به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 14 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 131
  1. #31
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوب من موضوع را با خانواده ام درمیان گذاشتم. با پدرم یک شب درد دل کردم. خوب می دونی به من چی گفت ؟
    گفت تو آدم عاقلی هستی و می خواهی عاقلانه زندگی کنی. برای همین معیارهایی برای انتخاب شریک داری و هر کسی را سمت خودت راه نمی دهی. برای همین انتخابت سخت تر است اما پایدار خواهد بود. اگر می خواستی با دیوانگی زندگی کنی و دنبال یک پسر دیوانه بروی ، از این پسرها زیاد پیدا می شود. اما آن آدم عاقل و کاردانی که تو می پسندی به فراوانی آدم هایی که بی هدف زندگی می کنند و قاعده برای زندگی ندارند نیست. برای همین کمی کارت سخت تر است اما ارزش دارد.

    - - - Updated - - -

    شما هم نباید پشیمان باشی. شما یک آدم سالم می خواستی و نیز آمادگی ذهنی ازدواج نداشتید. اما حالا هم دارید آمادگی کسب می کنید و هم آنقدر تجربه دارید که بتوانید زمینه پیدا شدن خواستگارهایی که می پسندید فراهم کنید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (دوشنبه 15 مهر 92)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام
    خب دارم سعی میکنم بتونم انتخاب درستی داشته باشم.
    من تجربه های تلخی از درس خوندنم دارم.دوست دارم این ترم موفق بشم.دوست دارم تمام گذشته تلخ درسیمو بندازم دور واینقدر خاطره هاش آزارم نده.حتی وقتی جواب سوالی رو یاد دارم میترسم بگم ضایع بشم.
    تجربه های خانوادگیم بهم نشون داده اگر 100%مطمئن نیستی حرفی رو نزن.یعنی همین الانم اگر حرفی روبزنم که باب میل برادرم نباشه ویا درمورد حجاب باشه میگه مهم نیست تو حجاب داشته باشی.آدمایی که حجاب دارن ونماز میخونن بدترن.
    کلا تو خانواده ما شاید ظاهری به خانوما اهمیت میدن اما در کل همه مردهامیگن فقط ما میفهمیم.مخصوصا درمورد من که راه حجابو انتخاب کردم.
    همش برادرم میگه با تو جایی نمیام چون چادر داری آبرومو میبری.این امل بازیا مال خانواده ما نیست.
    به ظاهر به حرفاشون توجه نمیکنم اما خب همشون باز راه میرن ومن گاهی حس میکنم بهتره تنها بیرون برم.هر وقت با خواهرم میرم خرید مغازه دارا به خواهرم خیلی توجه میکنن ومن خیلی ناراحت میشم.
    انگار همش مورد اصابت گلوله های انتقادخانوادمم.از اول بابام وحالا که نیست برادرام وخانوادم.
    گاهی بهشون میگم چون من بهتون کاری ندارم وازتون ایراد نمیگیرم به خودتون اجازه میدید اینقد از من ایراد بگیرین. درصورتی که گل بی عیب خداست.
    گاهی باهاشون مخالفت میکنم ومیگم شماهم طوری راه میرید که من دوست ندارم.اما اونا میگن هر آدم عاقلی میدونه تو داری اشتباه میکنی واینطوری تا آخر عمر هیچ پسر درستو حسابی نمیاد سراغت.
    برادرم تو خونش انواع مشروبات هست وهر روز داره عصبی تر میشه.خیلی دوستش دارم اما همیشه پیشش معذبم چون همش ایراد میگیره.
    میخوام این ترم به خودم ثابت کنم هرچی گذشته اشتباه بوده ومن یک آدم باهوش وبا استعدادم.اما تا میخوام شروع کنم گیج میشم و وقت از دست میره.

