به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: جلوگیری از مرگ عاطفی (بازگشت به همسرم بعد از جدایی و سردی او)

    باید نشان دهی که قدرت اول زندگی اوست .

    اما قبل از اینکه بخواهی به او چیزی را نشان دهی و اثبات کنی باید ببینی چرا به دنبال قدردانی او هستی .
    مگر کارهایی را که برای او انجام می دهی به دلیل این نیست که خودت دوستش داری و خودت را خوشحال می کند پس را در آخر کار چرتکه به دست می شودی و دنبال قدردانی و سپاسگزاری و .....هستی ؟

    این خیلی مهم است که تو در خودت علت رفتارهای خودت را ریشه یابی کنی .
    آیا می خواهی از او تائید بگیری که ببین من مثل سایرین نیستم و مثل سایرین ترا برای پول نمی خواهم و.........اما بعد مدتی چون انگیزه ها درونی و فردی نیست و بیشتر برای جلب تائید و نوازش گیری ست دچار خستگی می شوی و به دنبال قدردانی و سپاسگزاری و ......هستی ؟!( شاید این موارد برایت بسیار درونی اتفاق می افتد و تو ناخودآگاه چنین کارهایی را بکنی . در نتیجه روی خودت و جایگاه عمل و احساسی که هزینه می کنی دقیق شو . اگر موردت این باشد باید خودت را بازبینی کنی و اول مسئله را با خودت حل کنی و بعد به فکر اعتماد سازی او باشی و قدرت از دست رفته اش را به او بازگردانی .

  2. کاربر روبرو از پست مفید ani تشکرکرده است .

    ani (یکشنبه 12 آذر 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 01:04]
    تاریخ عضویت
    1390-3-16
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,265
    سطح
    19
    Points: 1,265, Level: 19
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جلوگیری از مرگ عاطفی (بازگشت به همسرم بعد از جدایی و سردی او)


  4. کاربر روبرو از پست مفید کلبه شادی تشکرکرده است .

    کلبه شادی (چهارشنبه 22 آذر 91)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1391-9-09
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    205
    سطح
    4
    Points: 205, Level: 4
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جلوگیری از مرگ عاطفی (بازگشت به همسرم بعد از جدایی و سردی او)

    سلام
    همسرم می گوید از جملات عاطفی برای من استفاده نکن حتی عزیزم چون به نظرم مصنویی میاید در صورتی که اینطوری نیست من واقا او را دوست دارم . میگوید احساس زناشویی ندارم و فعلا نمیخوام دوباره ازدواج کنیم و من از او پرسیدم این رابطه دوستی، همخونه، زناشویی... چیست گفت نمیدانم ولی من گفتم تو را همانند گذشته شوهر خود میدانم و گفت من هم سعی میکنم مثل گذشته باشم ولی تا با حال که نتوانسته ام . من نمیدانم حالا باید به چه صورتی خودم را به او نزدیک کنم و محبت کنم . اصلآ به هیچ چیزی عکسل عملی نشان نمیدهد ،حساسیت های قبلی به هیچ عنوان وجود ندارد و کاملا بی اهمیت میباشد میگوید از نظر انسانی دوستت دارم ولی نه بیشتر. نمیدانم پس برای چی دوباره قبول کرد که شروع کنیم وقتی که احساسی ندارد ؟ برای او توضیح دادم که این رفتار ایجاد احساس تحقیر در من میکند ولی میگوید اینطوری فکر نکن.شما فکر میکنید او نسبت با این رابطه به چه نحوی فکر میکند و من چه باید بکنم ؟؟؟
    خواهش میکنم من را راهنمایی کنید من اینجا تنها هستم و کسی را ندارم که با من هم فکری کند.

    سلام
    همسرم می گوید از جملات عاطفی برای من استفاده نکن حتی عزیزم چون به نظرم مصنویی میاید در صورتی که اینطوری نیست من واقا او را دوست دارم . میگوید احساس زناشویی ندارم و فعلا نمیخوام دوباره ازدواج کنیم و من از او پرسیدم این رابطه دوستی، همخونه، زناشویی... چیست گفت نمیدانم ولی من گفتم تو را همانند گذشته شوهر خود میدانم و گفت من هم سعی میکنم مثل گذشته باشم ولی تا با حال که نتوانسته ام . من نمیدانم حالا باید به چه صورتی خودم را به او نزدیک کنم و محبت کنم . اصلآ به هیچ چیزی عکسل عملی نشان نمیدهد ،حساسیت های قبلی به هیچ عنوان وجود ندارد و کاملا بی اهمیت میباشد میگوید از نظر انسانی دوستت دارم ولی نه بیشتر. نمیدانم پس برای چی دوباره قبول کرد که شروع کنیم وقتی که احساسی ندارد ؟ برای او توضیح دادم که این رفتار ایجاد احساس تحقیر در من میکند ولی میگوید اینطوری فکر نکن.شما فکر میکنید او نسبت با این رابطه به چه نحوی فکر میکند و من چه باید بکنم ؟؟؟
    خواهش میکنم من را راهنمایی کنید من اینجا تنها هستم و کسی را ندارم که با من هم فکری کند.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.