به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 45
  1. #21
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 فروردین 92 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1392-1-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    48
    سطح
    1
    Points: 48, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    12

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من شما
    به اون پسر حسوديتون شده كه فكر كنم طبيعي باشه اما اينكه از وقتي پاي خواستگار اومد وسط وشما دوتا باز باهم ارتباط داشتيد كار خوبي نبوده وبه نفع هيچكدومتون نيست.حتي اگه ميشه اصلا سر قرار نريد وبذاريد هم خودتون وهم اون دختر كمي به آرامش برسيد.
    هم به اون پسر و هم به همه ی پسرهای هم سن و سال خودم که یک شریکی برای زندگیشون دارند که درکشون می کنه و از صمیم قلب دوسشون داره حسودیم می شه

    یک پسری اومده تا با دختری که من می خواستمش و قرار هامون هم با هم گذاشته بودیم ازدواج کنه و بعدش من به خاطر خوشبختی اون آقا پسر باید ارتباطم رو با دوستم به هم می زدم ! ضمنا گفتم که خودم یک قراری با دختره برای خداحافظی گذاشتم و بعدش خودم بی خیاله قرار برای خداحافظی باش شدم .

    .عجو
    ل بودنتون كمي تو سن شما طبيعيه اما هميشه سعي كنيد هر تصميمي كه شب ميگيريد تا صبح بهش فكر كنيد واگر صبح باز هم اين تصميم قطعي بود اونوقت جاي تامل داره.من خودم برادر دارم وهمسن شما بوده ومن بدون اينكه حرفي بزنه متوجهحالو احوالش ميشدم وميدونم اكثر پسرا تا سن 25 سالگي خيلي زودتر از تصميمشون برميگردن.مخصوصا كه بدون فكر كافي باشه.ازدواج بايك دختر 18 ساله در سن 27 سالگيبه نظر من خوب نيست چون موارد زيادي ديدم كه همديگرو درك نميكنن.اما باز هم بستگي به شرايط شما داره.موفق باشيد
    ما ایرانی ها فرهنگ خیلی بدی داریم . نه کاملا سنتی رفتار می کنیم نه اینکه کاملا مدرن هستیم . تو جامعه ی سنتی سن ازدواج 17 یا 18 سالگی بود و از پسر و دختر برای ازدواج کسی توقع مدرک بالا یا خونه و ماشین و .... نداشت و همه کمکشون می کردند یک زندگی معمولی رو داشته باشند و از دختر و پسر هم توقع داشتند ارتباطی با هم قبل از ازدواج نداشته باشند .

    در جامعه مدرن پیش نیاز ازدواج داشتن مدرک خوب و خونه مستقل و .......... هست که کسی که خیلی آدم پر تلاش هم باشه می تونه حدود 30 سالگی شرایط ازدواج رو پیدا کنه . البته تو این جامعه ارتباط یک دختر و پسر قبل از ازدواج تابو محسوب نمی شه و امری طبیعی هست

    حالا فرهنگ حاکم توی ایران این طور هست که شرایط ازدواج باید مثله جوامع مدرن باشه اما روابط دختر یا پسر قبل از ازدواج مثله جوامع سنتی باشه . این وسط قربانی های این فرهنگ هم جوان های ایرانی هستند

    این وسط برای یک جوان که می خواد روی پای خودش بایسته چند تا راه می مونه . یا باید سعی کنه در جامعه ی ایران شرایط ازدواج رو نادیده بگیره که حاصلش در خیلی موارد می شه یک عمر حسرت نداشتن مدرک و کار درست حسابی و زندگی در سطح پایین اقتصادی و اجتماعی

    یا باید روابط قبل از ازدواج داشته باشه که حاصلش می شه آبرو ریزی عذاب وجدان متهم شدن به بی عفتی شکنجه حبس و حتی برای دخترها در برخی موارد بی خیال ازدواج شدن

    یا اون طور که فرهنگ می گه اقدام کنند که نتیجه اش می شه مشکلات روحی و جسمی تنها زندگی کردن تا دوران میان سالی

    یک طوری هم همه حرف می زنند که انگار این جوان های بیچاره ی ایرانی هستند که این وسط مقصرند نه فرهنگ ما .