  4. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (دوشنبه 15 مهر 92)

  5. #33
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما اگر می خواهید همسر دلخواهتان را بیابید باید در محیط هایی که با عقاید شما جور در می آید رفت و آمد کنید. مثل محیط های علمی مناسب یا مساجد یا مراسم های مذهبی.
    باید با اقوام و اطرافیان هم وارد صحبت شوید. بحث ازدواج را پیش بکشید و از معیارهایتان برای انتخاب همسر بگویید.
    من حس می کنم خانواده شما مقداری متفاوت از دیگر اقوام شما هستند. آیا حدسم درست است ؟

    - - - Updated - - -

    برادر شما هم که مشروب مصرف می کند به احتمال زیاد استرس و فشار روانی زیادی دارد و می خواهد با الکل آن را رفع کند. تا مشکل روحی اش حل نشود مشروب کنار نمی رود.
    فقط بدانید که خواهر و برادر شما دردمند هستند و سعی می کنند دردهایشان را از این راه آرام کنند. از راه بحث نمی توان این مشکل را حل کرد. فقط از راه جلب اعتماد و نزدیک شدن می توانید کمکشان کنید.

  6. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    earth (یکشنبه 14 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 15 مهر 92)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    شما اگر می خواهید همسر دلخواهتان را بیابید باید در محیط هایی که با عقاید شما جور در می آید رفت و آمد کنید. مثل محیط های علمی مناسب یا مساجد یا مراسم های مذهبی.
    اتفاقا دور از چشم خانوادم میخوام مسئول کلاسای حوزه بشم.البته نه اینکه بسیجی بشم.اما فقط چون وقتی عقایدم قوی بشه دیگه اون آرامشی که میخوامو به دست میارم.اگر به خانوادم بگم همشون مخالفت میکنن وتازه مسخره هم میکنن.گفتم مسئول کلاسهای مسجدم.

    باید با اقوام و اطرافیان هم وارد صحبت شوید. بحث ازدواج را پیش بکشید و از معیارهایتان برای انتخاب همسر بگویید.

    من بارها گفتم الانم میگم خواستگار زیاد دارم اما اکثرشون که پیشنهاد میدن سنشون کمتره.وگرنه هر کی باهام دوست شده یامنو میشناسه واسم خواستگار میفرسته.خب من چند سال کوچیکتر از سنم دیده میشم.این هم مزیته هم مشکل.البته خودم راضیم.اما هرکس منومیبینه کلی از پسر مورد نظر حرف میزنه ومیگه سن شما چقدره؟وقتی میگم باورشون نمیشه.با خودم میگم این چه امتحانیه خدا؟یا نفرست یا مناسبشو بفرست که دلم نسوزه.
    من حس می کنم خانواده شما مقداری متفاوت از دیگر اقوام شما هستند. آیا حدسم درست است ؟
    نه الان فقط من ویک دختر عمم چادری هستیم بقیه اصلا اهمیتی به حجاب نمیدن.اما دونسل قبل مومن بودن.من خودم انتخاب کردم.بایک اتفاق خوب این تصمیمو گرفتم وتا جایی که بتونم ادامه میدم.واسه این میگم تا جایی که بتونم چون همه میگن حالا ببینیم بعد ازدواجم همینطوری؟اما من تو چادری بودن شک ندارم.فقط دوست ندارم شعار بیخود بدم.

    - - - Updated - - -

    برادر شما هم که مشروب مصرف می کند به احتمال زیاد استرس و فشار روانی زیادی دارد و می خواهد با الکل آن را رفع کند. تا مشکل روحی اش حل نشود مشروب کنار نمی رود. اون ازدواج کرده وبا خانومش تو محیط کار آشنا شدوگفت عاشق شدم وبا وجود مخالفت پدرم ازدواج کرد.الان خانومش طوری رفتار کرده که بود ونبودش واسه هیچکدوممون فرقی نداره.اگر یک لحظه بیاد خونمون وکاری داشته باشه هزار بار پیام میده که کجایی؟کی اونجاست؟هممون متوجه تغییر حالت برادرم میشیم اما دوست نداریم تو زندگیش دخالت کنیم.برادرم بعد7سال دوست نداره بچه دار بشه.خانومش خیلی زیاده خواهه.با اینکه همیشه واسش بهترینها رو تهیه کرده اما باز هم ناراضیه.تو وی چت عکس نیمه عریانشو گداشته وبرادرم به خاطر به اصظلاح روشن فکریش خوشحالم هست اما من برادرمو میشناسم ومیدونم غیرت تو خونشه.چند بار دیدم خیلی ناراحت شده وقتی با دوستای برادرم بگو بخند زیادی داره.اون با خانومش سفرهای خارجی میره وادعای خوشبختی داره اما...هیچکس نمیتونه واسش کاری بکنه چون انتخاب خودشه. اینارو گفتم اما همیشه باهاش مثل یک مهمون محترم رفتار میکنیم.چون اون عروس خانواده است وما دوست نداریم ناراحتی برادرمو ببینیم.


