خوندم و امیدوارم مشکلاتت حل بشه و بهترین تصمیم رو بگیری ولی فعلا به بچه دارشدن اصلا فکر نکن!
    شما خودت مشکلاتت حل نشده، درست نیست یه بچه معصوم رو درگیر مشکلات کنی!

  6. کاربر روبرو از پست مفید lonely sky تشکرکرده است .

    lonely sky (شنبه 20 آبان 91)

  7. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1391-7-04
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    318
    سطح
    6
    Points: 318, Level: 6
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ترس از طلاق

    ساره جان وقتی ازدواج میکردی، اختلاف تحصیلات برات مهم مهم نبود؟؟
    بنظر من هنوز بچه دار نشو، یکم صبر کن

  8. کاربر روبرو از پست مفید sherih تشکرکرده است .

    sherih (شنبه 20 آبان 91)

  9. #26
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: ترس از طلاق

    سلام sherih جان
    چرا مهم بود مخصوصا من که سه تا داداش دارم که یکی پزشک و دو تا دیگه مثل خودم کارشناس ارشدن و من تک دختر بودم و همه هزار تا آرزم واسم داشتن من گفتم با مخالفت شدشد پدرم ازدواج کردم اون به من گفت دیپلم داره و اون موقع با داییش تو سینما کار می کرد چون داییش تهیه کننده است اما کارش باعث می شد اون همیشه با داییش هر روز در حال مشروب خوردن باشن و من تحملش رو نداشتم و از اون محیط فاسد دورش کردم راستش اون موقع نسنجیده عمل کردم اولین پسری بود که وارد زندگیم میشد و به خدا نمی دونی چه زبون شیرینی داشت اون موقع که بعد فهمیم کلا تهرانی ها با کلام زیاد بازی می کنند تمام خانواده اش هم همینطورند جلو قربون صدقه پشت با خنجر
    در مورد بچه دار شدن آخه امکان نازازیی من وجود داره اگه چند سال بعد سر بچه دار نشدنم هم سرم بازی دربیاره چی کارکنم
    باز یک مشکل میشه واسم
    هر چند الان اصلا جرات نمی کنم کنارش بشینم چه برسه در این مورد باهاش حرف بزنم
    همچین طلبکاره ازم که نگو
    امروز دم اذان پیش مسجد بودیم گفتم بریم نمازم رو بخونم همچین نگام کرد انگار گناه کبیره می کنم . اعصابم خورد میشه که مثل طلبکار ها و اینکه من مقصرم باهام برخورد می کنه
    حس می کنم چون می دونه من اهل زیر پا گذاشتن این زندگی نیستم این کار را رو می کنه بس که رو کاراش سر پوش گذاشتم فکر می کنه جرات جدا شدن ندارم
    یه وقتایی دلم می خواست خانواده متدینی نداشتم تا بهش نشون می دادم چه جوری بلدم همه چی رو زیر پا بزارم
    راستش من از همون دوران نامزدی پشیمون شدم اما بس که با اصار خودم ازدواج کردم جراتش رو نداشتم بگم نمی خوام
    تو رو خدا اونایی که می خونند اشتباه ن رو تکرار نکنند

  10. کاربر روبرو از پست مفید sare jo0on تشکرکرده است .

    sare jo0on (شنبه 20 آبان 91)

  11. #27
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: ترس از طلاق

    وای حالم داره از خودم بهم می خوره
    چقدر بدبختم
    خسته شدم ، هر دفعه میام به خودم امیواری بدم باز یکاری می کنه که عصبی میشم
    به من میگه با اون اخلاق گوهت نزدیکم نشو
    دارم دق می کنم آخه چرا تحقیرم می کنه له خدا با این همه مسائلی که برم پیش اورد تا حالا بهش توهین نکردم
    خسته شدم
    دلم می خواد میشد از دستش راحت شم
    شخصیتم رو خرد می کنه

  12. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1391-7-22
    نوشته ها
    84
    امتیاز
    502
    سطح
    10
    Points: 502, Level: 10
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    120