    حالا اگه من مجبورم برخلاف غرایز و روحیات فطری یک انسان تا میان سالی و حدود سی سالگی تنها زندگی کنم حداقلش اینه که نمی خوام با یک زنی ازدواج کنم که اونم مثله من از این فرهنگ لطمه خورده باشه

  2. 3 کاربر از پست مفید ahmadi تشکرکرده اند .

    negar_nil (یکشنبه 11 فروردین 92), roze sepid (سه شنبه 13 فروردین 92), راحیل خانوم (دوشنبه 12 فروردین 92)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 تیر 93 [ 19:33]
    تاریخ عضویت
    1391-6-28
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,358
    سطح
    20
    Points: 1,358, Level: 20
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 30 در 16 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    من احساس میکنم داری سر به سرمون میزاری
    یا توی ایران زندگی نمیکنی یا سر به سرمون میزاری
    داستان قشنگی تعریف کردی ولی نگران نباش اتفاقی برات نمی افته
    اگه یه آدم مهجور و خونه نشین بودی که از دور دخترا رو میدیدی تنت میلرزید و فرار میکردی و بعدش در این شرایط یه دختری جلوت سبز میشد و سوار ماشینت میشد و خواهرزاده هاش(!!!) اونو سوار ماشینت میدیدن و شاکی میشدن اونوقت من حرفاتو باور میکردم..............:mad::confused::confused :

  4. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    تصميم با خودتونه اينجا هر كس نظر خودشو ميگه.با اين كار عاقبت خوبي نداريد.هر كس ميگه با داشتن دوست پسر يا دوست دختر ميشه خوشبختي روحس كرد فقط وفقط ميخوادتو باتلاقي بندازتون كه هر چي دستو پا بزنيد راه فراري نيست.شايدم تا الان متوجه شديدو ميخوايد چشماتونو به خاطر چيزهاي زود گذر ببنديدوفقط از روي عادت ادامه ميديد.

  5. #24
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 تیر 92 [ 17:50]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    15
    سطح
    1
    Points: 15, Level: 1
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    5

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بچه ها

    دوست دختر سابقم که الآن ازدواج کرده چند روز پیش بم زنگ زد .شمارش رو از گوشیم پاک کرده بودم . وقتی شماره رو دیدم اولش نفهمیدم که شمارشه یعنی فکر کردم شماره ی قبلی خودم هست و برام خیلی خیلی آشنا بود .

    بعدش که ورداشتم بم گقت سلام منو یکی به شما معرفی کرده که باتون دوست بشم و ... که تازه فهمیدم خودشه ..
    بعدش ازم پرسید چکار می کنم و من بش گفتم توی این دو یا سه ماه هیچ اتفاقی برام نیفتاده . نه مسافرتی نه نفریحی و فقط رفتم سر کار و برگشتم خونه .
    بعدش بش گفتم تو چکار می کنی و یه عالمه در مورد خودش و شوهرش و اینکه کجاها رفتند و . .. حرف زد

    می گفت شاید تا یک سال دیگه عقد کرده بمونه و بعدش بخواهند ازدواج کنند . می گفت شوهرش رو دوست داره و یک موی گندیده ی شوهرش رو به کل دنیا نمی ده . همش از شوهرش تعریف می کرد . می گفت پسر نجیبی هست . خیلی کاری هست . مثله خودش مذهبی هست و .....

    اما من بش گفتم که خیلییییییییییی تنهام و هر روز بش فکر می کنم . بش گفتم که من باید تا ۵ یا ۶ ساله دیگه تنها بمونم . بش گفتم من خیلی بدبختم . این همه جون می کنم اما آخرش که چی ؟ شوهرش می شه گفت هم سن منه . اما الآن ازدواج کرده . سربازی اش رو رفته . کارش بهتر از منه و ...........

    به من گفت خوشحاله که به قولی که بش دادم عمل کردم . آخه قبل از اینکه به هم بزنیم از من قول گرفت که بعد از اون دیگه با کسی دوست نشم و فقط حق دارم ازدواج کنم . بم گقت تا وقتی که ازدواج نکردم هر چند وقت یکبار بم زنگ می زنه و تنها نمی مونم . حتی بم گقت که مشکلی نداره که یکبار دیگه همدیگه رو ببینیم ولی قبول نکرد که عکسشو بم بده تا حداقل عکسش رو داشته باشم .

