سلام بر آنی عزیز و سایر دوستان
و اما در مورد داستان دخترم کتاب را به همسرم دادم و خواستم انرا مطالعه کند.امیدوار بودم از این طریق کمی بیدارش کنم و موفقیت آمیز هم بود .و اینکه چرا دخترم این موضوع را انتخاب کرده ,واقعا متاسف شدم .افکار دختر من حتی در تخیل هم درگیر دعواست .در انتهای داستان ادعا میکند که می تواند این اشعه ها را در زمانیکه تعدادشان کم است یعنی در زمانی که شخصی عصبانی است جمع آوری کرده و در خارج از خانه آزاد کند.در فضای آزاد انها از بین می روند.ادعا میکند اگردر کنار یک فرد عصبانی باشد او می تواند اشعه ها اطراف او را ببیند و انها را جمع آوری کند و دور بریزد تا فرد عصبانی بیشتر عصبانی نشود و داد نزندو دعوا نکند.واگر همه آدم ها ماننداو این توانایی را داشتند دیگر هیچ کس عصبانی نمیشد و دعوا نمیکرد.
باهمسرم صحبت کردیم در شرایطی خارج از منزل ،که مطمئن باشم به مجادله نمی رسیم ،چون تا حد ممکن خارج از منزل بر خودش مسلط هست اما بازهم فقط من صحبت کردم و او فقط گریه کرد. گفتم برای کسب آرامش بیشتر مدتی از هم جدا باشیم قبل از درگیری های دادگاه و تصمیم گیری های بعدی هر دو به این زمان نیاز داریم.موافق بود.
اما تصمیم گیری در مورد اینکه این مدت چه قدر باشد و چگونه باشد را به او محول کردم.
در مورد این نگاه قاصر مقصری کاش بیشتر توضیح میدادید چگونه قابل ترمیم است؟
از اینکه ریزبینانه تمام جزئیات را بررسی می کنید از شما ممنونم گفتید نیاز هست زیر نظر سکسولوژ باشیم خودم هم به شدت این نیاز را حس می کردم تاکید شما باعث شد برای ماه آینده از یکی از متخصصان در این زمینه وقت بگیرم .متاسفانه وقت زودتری به من اختصاص ندادند.
خانم آریایی عزیز بله بررسی شما و تکنیکی که به کار گرفته ایددرست است.هرچه فکر میکنم تمام مشکلات ما ریشه در دلخوری ها قدیمی دارد.اما من کاری بر روی این دلخوری های قدیمی نمی توانم بکنم و این قسمت مربوط به هسمرم هست که باید ذهنش را ازاین دلخوری ها قدیمی خالی کند که متاسفانه همکاری نمیکند.
چکاوک عزیز از اینکه تجربیات خودتون را انتقال دادید سپاس گذارم و بسیار مفید بود
با عذر پوزش اگر مایل بودید جواب سوال من را بدهید، شما از تصمیم جدایی رضایت دارید؟پشیمان نشدید؟
silvia سوال شما باعث شد بعد از مدت ها از ته دل بخندم .این چند سال را کار خاصی نمی کردیم .







علاقه مندی ها (Bookmarks)