به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام دوباره. خب مسلما برخورد درست با انهایی که ادم رو نمی بینن فقط رفتن است. من هم جای شما بودم رها می کردم . ولی من منظورم چیز دیگه ای بود.
    منظورم نگاه بیشتر به خود خودمون. خوب یه سوال از خودمون بپرسیم که چرا با ابراز احساس، طرف عقب می کشه. آیا شاید یه علتش این نباشه که ما زیاده روی کردیم در بیان احساس( هر چند صادقانه بوده این احساس) بهتر نیست اگه طرف برامون مهم این ابراز احساس با سیاست تر باشه. اینجا رو یه نگاه بندازین. برا من و شما مهم نیست که کسی که برا احساسمون ارزش قایل نیس رو از دست بدیم . منظورم من این که کسی رو که هنوز متوجه عمق احساس ما نشده رو از دست ندیم و اون رو اروم اروم با خودمون همراه کنیم. متوجه هستین منظورم رو.( البته من در این موارد خودم رو اقا فرض کردم) البته این یه توصیه خواهرانه بود :) در ضمن متاسفم بابت اون موارد( البته بیشتر خوشحالم. این ادمها بیشتر هر چه زودتر از ادم دور شن)
    نقل قول نوشته اصلی توسط تهمتن نمایش پست ها
    ممنون خانم چنار. حرفاتون را تا حد زیادی قبول دارم. من مجردم. قبلاً در دو مورد از کسانی خوشم اومد و پیشنهاد دادم و با برخورد سرد مواجه شدم. جالب اینجاست که ابراز علاقه ی غیر مستقیم اول از طرف یکی از اون دو خانم بود. به هر صورت من هم بعد از برخورد سرد اونها ( این اتفاقات با فاصله ی زمانی 2 سال اتفاق افتاده) کنار کشیدم و رفتم دنبال زندگی خودم. بعداً اونها بودن که یه جورایی به سمت من اومدند اما من ازشون دوری کردم و کلاً از دیدشون کنار رفتم چون برام مهم بود زمانی که اون همه علاقه در وجودم بود من رو می پذیرفتند. نه بعد از اینکه شوهر گیرشون نیومده از بی شوهری یا تنهایی یا هر چیز دیگه دنبال یکی می گردند. پشیمون هم نیستم. حالا چه بخوام تا ابد تنها بمونم چه نمونم. مهم اینه که خودم پیش خودم شرمنده نیستم.

    البته من باز از بهارجان عذر می خام که موضوع به اینجا کشید. من خ خاستم به شما دلداری بدم( حقیقتش) اما می دونی و می دونیم که اگه نقش بازی نکرده بودی اان حس بهتری داشتی. با دنیا صادق نیستیم لااقل با خودمون باشیم. نمی خام عزیزم اذیتت کنم چون خودت به این جا رسیدی. ولی چقدر خوب که به احساساتمون بیشتر احترام بزاریم. برخی دوستان از اون ور بوم می افتن و برخی ذیگه از این طرف
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون
    ویرایش توسط چنار : سه شنبه 14 خرداد 92 در ساعت 18:38

  2. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تهمتن نمایش پست ها
    ممنون خانم چنار. حرفاتون را تا حد زیادی قبول دارم. من مجردم. قبلاً در دو مورد از کسانی خوشم اومد و پیشنهاد دادم و با برخورد سرد مواجه شدم. جالب اینجاست که ابراز علاقه ی غیر مستقیم اول از طرف یکی از اون دو خانم بود.
    دوست عزیز

    مهم هست که شما چطور و چگونه پیشنهادی دادید؟ ممکن است برداشت و یا هدف شما و برداشت یا هدف طرف مقابل مقابل متفاوت بوده باشد؟

  3. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab نمایش پست ها
    دوست عزیز

    مهم هست که شما چطور و چگونه پیشنهادی دادید؟ ممکن است برداشت و یا هدف شما و برداشت یا هدف طرف مقابل مقابل متفاوت بوده باشد؟
    واقعا با حرف شما موافقم. در مورد خودم میگم متاسفانه اصلا نمی تونم اعتماد کنم به دوستانی که ابراز احساسات می کنن و علت بیشتر این تنهاییم هم الان این هستش. نظراتی که عرض کردم خدمتتون اشتباهاتی بوده که خودم انجام دادم. یعنی فکر نمی کردم احساسات طرف واقعی باشه و اهمیت نمی دادم بعدا فهمیدم اینطوری نبوده. البته من تجربه دوستی رو نداشتم. متاسفانه اینکه ادم تو جامعه خ می شنوه که چه خیانتهایی شده باعث می شه ادم محتاط تر عمل کنه. مخصوصا من به عنوان یه خانم چون تو یه رابطه از لحاظ احساسی بیشتر درگیر می شم اساسا به خودم اجازه نمی دم که وارد شم
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  4. کاربر روبرو از پست مفید چنار تشکرکرده است .

    sanjab (سه شنبه 14 خرداد 92)