    می شه گقت اون شب از ساعت ۱۲ شب تا ۴ صبح حرف زدیم .

    فردا شبش هم دوبازه بم زنگ زد و از حدود ۱۲ تا ۴ یا ۵ صبح حرف زدیم . وسط حرفامون وقتی که داشت در مورد شوهرش و اینکه مثلا فلان جا رفته بودند حرف زد یک دفعه ای من گریم گرفت و اونم از پای تلفن فهمید . بش گفتم خیلی آدم پستی هستی که تونستی توی چند ماه منو فراموش کنی و یکی دیگه رو به جای من انقدر دوست داشته باشی و ....

    آخه من هنوز بش غیرت داشتم و انقدر در مورد شوهرش و خودش حرف زده بود که حسابی به هم ریخته بودم و وقتی که گریه کردم آروم شدم .
    روز بعدش صبح به من زنگ زد و می خواست احوال پرسی کنه و من بش گفتم که حالا که تصمیمش رو گرفته و اون یارو رو به جای من انتخاب کرده دیگه حق نداره به من زنگ بزنه و باید منو فراموش کنه . اونم خط قدیمش رو که باش به من زنگ زده بود خاموش کرد . الان صد باره که توی این دو روزی که از آخرین حرف زدنمون گذشته بش زنگ زدم ولی جواب نداده .

    نمی دونم می خوام بش چی بگم اما دلم می خواد حداقل بکبار دیگه صداش رو بشنوم . توی این دو روز بدجوری به هم ریختم ..
    نکنه خطش رو شکونده باشه و دیگه هیچ وقت جوابم رو نده !

  6. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-06
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,812
    سطح
    25
    Points: 1,812, Level: 25
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 353 در 123 پست

    Rep Power
    29
    Array
    وایییییییی ایننا رو یه مرد نوشته؟؟؟؟ برادرم اینا چه کاری بود کردی آخه. این دختر خانم عادی به نطر نمیاد که اینکارارو کرده و چه قدر بده که هنوز تو نامزدی داره دو نفررو اداره می کنه. برادر عریز مرد باش . یعنی محکم و قوی. من به شخصه بدم میاد مرد گریه کن. شما چرا باید باهاشون حرف میزدید کسی که من و ترجیح نده و با یکی دیگه باشه من عمرا یه باره دیگه تو زندگیم را بدم یعنی واسم اهمیتش رو از دست میده. اون یه خانم متاهل اصلا نباید باهاش حرف میزدید وووووووووو بدتر که از علاقتون گقتید. قوییییییییییییییی باشید اینا چه کاریه. دیکه ام باهاش حرف نزدید ها اون حرف آخری که گفتید رو باید اول می گفتید . قرارم نیست به پای اون بسوزید به اون چه ربطی داره که تو زندگی شما کسی هست یا نیست. با بعضی مسائل همیشه سرسخت برخورد کنید . نمی خواد صداشم بشنوید اون که به نامزدش این کارو می کنه اون دیگه کیههههه. شایدم عادی نیست

  7. 2 کاربر از پست مفید deniz90 تشکرکرده اند .

    ahmadi*00 (یکشنبه 23 تیر 92), پسرایرونی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  8. #26
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    روزی روزگاری اگر نامزد شما با دوست پسر سابقش با وجود شما اینجوری وارد صحبت بشه چه نظری داری ؟ عادی هست ؟

    اشکالی نمی بینی ؟

    هرچقدر شما زمینه و میدان بدهی ، انتظار نداشته باش روزی نامزد شما یا همان همسر آینده ات با تو چنین نکنه .....

    از هر دست بدهی از همان دست می گیری . اگر میخواهی زنی اینچنین برای گیر خودت نیاد با او باید تند برخورد می

    کردی نه اینکه حالا دنبال شنیدن صداش باشی و .... نگران اینکه نکنه دیگه جوابت را ندهد .