    فقط بدانید که خواهر و برادر شما دردمند هستند و سعی می کنند دردهایشان را از این راه آرام کنند. از راه بحث نمی توان این مشکل را حل کرد. فقط از راه جلب اعتماد و نزدیک شدن می توانید کمکشان کنید.
    من خودم به مراقبت احتیاج دارم واگر خیلی باهاشون در این موارد حرفی بزنم شاید به اونا گرایش پیدا کنم.اونا خیلی مهربونن اما با این رفتاراشون آرامش زندگی زناشوییشونو از دست دادن.
    به تنها چیزی که فکر میکنن اینه که هر مدی میاد اینا سرشون بی کلاه نمونه.
    من خیلی دوستشون دارم اما اونا منو قبول ندارن.

    - - - Updated - - -

    شاید اگر بفهمن کار من اونجا با اینطور آدماست خیلی برخورد بدی بکنن.میگن هرکی حجاب داره وبه مسائل دینی اهمیت میده از خدا دورتره وبیشتر ظاهر سازی میکنه.

  8. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (دوشنبه 15 مهر 92)

  9. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    همیشه دوست دارم مرکز توجه باشم چون اون توجهو تو خانوادم کم داشتم.
    هرجا که این توجهو میگیرم دوست دارم برم اما اگر توجه مثبت بقیه شامل حالم نشه ترجیح میدم اصلا اونجا پامو نزارم.
    تو این سایتم همینطوره.تو فامیل مامانم همه منو خیلی دوست دارن چون هر کار از دستم بیاد واسه هر کس بتونم انجام میدم.کمتر جایی پیش میاد برم ومرکز توجه نباشم وبمونم.یعنی یه جورایی حس میکنم نیروی منفی بهم وارد میشه.در مورد ازدواج هم همینطورم.اگر بدونم خواستگارم یک انسان سالمه واقعا میفهمم که به خودش توجه داره پس به منم توجه میکنه ودوستم داره.درغیر اینصورت اصلا دوست ندارم باهاش ازدواج کنم.

  10. 3 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (دوشنبه 15 مهر 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  11. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام
    خداروشکر حداقل همه منو تو این تالار فراموش نکردن.
    گاهی میبینم کسانی میان که خیلی دوست دارم واسم بنویسن اما فقط سر میزنن.
    میدونم به قول یکی از دوستان اگر نمینویسن واسه اینه که حرفی ندارن.
    میدونم وابستگی به هر کسی اشتباست.
    فقط خدای خوبمه که تا ابد منو تنها نمیزاره.هرچی ازش دورتر میشم اون بیشتر بهم توجه میکنه وراهو واسم هموار میکنه.
    خیلی دوستش دارم.اما نه به اندازه اون.
    این روزاهمش گریه میکنم.یعنی دوست دارم گریه کنم وبا درد دلام به خدا نزدیکتر بشم.خیلی سبک میشم.
    این روزا حس غریبی رو تجربه میکنم.اما نمیتونم توضیح بدم.

    یکی دیگه از دوستان شوهر خواهرم میخواد بیاد خواستگاری.
    40سالشه.شغل آزاد داره.میگه مرد خوبیه وحتما خواهرت پسند میکنه.

    من که تا نبینمش نمیتونم حرفی بزنم.

    مامانم یه چیزی گفت که من کمی شک کردم.
    گفت چطور تا الان ازدواج نکرده اگر پسر خوبیه؟حتما تا الان با کسی رابطه داشته وگرنه چطور با احساسش کنار اومده یا شاید بی احساسه.
    من چطور این قضیه رو متوجه بشم؟اگر نگفت چطور بفهمم؟

