بهار جان یادم رفت بگم من همیشه موقع رسدن شوهرم که مهندس عمران داره و بازم میگم مخ کامپیوتر بخصوص تیریدی مکس واتوکد و اینترنته همیشه خونم تمیزه حمومو رفتم لبا ارایشم کردم شامم اماده هست![]()
تشکرشده 19 در 14 پست
بهار جان یادم رفت بگم من همیشه موقع رسدن شوهرم که مهندس عمران داره و بازم میگم مخ کامپیوتر بخصوص تیریدی مکس واتوکد و اینترنته همیشه خونم تمیزه حمومو رفتم لبا ارایشم کردم شامم اماده هست![]()
آوا2 (یکشنبه 12 آذر 91)
تشکرشده 12 در 6 پست
آوا جون اولا به شما به خاطر این استعداد بی نظیرتون در برچسب زدن تبریک می گم.
[undefined=undefined]من بی استعدادم، کم حافظه ام، بد خلقم، ضریب هوشیم پایینه و ...[/undefined]
دختر خوب تو که اینقدر استادی تو برچسب زدن چرا به نکات مثبتت فکر نمی کنی؟
مثلا از اول تاپیکت تا اینجا ندیدم از ویژگی های خوبت چیزی بگی! میدونم اینجا قراره مشکلات بیان بشه تا بتونی حلش کنی ولی باور کن اگه به ویژگی های خوبت بیشتر فکر کنی و روش تمرکز کنی کم کم پر رنگ می شه.
پس اول اینکه بگرد و ویژگی های خوبت را پیدا کن و اینجا هم بنویس.
مسئله دوم در مورد مشکل حافظه و یادگیری: کامممممممممممممملا طبیعیه! چرا؟ چون شما از ذهنت هیچ استفاده ای برای یادگیری نمی کنی و در عوض به خودت قبولوندی که آوا هیچی یاد نمی گیره. این ذهن تنبل شده و هر وقتم که می خواد چیزی یاد بگیره از پیش فرضی که تو براش ساختی (بی استعدادم، کم حافظه ام، ضریب هوشیم پایینه) پیروی می کنه و باهات همکاری نمی کنه.
پس بعد از اینکه به مرور زمان این برچسب ها را از خودت دور کردی، تمرین در یاد گیری را شروع کن. یعنی مثلا از خواندن یک کتاب ساده شروع کن. یا تمرین در یادگیری نرم افزارای ساده کامپیوتری.
ببین خانومی یه تایپیست ماهرم اگه یک ماه تایپ نکنه سرعت تایپش کم میشه، یه دونده اگه یک ماه بخوابه و راه نره دیگه نمی تونه خوب بدوه.
پس تمرین و یادگیری باعث میشه از ذهن و مغزت استفاده کنی و از فرتوت شدنش جلوگیری کنی.
اما در مورد توجه زیادت در مورد مسائل مختلف و ریزبینیت: راستش فهمیدن اینکه آیا واقعا مسئله وسواس فکری هست یا نه یه کار کارشناسیه که من نمی تونم کمکت کنم. اما با توجه به مسائلی که گفتی فکر می کنم بی برنامه بودنت تو زندگی می تونه باعث این مشکل بشه یا حداقل بهش دامن بزنه.
ببین عزیزم سعی کن وقتت را با یه کار مفید پر کنی. باور کن وقتی درگیر یه کاری هستی کمتر ذهنت به مسائل شاخ و برگ میده.
بگرد کاری که دوست داری را پیدا کن. و برو دنبال یادگیریش. کارای خونه با ارزشه ولی چون تکراریه و کمتر می تونی نتیجه کار را ببینی، در طولانی مدت روح را کسل می کنه. برای همین شخصا معتقدم خانوما علاوه بر کار خونه باید یه کار دیگه هم بکنن.
مثلا شمع سازی را یادبگیر بعد برای خودت و خونت شمع بساز. یا هر کاری که به ذهنت می رسه.
در مورد مشکلاتت با شوهرت و خاطرات تلخ: فعلا اصلا کاری به این مسائل نداشته باش، تمرکزت را بزار روی همین مسائل وقتی تا حدودی از پیشرفت خودت و تغییراتت راضی بودی بعد یه تاپیک جدا باز کن. چون اینجوری فقط یه کوه مشکلات برا خودت می سازی.
Royya (شنبه 11 آذر 91)
تشکرشده 328 در 117 پست
اوا جان خدا نکنه جاریت پیرت کنه .