  9. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ahmadi*00 (یکشنبه 23 تیر 92), reihane_b (یکشنبه 23 تیر 92), saraamini (یکشنبه 23 تیر 92), sookoot (یکشنبه 23 تیر 92), هم صحبت (یکشنبه 23 تیر 92), بهار.زندگی (دوشنبه 24 تیر 92)

  10. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 شهریور 92 [ 22:14]
    تاریخ عضویت
    1392-2-06
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    575
    سطح
    11
    Points: 575, Level: 11
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    63

    تشکرشده 164 در 76 پست

    Rep Power
    26
    Array
    آقاى عزيز اين چه كاريه؟ اون دختر اگه سالم بود با شما تا ٤ صبح حرف نميزد واگه واقعاً نامزدشو دوست داشت بهش خيانت نميكرد

    خيانت مگه شاخو دم داره،شما به حريم خصوصى يك آدم ديگه وارد شديد و داريد با ناموس اون آقا رابطه برقرار ميكنيد
    يكم اگه وجدانى فكر كنى و خودتو جاى اون آقا بذارى ديگه به كارت ادامه نميدى و تازه با اون خانم محكم برخورد ميكنى كه از كارش خجالت زده بشه.

  11. کاربر روبرو از پست مفید هم صحبت تشکرکرده است .

    ahmadi*00 (یکشنبه 23 تیر 92)

  12. #28
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 تیر 92 [ 17:50]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    15
    سطح
    1
    Points: 15, Level: 1
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    5

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وایییییییی ایننا رو یه مرد نوشته؟؟؟؟ برادرم اینا چه کاری بود کردی آخه. این دختر خانم عادی به نطر نمیاد که اینکارارو کرده و چه قدر بده که هنوز تو نامزدی داره دو نفررو اداره می کنه. برادر عریز مرد باش . یعنی محکم و قوی. من به شخصه بدم میاد مرد گریه کن. شما چرا باید باهاشون حرف میزدید کسی که من و ترجیح نده و با یکی دیگه باشه من عمرا یه باره دیگه تو زندگیم را بدم یعنی واسم اهمیتش رو از دست میده. اون یه خانم متاهل اصلا نباید باهاش حرف میزدید وووووووووو بدتر که از علاقتون گقتید. قوییییییییییییییی باشید اینا چه کاریه. دیکه ام باهاش حرف نزدید ها اون حرف آخری که گفتید رو باید اول می گفتید . قرارم نیست به پای اون بسوزید به اون چه ربطی داره که تو زندگی شما کسی هست یا نیست. با بعضی مسائل همیشه سرسخت برخورد کنید . نمی خواد صداشم بشنوید اون که به نامزدش این کارو می کنه اون دیگه کیههههه. شایدم عادی نیست
    بعله یک مرد نوشته . نمی گم کارم درست بوده ولی هر چی باشه بهتر از اون دختر خانم عمل کردم . مثلا من تنهام و اون با کس دیگه ای ازدواج کرده . بعدش خودش به من زنگ می زنه وگرنه من دیگه نمی خواستم توی زندگیش باشم .

    از قبل برنامه ریزی نکرده بودم که اون حرفا رو بش بزنم و می دونم که اگه نمی زدم بهتر بود . ولی خب منم آدمم دیگه . هنوزم کمی بش علاقه دارم . البته می دونم که نباید علاقه ام رو بش بروز می دادم .

    آخه مشکل ما اینه که درست دوستیمون رو تمام نکردیم . با هم دعوا نکردیم . از هم بدی ندیدیم و ....
    هم می شه گفت هر دومون مقصر هستیم توی اینکه اون با کس دیگه ای ازدواج کرد و هم می شه گفت هیچ کدوممون مقصر نیستیم .

    من به اون گفتم که باید تا ۵ یا ۶ ساله دیگه منتظر بمونی تا بعدش ازدواج کنیم و اون بم گفت با شرایطی که پیش اومده خانوادم تا اون موقع منو شوهر دادند و معلوم نیست خواستگاری به خوبی خواستگاری که دارم داشته باشم و اون قبول نکرد که توی این مدت منتظرم بمونه

    اون بم گفت که باید بم قول بدی تا کمتر از یک سال دیگه بیای خواستگاریم و توی این مدت هم دیگه بیرون نریم و .... و منم بش گقتم که من تا یک سال دیگه شرایط ازدواج رو نمی تونم داشته باشم . بش گفتم نمی تونم بش قول بدم و حالا حالا ها نمی تونم ازدواج کنم .