    تشکرشده 123 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ترس از طلاق

    اول اینکه شاید واقعا اخلاقه بدی رو از شما دیده و اینو میگه سعی اینو از ش بپرسی که شاید بشه چیزیرو عوض کرد
    دوم اینکه شما خودت نقطه ضعف دستش دادی که فهمیده از طلاق میترسی نمیخوام نصیحت بد کنم ولی منم یه مدت میگفتم که تحت هیچ شرایطی ازت جدا نمیشم و ترجیح میدم تحمل کنم تا مهر بیوه شدم بخوره تو پیشونیم باور کن بع یه مدت تا دعوامون میشد میگفت پاشو جمع کن برو خونه بابات باید طلاقت بدم بع یه مدت فهمیدم آقا نقطه ضعف دستش افتاده یه بار قبل اینکه بگه پاشو برو خودم جمع کردم گفتم میرم دیگه نمیتونم مهر بیوه گی رو به کول میکشم ولی تو رو نه باور کن از اون وقت تا حالا دیگه جرات نمیکنه بگه برو.سعی کن یه مدت از هم دور باشید مردا تو تنهایی بیشتر به کاراشون فکر میکنن چند ماهی دور باشی و اگه سراغت اومد و دیدی تغییر نکرده الکی بگو دیگه حاضر نیستی برگردی بزار سختی و تنهایی بکشه بلکم درست بشه.البته قبل از این کار تمام تلاشتو بکن اینو بزار واسه آخرین حرکتت وقتی دیگه راهی نبود.موفق باشی.

  13. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: ترس از طلاق

    من تصور نمیکنم مشکل شما بدون مراجعه به مشاور حل بشه، با ادامه وضعیت فعلی به ودی به بن بست میرسید و مجبور خواهید شد از همسرتون کمک بگیرید. تهرانی ها فقط "با کلام خیلی زیاد بازی نمیکنند" مشاورین خانواده خیلی خوبی هم در تهران در دسترس هستند (-:. باید همتی کنین و با همسرتون پیش مشاور برید.

  14. #30
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: ترس از طلاق

    سلام
    من تهران زندگی نمی کنم گفتم که شوهرم تو شهر من زندگی می کنه یکی از دلایلی هم که همیشه طلبکاره همینه میگه همین که من تهران رو ول کردم اومدم شهر شما علاقه ام رو ثابت کردم دیگه بالاتر از این چی می خواهی این رو کرده اهرم که محبت نکنه
    در مورد اخلاقم بگم : بزارید از اول بگم که مشکل شوهرم کجا ها بدتر میشه
    ببینید دوستای شوهر من تو تهران همه یا معتادند یا الکلی یا ارازل خود شوهر من 6 - 7 سال پیش بالا 20 میلیون دیه داده و سابقه کیفری هم داره تازه باید بیشتر از این می داشت اما چون عموش خیلی خیلی کله گنده است درش می آورد از بازداشگاه من واسه اینکه از اون محیط دورش کنم اوردمش اینجا ( اینا رو همه رو کم کم بعد عقد به من گفت ) حالا هر وقت میریم تهران من رو میزاره خونه مامانش میره پیش دوستاش ساعت 4 صبح میاد . نمی دونم اما من تو خانوادهام از این چیز ها ندیدم. بعد انتظار داره من صبح که می بینمش نه ازش بپرسم کجا بود نه بپرسم چرا من رو تنها میزاره . من هم باهاش سر سنگین میشم و اون همیشه میگه تو میایی خونه مامان من اخلاقت اینطوری میشه اما به خدا من با مامانش این ها مشکل ندارم خیلی با هم صمیمی هستیم .این دفعه هم سر اون خود ارضاییش که رفت تو اتاق تا صبح خود ارضایی کرد در حالیکه من همون شب یه تلد توپ براش گرفتم انقدر که چشم همه داشت در میومد اما این شد جواب کارم فرداش گفتم از اتاق بیا بیرون شروع نکن ، ببین خودت داری شروع می کنی نومد بیرون . منم دوباره سر سنگین شدم باهاش به خدا دست خودم نیست نمی تونم به روخودم نیارم . چون خیلی دختر شادیم وقتی ناراحتم همه می فهمن . حالا میگه تو اخلاقت گنده . تهران رو وفتم می کنی در حلیکه 4 روزه اول خیلی هم با هم خوب بودیم اما اون خودش شروع میکنه . الان هم که می خوام بهش نزدیک شم بارم یم کنه . دیگه نمی خوام بهش اعتنایی کنم . به درک فوقش میزاره میره دیگه .
    به خدا انقدر موقعیتدارم که می دونم بعد طلاق هم بی شوهر نمی مونم اما طلاق از دید خانواده من خیلی بده و اون این رو خوب می دونه نه اینکه من دل نمی خواد جدا شم . بابام حتی قبول نمی کنه من بدون شوهرم برم خونش مگر اینکه شوهرم تهران باشه . چی کار کنم . ایییییییییییی واییییییییییییی. خسته شدم به خدا .


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.