به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    عزیز جان اینهمه جزییات رو دونستن سخته حق داری. من واقعا نمی دونم چه کار کنی ولی نظر می دم شاید به دردت بخوره.
    - ممکنه چون هیچکدوم از اهمیتایی که می ده رو یادت نمی مونه سخت گیر شده و تاکید می کنه و توضیح می ده دونه دونه ی این چیزارو که شما یاد بگیری. یعنی اگه شروع کنی یه تعدادی رو که به نظرت مهم تر از همه هستن رعایت کنی اونم توی مواردی که جزیی تره انعطاف نشون بده. الویت بندی کن و مثلا الان 5 تا از چیزایی که به نظرت مهمه و برای اونم مهمه یاد بگیر و به کار ببند. همه اشو با هم همزمان که نمی تونی بفهمی. مهماشو که به زندگیتون ربط داره یاد بگیر مثله همین شب جمعه که گفته. اصلا می تونی یه روز که بیکار بودی بشینی اون چیزایی که هی گفته و نق زده رو بنویسی. بعد نگاه کنی کدوماش برای زندگی مشترک همراه با رضایتتون مهم تره و اونا رو به یاد بسپری.
    - یه راه دیگه هم که سخته اما شاید بتونی چون 4 ساله ازدواج کردین. به هر حال شوهرتو به عنوان یه انسان با یه خصوصیت و شخصیت یکپارچه و واحد میشناسی دیگه. بعضی چیزا رو می تونی بر اون اساس بفهمی. مثلا اینکه شوهرت ادمی هست که بره توی یه صف طویل واسته یا نه. یا هرچی. بر اساس موقعیت که پیش میاد فکر کن که اگه شوهرت باشه چه کار می کنه. نه اینکه خودت اینکارو راحت می دونی و بکنی.
    - مهمتر از همه اینه که این کارارو با عقلت بکن. احساس نذار که خسته شی. اینا فکرن و بررسی. پس بدون احساس این بررسی ها رو بکن.

    اینا چیزایی هستن که به نظرم میاد. ممکنه اشتباه باشن یا به دردت نخورن. موفق باشی.

  2. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    tamanaye man (شنبه 28 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 بهمن 95 [ 05:25]
    تاریخ عضویت
    1392-2-15
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    4,356
    سطح
    42
    Points: 4,356, Level: 42
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    321

    تشکرشده 247 در 117 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    36
    Array
    تبسم عزیز اگر من بپذیرم اشتباه کردم میگه دیگه تکرار نکن و در صورت تکرار عواقبی که گفتم خواهد داشت و پذیرفتن اشتباه دیگران میشود سرکوفت دعوای بدی.

    - - - Updated - - -

    مینوش عزیز ممنونم اما به نظر شما بهتر نیست نسبت به بعضی خواسته هایش بی اهمیت باشم تا خودش از بیانشون خسته بشه نمی دونم مثمر ثمر هست یا نه
    گاهی اوقات از زن بودن خودم متنفر می شم .چرا باید ما دائم شخصیت خودمون را باید براساس خواسته های یه آدم دیگه که اسمش شوهره تغییر بدیم .
    آیا مردها هم به اندازه ما فکر خودشون رو درگیر یادگیری رفتار درست با ما می کنن؟نه می خوان که ما با اونها مچ بشیم .چرا

  4. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام اصلا به خواسته هاش بی توجهی نکن با این چیزایی که از شوهرت گفتی به نظرم نتیجه خیلی بدی داره چون شوهر منم خیلی اخلاقای اینطوری داشت یاد مهمونی های خودمون افتادم که هر وقت شوهرم می یومد طرف فامیلامون همش اضطراب داشتم مبادا شوخیه کسی بهش بربخوره یا از حرف کسی رنجیده شه یا ایرادی بیگره اما به خودت مسلط باش
    بعد هم یه لسیت از کارای که براش مهمه تهیه کن سعی کن به حرفاش دقت کنی ... برای خودت هم ارزش قائل شو .. اما نه با بی توجهی به خواستهای همسر ..
    من جای شما بودم سفره رو به خواست اون پهن می کردم تا بهش ثابت شه اشتباه کرده ... ولی به زبون نیار بذار خودش بگه من اشتباه کردم حق با تود چون اگه انتظار داشته باشی که بگه من اشتباه کردم جبهه می گیرن ..چون اصولا این آدمها اشتباهاتشون رو قبول نمی کنن
    متاسفانه من چون شاغل بودم از یه سری چیزا سرسری رد می شدم که همینا بعدش برام دردسرهای بزرگی درست کرد

  5. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    tamanaye man (شنبه 28 اردیبهشت 92)