    هیچ کدوممون هم از حرفمون کوتاه نیومدیم . تا یک هفته قبل از عقدش به من فرصت داده بود که شرطش رو قبول کنم
    . روز قبل از عقدش هم بم زنگ زده بود و حتی روز بعد از اینکه عقد کردند و مثلا می خواستیم بعد از اینکه عقد کردند دیگه با هم حتی در تماس هم نباشیم اما یک هفته بعدش خودش بم زنگ زد . الان هم خدود ۲ ماه و خورده ای بود که با هم در تماس نبودیم که خودش بم زنگ زد .

    امروز صبح بالاخره خطش رو روشن کرده بود و حدود ده دقیقه ای با هم حرف زدیم . می دونم کارم اشتباهه . ولی می خوام اول همه ی حرفام رو بش بزنم بعدش دیگه کلا باش تموم کنم .


    روزی روزگاری اگر نامزد شما با دوست پسر سابقش با وجود شما اینجوری وارد صحبت بشه چه نظری داری ؟ عادی هست ؟

    اشکالی نمی بینی ؟

    هرچقدر شما زمینه و میدان بدهی ، انتظار نداشته باش روزی نامزد شما یا همان همسر آینده ات با تو چنین نکنه .....

    از هر دست بدهی از همان دست می گیری . اگر میخواهی زنی اینچنین برای گیر خودت نیاد با او باید تند برخورد می

    کردی نه اینکه حالا دنبال شنیدن صداش باشی و .... نگران اینکه نکنه دیگه جوابت را ندهد .
    فرشته مهربان راستش اینکه نامزدم دوست پسر داشته برام خیلی خیلی اشکال داره چه برسه به اینکه بخواد بعد از ازدواج هم باش دوست بمونه

    این وسط بیشتر دوست دختر سابقم مقصره نه من . من قصدم این نبود که با اون به دوستی ام ادامه بدم . ولی می دونم کارم خوب نیست . خودم احساس خیلی خیلی بدی نسبت به کسی که با زن شوهر دار دوست باشه دارم . حتی الان هم خودم رو یکی از اون آدم ها که به نظرم آدم های پست و کثیفی هستند نمی دونم .

    آقاى عزيز اين چه كاريه؟ اون دختر اگه سالم بود با شما تا ٤ صبح حرف نميزد واگه واقعاً نامزدشو دوست داشت بهش خيانت نميكرد

    خيانت مگه شاخو دم داره،شما به حريم خصوصى يك آدم ديگه وارد شديد و داريد با ناموس اون آقا رابطه برقرار ميكنيد
    يكم اگه وجدانى فكر كنى و خودتو جاى اون آقا بذارى ديگه به كارت ادامه نميدى و تازه با اون خانم محكم برخورد ميكنى كه از كارش خجالت زده بشه.
    نمی دونم . شاید هنوز کمی منو دوست داره . من به حریم خصوصی کسی وارد نشدم بلکه حریم خصوصی ایشون به من وارد شده . من سرم به کار خودم هست . اون آقا باید حواسش به ناموسش باشه .

    اونم که قصد بدی نداره . شاید یک کم دلش برام تنگ شده .کنجکاو هست که من دارم چکار می کنم . دلش برام می سوزه که من تنهام . چون به قول خودش دوست پسر اول و آخرش بودم شاید هنوز براش اهمیت دارم . بعدشم که خودش می گه که شوهرش رو خیلی دوست داره .