به نظر ت رنگ جاریت رو از زندگیت کمرنگ کنی، جاش رنگ همسرو زندگیت رو پر رنگ کنی ،بهتر نیست ؟
جاریت یه رهگذره تو زندگیت که گهگاهی میبینیش ،مهمترین فرد ،خودت وهمسرت هستید ؟
انرژیت رو بزار رو مهمترها .
اگه رفتارهای جاریت برات ازار دهنده است ،لزومی نداره خیلی ببینیش .
تشکرشده 19 در 14 پست
رویا جان و ترمه ی مهربان سلام
من به راهنماییهاتون با جونو دل فکر میکنم چون برای من هستن اما کاش لطف میکردین و کل صفحات موضوع مطمئنم سلامت روانی ندارم رو میخوندیدن
و بهار جان منظورم لباس هستش مو هام لباسام حمومم آرایشم غذام خونه همه و همه اماده برا حضور شوهرم.
و خصوصیات ششوهرم رو گفتم اما من فقط دیپلم انسانی و حدود2 سال روانشناسی کودکان تو اموزشگاه غیر انتفاعی خوندم و بازم2 سال تجربه ی تدریس کودکان 3 و 4 در منزلشان رو دارم اما حالا حتی جرأت ندارم تا نونوایی تنها برم کم دارم دیگه![]()
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
همه ی صفحات و پست های این تاپیک را با دقت خواندم .
http://www.hamdardi.net/thread-16148.htmlنوشته اصلی توسط ani
http://www.hamdardi.net/thread-8591.html
http://www.hamdardi.net/thread-16083.html
http://www.hamdardi.net/thread-15860.html
http://www.hamdardi.net/thread-12849.html
http://www.hamdardi.net/thread-9283.html
http://www.hamdardi.net/thread-13490.html
http://www.hamdardi.net/thread-11815.html
http://www.hamdardi.net/thread-11508.html
http://www.hamdardi.net/thread-11628.html
http://www.hamdardi.net/thread-11497.html
ani (شنبه 18 آذر 91)
تشکرشده 43 در 25 پست
آوا نكاتي كه دوستان ومشاوران برات گذاشتن را چندين بار بخون وبكار ببند من فكر كنم بيشتر مشكلاتت درونيه .بيشتر با خودت مشكل داري تا با همسر وجاري
آوا ورزش ميكني ؟ پباده روي ميري ؟پارك نزديكتون ميري قدم بزني ؟ بيكاريت زياده يك سرگرمي جور كن براي خودت .بيكاري باعث ميشه افكار مزاحم بياد سراغت وافسرده شي .چرا دنبال كار نميگردي ؟
نيلاي (پنجشنبه 16 آذر 91)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
اوا جان منظورم این نیست که به خودت نمیرسی.منظورم اینه که سعی کن مدام یه چیز جدید یاد بگیری..بلاخره همه ما همه چیرو که بلد نیستیم..اگه ده نوع غذابلدی بکنش15..به زندگیت تنوع بده تا اعتماد به نفست هم بالاتر بره.
منم در تایید حرفای انی عزیز به اینا اشاره میکنم:
1-همین انی یه جمله خیلی قشنگ زیاد تو تالار گفته که سردوربین رو باید سمت خودمون بچرخونیم.یعنی تو رخ دادن هر اتفاق به جای اینکه دنبال مقصر کردن دیگران باشیم اول به خودمون رجوع کنیم.ادمهایی به بدی جاریم یا به خوبی خانواده ام
ضمن اینکه باید (تاکید میکنم باید) تمرکزمونو از روی دیگران برداریم و روی خودمون بذاریم.این یعنی مهم نیست جاریت یا مادرت یا خواهرت یا بقیه چی میگن؟؟اونا مختارن هرچی دوست دارن بگن..چون زبون خودشونه..تو هم مختاری اوناییکه دوست نداری رو نشنوی..چون گوش خودته..زندگی خودته.
این یه فیلتر ذهنیه..که اجازه ورود حرفا و انرژیهای منفی رو نمیده.مثه اینکه واسه خرید میوه دست چین میکنیم میوه ها رو.
وقتی ما رو دیگران تمرکز نکنیم ،عنان زندگیمون دست دیگران نمیفته.اونوقت خط کشی نمیکنیم فلانی بده یا خوبه.
2-موضوعاتو برای خودت اولویت بندی کن..به هرچی به اندازه اهمیتش بها بده..به ارامشت اندازه خودش..به حرف جاریت اندازه خودش..به همسرت اندازه خودش..و..خوب به نظر تو اول این لیست چه موضوعی قرار میگیره؟؟من فکر میکنم ارامش تو از همه مهمتره..پس چیزای مهم رو فدای مسائل کم اهمیت نکن.