  12. 2 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  13. #37
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من فکر می کنم توی سن شما ( فکر کنم گفتید بالای سی سال هستید ) دیگر آن تفاوت سنی که می گویند دختر و پسر در سنین پایین تر باید داشته باشند الویت ندارد عزیزم. ببین توی سنین بیست تا بیست هفت و هشت سالگی می گویند این تفاوت باشد چون بلوغ فکری پسرها دیرتر از دختر ها کامل می شود. اما در سنین بالاتر از این که گفتم دیگر این مساله مثل قبل اهمیت ندارد و شما نباید خواستگار خوبت را به خاطر اینکه همسن شماست یا از شما کوچکتر است رد کنی.
    من فکر می کنم شما هنوز آنطور که باید و شاید به معیارهای ازدواج در سن خودتان نپرداخته اید.
    پس به شما پیشنهاد می کنم پرونده این دغدغه ها و مسایل حاشیه ای را که در این تاپیک مطرح کردید و به اندازه کافی راجع به آن بحث شد برای همیشه ببندید.
    در عوض فکرتان را معطوف به یک تاپیک جدید راجع به معیارهای ازدواج با توجه به شرایط و سن خودتان بکنید. شما می توانید از تجربه دوستانی که در سن خودتان ازدواج کرده اند استفاده کنید. اما تا آنجا که من می دانم یک سری از معیارها از جمله همان سن که گفتم کمرنگ می شود در این دهه سنی.

  14. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93)

  15. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نوپو عزیز تا قبل25 سال هرکس که 2یا3سال کوچکتر از من بود با اصرار میومد اما من میدیدم این پسر هنوز نمیتونه خودشو جمع کنه وفقط میخوان واسش مادری کنم.

    الان هر کس سنمو میفهمه میگه حیف شد خیلی دوست داشتم عروس گلم بشی.بعدشم من میشم راوی ودوستامو معرفی میکنم.

    خب وقتی خودشون میگن حیف یعنی به تنها چیزی که اهمیت میدن سنه.کما اینکه هرکس تو خانوادمون با کوچکتر از خودش ازدواج کرده به مشکل برخورده.هم پسر این مدلی داریم وهم دختر.همشون دوست شدن.بعد ازدواج کردن.همشونم تحصیلکرده ومتمدنن.

    دوستیشون تو محیط دانشگاه یا محیط کار بوده.
    منم که اهل این کارا نیستم.پس باید یکی منو ببینه ومعرفی کنه.چون با مردها ارتباط ندارم.اما با خانوما ارتباط خوبی دارم واسه همین تا باهام آشنا میشن پیشنهاد خواستگاری میدن.اما دریغ وافسوس که بهتره حرفی نزنن.

    - - - Updated - - -

    نوپو عزیز تا قبل25 سال هرکس که 2یا3سال کوچکتر از من بود با اصرار میومد اما من میدیدم این پسر هنوز نمیتونه خودشو جمع کنه وفقط میخوان واسش مادری کنم.

    الان هر کس سنمو میفهمه میگه حیف شد خیلی دوست داشتم عروس گلم بشی.بعدشم من میشم راوی ودوستامو معرفی میکنم.

    خب وقتی خودشون میگن حیف یعنی به تنها چیزی که اهمیت میدن سنه.کما اینکه هرکس تو خانوادمون با کوچکتر از خودش ازدواج کرده به مشکل برخورده.هم پسر این مدلی داریم وهم دختر.همشون دوست شدن.بعد ازدواج کردن.همشونم تحصیلکرده ومتمدنن.

    دوستیشون تو محیط دانشگاه یا محیط کار بوده.
    منم که اهل این کارا نیستم.پس باید یکی منو ببینه ومعرفی کنه.چون با مردها ارتباط ندارم.اما با خانوما ارتباط خوبی دارم واسه همین تا باهام آشنا میشن پیشنهاد خواستگاری میدن.اما دریغ وافسوس که بهتره حرفی نزنن.

  16. #39
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما بگذارید بیاید و لطفا پیش داوری نکنید. مگر شما تا الان ازدواج نکرده اید عیبی داشته اید؟ خوب خیلی وقت ها می بینی کسی شرایطش جور نمی شود.
    همان طور که گفتم انگار هنوز معیارهای پخته ای ندارید. شما می گویید باید سالم باشد بعد هم می گویید باید بزرگتر از شما باشند. عزیزم مردانی که از شما بزرگترند نزدیک چهل سال سن دارند و اگر سنشان کمتر باشد مثلا سی و سه سال ، ( به تجربه فهمیده ام ) به دنبال دختران زیر سی سال ( مثلا بیست و پنج) می روند.
    شما باید بتوانید معیارهایتان را متعادل کنید.