  6. #14
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر باهاش لجبازی کنی بدتر هم میشه . همسر من هم یک سری خصوصیات این چنینی داره ، منم بعضی وقت ها اذیت میشم ولی به مرور زمان رفتارهای من عوض شدن و مطابق میل همسرم رفتار کردم ...الان که فکرش رو میکنم میبینم خیلی جاها بی حواس یا بی خیال بودم و خوب شد که همسرم یکم سخت گیری کرد تا منم الان پی به اشتباهاتم ببرم در صورتی که قبلا فکر میکردم همسرم سخت گیری میکنه .
    تا جایی که میتونی به نظراتش اهمیت بده و خودت رو موافق نشون بده .و تا جایی میشه باهاش مخلافت نکن ، مثل همون سفره انداختن چون زیاد تاثیری ندارن چطور انداخته بشه ...بزار هرچی اون میگه بشه تا بدونه برات مهمه و به نظراتش احترام میگذاری .
    این هم بگم که توی اکثر خونه ها این مسائل هست که مرد توی کارای خونه و زن دخالت میکنه ولی ناراحت نباش به مرور زمان کم رنگ میشه .

    همسر من هم مدام به کار من کار داره ...اگر پشت کامپیوتر باشم میگه تو همش توی اینترنتی ...اگر برم بیرون میگه تو همش بیرونی...اگر جلو آینه باشم میگه چقدر جلو آینه هستی ...اگر بگم من این میوه رو دوست دارم میگه تو که همه میوه ها رو دوست داری اگر سریال ببینم میگه تو همش داری سریال میبینی کارو بار نداری ؟ ....اگر اگر اگر ... کلا به کار من کار داره و همه چیز رو جمع میبنده ...منم بعضی وقت ها خسته میشم ...ولی چاره چیه؟ ...ولی ته دلم ناراحت نمیشم چون فکر میکنم براش مهم هستم که به کارای من توجه داره . فقط دلش میخواد من یک چیزی بیارم صداش کنم بگم بیا فلان چیز بخوریم. ..می خواد همش در خدمت اون باشم و همه حواسم بهش باشه

  7. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    zendegiye movafagh (شنبه 28 اردیبهشت 92)

  8. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 بهمن 95 [ 05:25]
    تاریخ عضویت
    1392-2-15
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    4,356
    سطح
    42
    Points: 4,356, Level: 42
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    321

    تشکرشده 247 در 117 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    36
    Array
    می ترسم هر روز تسلطش روی کارای من بیشتر و بیشتر بشه و عنان همه چیز رو از دستم بگیره.مثل بچه ها باهام رفتار می کنه .اعتماد به نفسم رو از دست دادم خودم هم باور کردمهمه کارها و تصمیماتم غلطه.از بچه دار شدن به خاطر همین مسائله می ترسم حس می کنم در آینده فقط نقش یک پرستار رو برای بچم ایفا می کنم مثل الان که نقش زیادی توی زندگیم ندارم مثل پدری می مونه که من خیلی ازش حساب می برم .

  9. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام عزیزم.
    خصوصیات همسرت یکم شبیه شوهر منه. من 2/5 ساله ازدواج کردم. اوایل ازدواج بهم بر میخورد که چرا اینقدر به من گیر میده تو کارام دخالت میکنه...
    ولی دیدم هرچی بیشتر باهاش مقابله کنم بدتر میکنه و حساس تر میشه.
    مثلا از در که میومد تو اول میرفت تو آشپزخونه و سبد تو سینک رو بر میداشت و تو سطل زباله خالی میکرد!!!
    یا اینکه خیلیییی به جمع و جور بودن خونه اهمیت میداد و کتابهای منو از رو زمین جمع میکرد و با عصبانیت میذاشت رو قفسه
    درک نمیکرد من مشغول درس خوندنم! یا نرسیدم اتو رو جمع کنم ....همیشه چک میکرد منو که میرم بیرون موبایل و کیف پول و کلید رو برداشتم یا نه .
    و اگه یکی رو جا گذاشته بودم....از ترس سکته میکردم.
    همیشه هم تو اشپزخونه سرش تو کارای من بود....من از غصه میمردم. درکت میکنم.
    اما دیدم بیراه هم نمیگه چرا خونه مرتب نباشه؟ چرا سبد سینک کثیف باشه؟ چرا کلید رو جا بذارم و تو دردسر بیفتم؟ چرا کارم که با لب تاپ تموم میشه تو کیفش نمیذارمش؟ یه مدتی همه اینا رو رعایت کردم. همه اش رو.....
    نتیجه این شد که حالا شوهرم میره بیرون کیفش رو جا میذاره!!! و من آتو میاد دستم و تا میتونم اذیتش میکنم و میخندیم...
    باهاش رفیق باش. و مطمئن باش که فقط شوهر رو زن تأثیر نمیذاره هر دو رو هم تأثیر میذارن !!!!
    فقط مقاومت نکن!!! هیچ اتفاقی نمیفته اگه سفره رو طوری پهن کنی که اون میخواد. نه عادت میکنه به زورگویی نه به تو مسلط میشه....
    فقط از حساسیتش کم میشه.
    یه وقتایی آشپزخونه رو بسپار به اون. اگه مثل شوهر من علاقه مند به آشپزخونه است!
    من گفتم بیا واسه اینکه دعوامون نشه وقتی بیا تو آشپزخونه که من نیستم!!! حالا من آشپزی میکنم و حسابی ریخت و پاش میکنم بعد که تموم شد میگم کار من تموم شد! نوبت توئه!
    بعد میره همه جا رو میشوره و میسابه و ظرفها رو هم به سلیقه خودش میچینه....اتفاقا خیلی هم بهتر از من!!! سخت نگیر.