3-منم موافقم که اعتماد به نفس و عزت نفست خیلی پایینه..برای همین دنبال تایید گرفتن ازدیگرانی..دنبال جاریت میفتی تا ازش تایید بگیری،حرفت رو با نظر دیگران تغییر میدی تا تایید بگیری اما از اونجایی که ادمهای وابسته چندان دلچسب نیستن تایید مدنظرت رو نمیگیری و اونوقت از همه چی بدت میاد..از همسایه،جاری،در و دیوار.به نظر اطرافیانم در مورد خودم و شخصیتم خیلی اهمیت میدم و به نظر همون اطارفیان هم من یه شخص دهن بین و دم دمی مزاج هستم که تکلیفم با خودم روشن نیست و سست عقیده ام
راه چارش فقط و فقط اینه که تایید دلخواهتو خودت به خودت بدی..همونقدر که از دیگران توقع داری دوستت داشته باشن و بهت کمک کنن خودت برای خودت اینکارو کنی.مثلا همین تاپیک.برای خودت ارزش بذار..به خودت کمک کن و راه حلها رو عملی کن.
اینو بخون.
دوست داشتن خود
4-اشتباه کار همینه..خوب بودن نیازنیست..در واقع خوب بودن اونطوری که تو فکر میکنی نیست که نقش بازی کنی..طبق گفته انی خودت باش..خودت با تمام نقاط قوت و ضعفت به اندازه کافی خوب هستی و دوست داشتنی..خودت باش.گاهی اوقات میگم آوا تو این دنیا فقط باید خوب باشی و اینه راه درست شدن همه چیز اما اما302اما سخته خوب بودن در همه حال سخته
5-و یه نکته خیلی خیلی مهم..وابسته هیچ کس نشو..حتی همسرت..تو یه ادم مستقلی با خصوصیات اخلاقی منحصربفرد و تواناییهای زیاد.
تاپیک زیر رو حتما بخون.ببین هیچ کس نمیتونه خلاءهای تو رو پر کنه.حتی همسرت.فقط خودت میتونی..پس تلاش کن یه دایره کامل بشی حتی اگه اولش چند بار تلپی بیفتی یا خسته بشی.
قطعه گمشده
موفق باشی
بهار.زندگی (یکشنبه 12 آذر 91)
تشکرشده 409 در 124 پست
آوا جون
دوستان عالي راهنماييت كردن
مخصوصا پست ٢٠ ترمه عالي بود
به نظرم بهتره تمام فكرهاي منفي رو از خودت دور كني
از اينجا شروع كن كه لطفا اسم تاپيكتو عوض كن
يه چيزي شبيه اين بذار كه ميخوام قوي شم و اعتماد به نفسمو بيشتركنم يا چيزي بشم كه ميخوام و ...
اينو قبلا هم ازت خواستم كه لطفا يه كتابخونه نزديك خونه تون عضو شو
حسابي به خودت برس و كارهايي كه دوست داري انجام بده و اول از همه با خودت مهربون باشو خودتو باور كن گلم
Hamdardi2 (پنجشنبه 16 آذر 91)
تشکرشده 2,441 در 754 پست
شما یادتون رفته که ایشون هم یک انسانه و واسه خودش مستقله؟خوب یا بد داره زندگیشو میکنه و این جزئیات به خودش مربوطه!شما همسرشید معلم اخلاقش که نیستید!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
تشکرشده 19 در 14 پست
سلام همدردی2 بهار زندگی و ترمه و انی و کامروا و..............مرسی مرسی مرسی
من مطالب همتونو خوندم و بادقتم خوندم و یکی از برداشتهام ای بود که شماها هم مثل شوهرم که همیشه میگه99 درصد تو مشکل داری و دلیل تمام عواها و.......... زندگیمون هستی فک کن فقط یه درصد اونم اگه شاکی نشم یه درصدم خودشو سرزنش نمیکنه حالا شما عزیزان هم هی کوبیدید هی کوبیدید ولی ممنون ممنون ممنون خیلی چیز های به درد بخور از همدردی هاتون برداشتم بخصوص آنی مهربان مرسی انی جان بازم منتظرم ناراحت نمیشم از راهنمایی هاتون چون بی طرفید و ایشالله فقط قصد راهنمایی و کمک دارید
آوا2 (پنجشنبه 16 آذر 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)