    - - - Updated - - -

    نکته دیگر اینکه خواستگاری و ازدواج فقط به طریق دوست شدن یا انتخاب شدن از طریق مادر پسر نیست. شما اگر ارتباطات خوبی داشته باشید ممکن است آقایی پیدا شود و از شما خواستگاری کند بدون اینکه بخواهد ارتباط دوستی دختر و پسری داشته باشد. هم پدر و مادر من این طور ازدواج کردند و هم برادرم و همسرش. هم دخترخاله هایم . پس لطفا ذهنیت های کلیشه ای را کنار بگذارید. اولین قدم این است که ذهنیت شما بهبود یابد.
    وقتی هم کسی می گوید حیف که نمی توانی عروسم باشی لازم نیست صحبت را ادامه دهید و کسی را معرفی کنید. این طوری شان شما بهتر حفظ می شود.

    - - - Updated - - -

    اما اینهایی که می گویید شما را به خاطر سن انتخاب نکرده اند من را مشکوک می کند. ببین عزیزم یک خانواده مبادی آداب اجتماعی این طوری سرعتی از کسی خواستگاری نمی کنند و مثل برق هم دختر را کنار نمی گذارند. اول سر صحبت را باز می کنند و سعی می کنند اطلاعاتی از دختر به دست بیاورند. یعنی خواستگارهای جدی این طور وارد می شوند. اینها که شما می گویید یا مبادی آداب نبودند ( که با توجه به روحیه حساس شما به درد نمی خورند ) یا اینکه همین طوری یک حرفی زده اند و رفته اند. جدی نبوده اند.

    - - - Updated - - -

    به این لینک هم سری بزنید.
    http://www.aifci.com/

    - - - Updated - - -

    البته فکر نمی کنم اجازه بحث راجع به این لینک وجود داشته باشد. اما خودتان می توانید پیگیری کنید.

  17. 4 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  18. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    شما بگذارید بیاید و لطفا پیش داوری نکنید. مگر شما تا الان ازدواج نکرده اید عیبی داشته اید؟ خوب خیلی وقت ها می بینی کسی شرایطش جور نمی شود. اینا حرف من نیست چون منم میدونم هر کس شاید مسائلی در زندگیش داشته که نتونسته ازدواج کنه.
    همان طور که گفتم انگار هنوز معیارهای پخته ای ندارید. شما می گویید باید سالم باشد بعد هم می گویید باید بزرگتر از شما باشند. عزیزم مردانی که از شما بزرگترند نزدیک چهل سال سن دارند و اگر سنشان کمتر باشد مثلا سی و سه سال ، ( به تجربه فهمیده ام ) به دنبال دختران زیر سی سال ( مثلا بیست و پنج) می روند.
    شما باید بتوانید معیارهایتان را متعادل کنید.خب من چکار کنم؟

    - - - Updated - - -

    نکته دیگر اینکه خواستگاری و ازدواج فقط به طریق دوست شدن یا انتخاب شدن از طریق مادر پسر نیست. شما اگر ارتباطات خوبی داشته باشید ممکن است آقایی پیدا شود و از شما خواستگاری کند بدون اینکه بخواهد ارتباط دوستی دختر و پسری داشته باشد. هم پدر و مادر من این طور ازدواج کردند و هم برادرم و همسرش. هم دخترخاله هایم . پس لطفا ذهنیت های کلیشه ای را کنار بگذارید. اولین قدم این است که ذهنیت شما بهبود یابد. خب اینا چیزایی هستن که دیدم.وگرنه خودم تجربه ندارم که بتونم بگم این خوبه واون بده.
    وقتی هم کسی می گوید حیف که نمی توانی عروسم باشی لازم نیست صحبت را ادامه دهید و کسی را معرفی کنید. این طوری شان شما بهتر حفظ می شود.خب آخه میگن یک دختر خوب مثل خودت معرفی کن.منم میبینم خودم دارم سختی میکشم از فشارهای احساسی مجرد بودنم.واسه همین بهشون شماره میدم.من طوری رفتار نمیکنم که کسیبهم بی احترامی کنه.اگر آدم بدی باشه اصلا بهش شماره نمیدم.