    تصمیم گرفتم که تا حدود ۷ یا ۸ ماهه دیگه ازدواج کنم . منم دیگه دوست ندارم تنها باشم . الان دوست دخترم هفته ای چند بار با نامزدش بیرون می ره اما من چی . ترم اول ارشدم رو که بخونم به مامانم می گم بره برام خواستگاری تا هم از تنهایی در بیام هم به دوست دخترم نشون بدم که اگه اون بلده شوهر کنه منم بلدم زن بگیرم . آخرش دختر یک خانواده ی درست حسابی هم منو قبول نکنه با یک دختر از یک خانواده ی از سطح پایین جامعه ازدواج می کنم و با یک دختر دبیرستانی ازدواج و در مورد عقاید مسخره و دوستی های گذشتم هم هیچی بش نگم که راحت بتونم ازدواج کنم .

    -
    ویرایش توسط ahmadi*00 : یکشنبه 23 تیر 92 در ساعت 18:12

  13. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-06
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,812
    سطح
    25
    Points: 1,812, Level: 25
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 353 در 123 پست

    Rep Power
    29
    Array
    آدم یکبار اشتباه می کنه دو بار و ... شما که دارید اشتباهاتت رو تکرار می کنید. یه ثانیه حرف زدن شمام باز اشتباه بوده چه برسه به 10 دقیقه. برادر من شما دارید چی کار می کنید این و از خودتون پرسیدید؟؟؟؟؟؟؟ من رابطه 3 سالم تموم شد الانم دوست پسرم قبلیم با یکی دیگس ولی دیگه واسم مهم نیست حتی به من چه از رابطه اون و زندگی اون. چیزی که تموم می شه باید کلا تموم بشه. چیا دارید میبافتید که دلش برام میسوزه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اونقدر خودتون رو دست کم گرفتید که این افکار پوچ رو می کنید. مگه همه باید حتما یکی تو زندگیش باشه مگه این یعنی خوشبختی؟؟؟؟؟ دیگه این خانم متاهل اند این و قبول کنید. ایشون اشتباه می کنند دلشون برا شما تنگ میشه. بازم می گم این خانم عادی نیست. خواهشن اگه اینجا دنبال راهکار هستید لااقل به حرف کارشناس ها گوش بدید(فرشته مهربان) دیگه ام باهاش حرف نزنید و با قاطعیت بگید خانم محترم مزاحم من نشید. اگه می خواید ازدواج کنید باز شرایط رو در نظر بگیرد و عاقلانه اقدام کنید این کارا چیه که به خاطر لج و لجبازی بخواین ازدواج کنید. ااصلا ایشون کین که شما بخواید به خاطر اون یه تصمیم عجولانه بگیرید. به خودتون بیاید .

  14. کاربر روبرو از پست مفید deniz90 تشکرکرده است .

    ahmadi*00 (دوشنبه 24 تیر 92)

  15. #30
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 تیر 92 [ 17:50]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    15
    سطح
    1
    Points: 15, Level: 1
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    5

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همه چیز تموم شد

    امشب باش حرف ردم و هر چیزی که می دونستم که اگه بگم بیشتر ازم بدش می یاد رو بش گفتم . بش گفتم هرزه هست و به شوهرش خیانت می کنه که بام حرف می زنه و از آدم های پستی مثله اون بدم می یاد و بدبخت شوهرش که همچین آدمی مثله اون گیرش اومده و ..........

    دیگه هیچ چیزی بین من و اون نیست . حرفای بدی بش زدم که مستحقش نبود . اما فکر می کنم بهترین راه بود .
    حالا دوباره تنها شدم .
    حالم از خودم به هم می خوره ، از جایی که توش زندگی می کنم ،از سرنوشتم و ...............

    از هر دست بدهی از همان دست می گیری
    فرشته ی مهربان من به این جمله اعتقاد ندارم . اما همیشه توی زندگیم سعی کردم آدم خوبه ی داستان زندگی ام باشم . امیدوارم یک روزی توی زندگی ام برسه که نتیجه ی این آدم خوبه بودن رو ببینم . یک روزی که فکر کنم آدم خوشبختی هستم .


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری را دوست دارم که میدانم او قبلا پسری دیگر را دوست داشته، چیکار کنم؟
    توسط behroozoorheb در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 اردیبهشت 93, 06:42
  2. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  3. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00
  4. +دخترها جواب بدین چه پسرهای رو دوست دارین
    توسط ramin2009 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 دی 87, 16:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.