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 خرداد 92 [ 14:34]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    73
    سطح
    1
    Points: 73, Level: 1
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی از همه دوستان
    برای من یه چیزی هنوز جای سواله. آخرین باری که داشتم باهاش صحبت میکردم که خداحافظی کنم اون اصرار کرد که باهاش حرف بزنم. تا اون وقت هیچ وقت اینطوری کاری رو ازم نخواسته بود. بحث علاقه من هم پیش نیومده بود. ولی فقط اصرار میکرد میگفت بگو میخوام بدونم برام مهمه.ولی من نمیخواستم موضوع علاقم رو بدونه. چون دیگه تموم شده بود و فرقی نمیکرد. ولی آخرش گفت میدونم چی میخوای بگی پس بگو.دلیل این همه اصرارش رو نفهمیدم. خودم فکر میکردم با گفتنش آروم بشم ولی الان خیلی پشیمونم. چون تا قبل از اون شب داشتم با خودم کنار میومدم ولی از اون شب یه روز راحت نداشتم. از صبح تا شب به حرفام و گفته هام و کارهایی که کردم فکر میکنم. این حسرت داره تمام وجودم رو میخوره
    اون قضیش جدی شده و فکر میکنم به زودی ازدواج میکنه و دختری که باهاشه میدونم خیلی زیاد بهش علاقه داره. ولی نمیدونم چرا هر روز یه حسی بهم میگه برمیگرده
    دارم تو این فکرا و حس ها دیوونه میشم. میخوام برام تموم بشه ولی نمیشه

  6. #35
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar jaberi نمایش پست ها
    مرسی از همه دوستان
    برای من یه چیزی هنوز جای سواله. آخرین باری که داشتم باهاش صحبت میکردم که خداحافظی کنم اون اصرار کرد که باهاش حرف بزنم. تا اون وقت هیچ وقت اینطوری کاری رو ازم نخواسته بود. بحث علاقه من هم پیش نیومده بود. ولی فقط اصرار میکرد میگفت بگو میخوام بدونم برام مهمه.ولی من نمیخواستم موضوع علاقم رو بدونه. چون دیگه تموم شده بود و فرقی نمیکرد. ولی آخرش گفت میدونم چی میخوای بگی پس بگو.دلیل این همه اصرارش رو نفهمیدم. خودم فکر میکردم با گفتنش آروم بشم ولی الان خیلی پشیمونم. چون تا قبل از اون شب داشتم با خودم کنار میومدم ولی از اون شب یه روز راحت نداشتم. از صبح تا شب به حرفام و گفته هام و کارهایی که کردم فکر میکنم. این حسرت داره تمام وجودم رو میخوره
    اون قضیش جدی شده و فکر میکنم به زودی ازدواج میکنه و دختری که باهاشه میدونم خیلی زیاد بهش علاقه داره. ولی نمیدونم چرا هر روز یه حسی بهم میگه برمیگرده
    دارم تو این فکرا و حس ها دیوونه میشم. میخوام برام تموم بشه ولی نمیشه
    از یه طرف می گه می ترسیدم بهت پیشنهاد ازدواج بدم رد کنی و دوستیمون خراب بشه.
    از اونطرف بهت می گه می دونم چی می خوای بگی و ...

    خب اگه می دونست دوستش داری و اون هم دوستت داشت که بهت پیشنهاد ازدواج می داد.

    دوستت نداشت.
    اگر داشت حداقل این شکنجه آخر را انجام نمی داد.

  7. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 خرداد 92 [ 14:34]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    73
    سطح
    1
    Points: 73, Level: 1
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه این حرفو زمانی زد که دیگه با کس دیگه ای بود. میگفت زمانی فهمیدم که دیگه مسئله ازدواجم جدی شده بود

  8. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    بهار جووون من یه سوال دارم هنوز این اقا ازدواج نکرده رسما؟

    2) شما رو بیشتر از اون خانوم دوست داره. حسرت شما رو دلش مونده؟

    3) اون دختر هم خبر داره از این موضوع؟

    اگه جوابها مثبت . اگه من جای اون خانوم بودم دوست داشتم بدونم این موضوع رو و خودم رو بکشم کنار.
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  9. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 خرداد 92 [ 14:34]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    73
    سطح
    1
    Points: 73, Level: 1
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چنار جوون هنوز ازدواج نکرده. میگفت هنوز معلوم نیست بینمون چی بشه. ولی میدونم دختره خیلی دوستش داره و حتما علاقشون دو طرفه هست. دختره هم موضوع منو نمیدونه.

  10. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    وای یعنی الان هر دو شما ( شما و اون خانم) گرفتارین یه جورایی؟ بابا باهاش صحبت کن اگه واقعااااااااااااااااااااا اااا شما رو دوست داره و اشتباه کرده و با این ازدواجش همیشه غصه خواهد خورد باید با اون خانم صحبت کنه و کات کنه. اخه اونم خانم هستش و شما رو درک می کنه قطعا. در ضمن اونم راضی نیست با ادمی باشه که روحش در تسخیر کس دیگری است.
    تازه تو این صحبت اگه شما بفهمی که حتی اون خانم رو بیشتر از شما دوست داره فراموووش کردنش برات راحت تر میشه. دوست من این رو نمی دونم اینجا گفتم یا جایی دیگه
    مشکل ِ بیشتر مردم اين است که به جای اينکه با ذهن خود بينديشند با اميدها، ترس ها و آرزوهايشان می انديشند! _ ويل دورانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar jaberi نمایش پست ها
    چنار جوون هنوز ازدواج نکرده. میگفت هنوز معلوم نیست بینمون چی بشه. ولی میدونم دختره خیلی دوستش داره و حتما علاقشون دو طرفه هست. دختره هم موضوع منو نمیدونه.
    البته اینم بگم اینجوری که مشخص این آقا خ توانایی مدیریت کردن ندارن. حواست به این مساله باشه
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون
    ویرایش توسط چنار : چهارشنبه 15 خرداد 92 در ساعت 12:21

  11. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 خرداد 92 [ 14:34]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    73
    سطح
    1
    Points: 73, Level: 1
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکر میکنم علاقشون دوطرفست. منم دوست ندارم زندگیشو بهم بزنم. من فقط از حسرتی که برام مونده ناراحتم


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.