    - - - Updated - - -

    اما اینهایی که می گویید شما را به خاطر سن انتخاب نکرده اند من را مشکوک می کند. ببین عزیزم یک خانواده مبادی آداب اجتماعی این طوری سرعتی از کسی خواستگاری نمی کنند و مثل برق هم دختر را کنار نمی گذارند. اول سر صحبت را باز می کنند و سعی می کنند اطلاعاتی از دختر به دست بیاورند. یعنی خواستگارهای جدی این طور وارد می شوند. اینها که شما می گویید یا مبادی آداب نبودند ( که با توجه به روحیه حساس شما به درد نمی خورند ) یا اینکه همین طوری یک حرفی زده اند و رفته اند. جدی نبوده اند.
    خب دقیقا همینطور بوده.چون منو شناختن ازم خواستگاری کردن اما من همون اول سنمونگفتم چون لزومی نداشته.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    شما بگذارید بیاید و لطفا پیش داوری نکنید. مگر شما تا الان ازدواج نکرده اید عیبی داشته اید؟ خوب خیلی وقت ها می بینی کسی شرایطش جور نمی شود. اینا حرف من نیست چون منم میدونم هر کس شاید مسائلی در زندگیش داشته که نتونسته ازدواج کنه.
    همان طور که گفتم انگار هنوز معیارهای پخته ای ندارید. شما می گویید باید سالم باشد بعد هم می گویید باید بزرگتر از شما باشند. عزیزم مردانی که از شما بزرگترند نزدیک چهل سال سن دارند و اگر سنشان کمتر باشد مثلا سی و سه سال ، ( به تجربه فهمیده ام ) به دنبال دختران زیر سی سال ( مثلا بیست و پنج) می روند.
    شما باید بتوانید معیارهایتان را متعادل کنید.خب من چکار کنم؟

    - - - Updated - - -

    نکته دیگر اینکه خواستگاری و ازدواج فقط به طریق دوست شدن یا انتخاب شدن از طریق مادر پسر نیست. شما اگر ارتباطات خوبی داشته باشید ممکن است آقایی پیدا شود و از شما خواستگاری کند بدون اینکه بخواهد ارتباط دوستی دختر و پسری داشته باشد. هم پدر و مادر من این طور ازدواج کردند و هم برادرم و همسرش. هم دخترخاله هایم . پس لطفا ذهنیت های کلیشه ای را کنار بگذارید. اولین قدم این است که ذهنیت شما بهبود یابد. خب اینا چیزایی هستن که دیدم.وگرنه خودم تجربه ندارم که بتونم بگم این خوبه واون بده.
    وقتی هم کسی می گوید حیف که نمی توانی عروسم باشی لازم نیست صحبت را ادامه دهید و کسی را معرفی کنید. این طوری شان شما بهتر حفظ می شود.خب آخه میگن یک دختر خوب مثل خودت معرفی کن.منم میبینم خودم دارم سختی میکشم از فشارهای احساسی مجرد بودنم.واسه همین بهشون شماره میدم.من طوری رفتار نمیکنم که کسیبهم بی احترامی کنه.اگر آدم بدی باشه اصلا بهش شماره نمیدم.

    - - - Updated - - -

    اما اینهایی که می گویید شما را به خاطر سن انتخاب نکرده اند من را مشکوک می کند. ببین عزیزم یک خانواده مبادی آداب اجتماعی این طوری سرعتی از کسی خواستگاری نمی کنند و مثل برق هم دختر را کنار نمی گذارند. اول سر صحبت را باز می کنند و سعی می کنند اطلاعاتی از دختر به دست بیاورند. یعنی خواستگارهای جدی این طور وارد می شوند. اینها که شما می گویید یا مبادی آداب نبودند ( که با توجه به روحیه حساس شما به درد نمی خورند ) یا اینکه همین طوری یک حرفی زده اند و رفته اند. جدی نبوده اند.
    خب دقیقا همینطور بوده.چون منو شناختن ازم خواستگاری کردن اما من همون اول سنمونگفتم چون لزومی نداشته.

  19. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92)


 
صفحه 4 از 14 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.