پریا جان،ممنون از پاسخت...اما من توی یک خانواده نسبتا مذهبی بزرگ شدم...مجلسی که با همسرم شرکت کردیم تا جایی که ذهنم یاری میده اولین مجلس مختلطی بود که از نزدیک می دیدم...البته ما خودمون هم مجلس مختلط داشتیم ولی طوری بوده که فقط مردها می رقصیدند...نه زن ها...بخدا اون شب یکی از بدترین شب های زندگیم بود تا صبح چشم رو هم نذاشتم ...کلی گریه کردم...وقتی دیدم همه نشسته بودن و یکی از دخترای فامیلشون با لباسی نامناسب جلو همه می رقصید انگار دنیا رو سرم داشت خراب می شد...باور کن اگر شوهرم نبود ناراحت نبودم اما ...
شما اگر شرایط منو داشتی می تونستی این طور که خودتون گفتید رفتار کنید؟؟!!
مامانش فرداش که دید من ناراحتم زنگ زد به خونم قسم خورد که پسر من چشم پاکه و تو مجلس من دیدم که به هیچ کس نگاه نمی کرده....اما مادر شوهرم دروغ می گفت من خودم کنار شوهرم نشسته بودم و می دیدم که نگاه می کرد...مادر شوهرم سعی کرد با دروغ قضیه رو فیصله بده!!البته دیگه سعی کردم اون مجلس و اون فیلم لعنتی رو فراموش کنم!! اما این بی اعتمادی از اون موقع تو وجودم ریشه دوونده!!...






علاقه مندی ها (Bookmarks)