  10. 2 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    tamanaye man (یکشنبه 29 اردیبهشت 92), zendegiye movafagh (شنبه 28 اردیبهشت 92)

  11. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 بهمن 95 [ 05:25]
    تاریخ عضویت
    1392-2-15
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    4,356
    سطح
    42
    Points: 4,356, Level: 42
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    321

    تشکرشده 247 در 117 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    36
    Array
    عزیزم این مسائل کوچیک قابل حله و قابل تحملاما مثلا من با جاریم مشکل دارم وقتی خونشون می ری اصلا حرمت مهمون رو نداره اوایل به شوهرم میگفتم اما حق اینکه یک بار به دعوتش جواب رد بدم رو نداشتم باید هر گونه بی احترتمی رو تحمل می کردم تا حالا که بعد از چهارسال بهش علنن ثابت شده می تونم تلافی کنم اما بازم جایی که اون صلاح بدونه در صورتی که اگر اتفاقاتی که برای من می افتاد برعکس بود زمین و زمان بهم دوخته می شد.

  12. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    نفهمیدم!
    مگه وقتی پیش جاریت هستی حتما شوهرت هم هست؟ چرا باید در جریان تلافی کردن تو باشه؟ اصلا دیگه راجع به جاریت با شوهرت حرف نزن. این مسائل زنونه است.
    چرا شوهرت باید در جریان باشه؟
    اگه واقعا جاریت کاری کرده که مستحق اینه که بهش بفهمونی و تلافی کنی ؛ بذار وقتی تنها گیرش آوردی حسابی تلافی کن!!! چرا به شوهرت بگی که اون
    صلاح بدونه یا ندونه؟

  13. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 بهمن 95 [ 05:25]
    تاریخ عضویت
    1392-2-15
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    4,356
    سطح
    42
    Points: 4,356, Level: 42
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    321

    تشکرشده 247 در 117 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    36
    Array
    من دوست دارم به تلافی بی حرمتی بار قبلی که خونشون رفتم ایندفعه دعوتش رو قبول نکنم اما من با همسرم دعوت میشم و اگر نخوام برم باید به اون هم بگم

  14. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    خب این که کاری نداره قربونت برم! یه راه دیگه واسه تلافی انتخاب کن.
    چون هرچی بیشتر تو این تصمیمت سماجت کنی بیشتر ضرر میکنی و حتی شوهرت حق رو به جاریت میده !!! اون موقع دیگه خیلی دلت میشکنه.
    اتفاقا اگه این بار دعوتت کرد قبول کن به شوهرت هم بگو با اینکه فلانی این کارو کرده و حسابی هم از دستش دلخورم اما به خاطر تو میام.
    چون میدونم اگه نیام تو ناراحت میشی و ناراحت نشدن تو واسم مهمتر از ناراحت شدن فلانیه...
    ولی حواست باشه حتی تو کلامت هم به جاریت توهین نکنی.
    بعد هم که رفتی یه جوری جواب کار اشتباه جاریت رو بده. زن ها بلدن همدیگه رو ناراحت کنن حتی با یک نگاه!
    راه بهترش هم اینه که کلا در مورد این موضوع با همسرت حرف نزنی...حتی اگه شوهرت به این موضوع اشاره کرد بگی...چی؟ این مسئله برام اصلا ارزشی نداره که بخوام به خاطرش خودمو ناراحت کنم!
    اینجوری تو ذهن شوهرت خیلی بالاتر از جاریت قرار میگیری خیلی بزرگوارتر...حسابی کلاست میره بالا....
    اما اینکه چطوری با جاریت برخورد کنی که خیالت راحت بشه جوابشو دادی با خودته.
    مشکل شما رو با جاریت نمیدونم شاید اون بنده خدا منظوری نداره یا شاید حق کاملا با تو باشه. اما من وقتی بفهمم یکی داره از رو قصد و نیت اذیتم میکنه و میخواد لجم رو در بیاره، طوری نسبت به اون شخص و حرفهاش و کاراش بی تفاوت میشم که انگار حضور فیزیکی نداره و نمیبینمش....
    این تحویل نگرفتن طرف از صد تا برخورد جدی و به رو آوردن و تلافی بدتره.
    چون میفهمه نه خودش برات اهمیت و ارزشی داره نه کارهاش.

  15. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    heaven65 (شنبه 28 اردیبهشت 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.