به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 44
  1. #31
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سیگاروابستگی جسمی خاصی نداره_بحث ضررجسمیش وابستگی نیست.ازنظر روحی هم بیشتریه تلقین وعادت هست که به مرزاعتیاد مث مواد نمیرسه.بنابراین دیگران کمک آنچنانی بجزتائیدوتشویق اولیه وآرام وشادکردن فضانمیتونن داشته باشن.اول وآخرهمه چیزبه خودفردبستگی داره چقد روی قولش محکم بایسته،چقد انگیزش قوی باشه. اگه مایلی بری شهرخودتون برو.بودن الان شما دیگه تاثیرچندانی درکشیدن و نکشیدنش نداره.به قول مدیرهمدردی"حمایت زیادی از دیگران،درماندگی می آموزد".شماهرکاری از دست اومده انجام دادی دیگه واسه جایی که ارادت نیست به خداتوکل کن.همسرت هم بخاطرکارش این روزافروش داره نمیتونه اینجا تعطیل کنه سخته توی این شلوغی دوستش روتنهابذاره.امابهترین راهنمابرای رفتن و نرفتن به شهرتون خودشوهرته.بهش بگو نگران نباشه خانوادت چی فکرمیکنن خودت قانعشون میکنی اماصادقانه بهت بگه چقد حضورت رو دراین سه چهارروز نیاز داره واسه ادامه.به نظرم فقط شوهرت میتونه ازاین دوراهی بیرونت بیاره ببین چطورقانعت میکنه اون راه روبرو.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    maryam9966 (یکشنبه 10 آذر 92)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    شاید این فرصتی باشه برای همسرتون تا بهتون ثابت کنه اراده اش برای اینکار قویه و خودشو به شما بفهمونه. و برای شما هم فرصتیه تا بدونید زحمتهاتون به ثمر نشسته یا نه و حتی 1 سال بعدش هم همسرتون بدور از چشم شما نخواد بره دنبال سیگار.

  4. کاربر روبرو از پست مفید kamr تشکرکرده است .

    maryam9966 (یکشنبه 10 آذر 92)

  5. #33
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فقط این که شوهرت سیگارکشیده روبه خانوادت نگو تا یه جو مرامی بین تو وشوهرت دراین زمینه برقرارباشه،این مرام هم میتونه درنکشیدنش موثرباشه(این دیگه یه نظرکاملاشخصی بود)‏
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  6. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    maryam9966 (یکشنبه 10 آذر 92)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نمیتونی یجوری راضیشون کنی. که دوست نداری تنا بری . دوست داری با شوهرت باشی.
    بگو دلتنگت میشم و دوست ندارم تنا برم.
    تا حالا تنایی رفتی؟
    اگه نرفتی بگو تا حالا تنایی نرفتم اتفاقا اگه تنا برم ممکنه حس کنن باز تو دوست نداشتی بیای یا بگن چرا تنا اومدی. بگو دوست داری همراه شوهرت باشی. بگو اونا ناراحت نمیشن.
    خب به مامانت بگو دوست داری با شوهرت بیای نه تنا اما شوهرم میترسه شما بد فکر کنی در موردش میشه بهش بگی که ناراحت نمیشی.

    اما اگه تنا میری روزاتو چرا خراب کنی عزیزم. من جای شما بودم سعی میکردم راهیی و انتخاب کنم که راحترم و دوست دارم. اینو بشوهرمم میگفتم با مهربونی میگفتم اصن دلتنگ میشم تعداد روزشم زیاده .

    مثلا فرض بر این که شما قبلا تنایی رفتی بیا بگو که قبلا که تنا رفتم اصن بهم خوش نگذشت همش بفکرت بودم دلتنگ شدم با خودم گفتم ناراحتی نداشته باشه غدا چی بخوره مریض نشه . خلاصه همش نگرانت بودم . بگو بهش تو دوست داری من همش نگرانت باشم و دلتنگ؟؟؟ یا اینکه اینجا بمونیم و باهم بریم.؟

    اگه مامانتم راضی شن که بگن ناراحت نیستن که خیلی بهتر میشه دیگه نگرانی ها رفع میشه و باهم میتونین روزای و تعطیلات خوبی داشته باشین.

    البته تنا گذاشتنشون هم ینوع امتحان میتونه واسه شوهرتون باشه اما بنظر من حالا نمیدونم درسته یا غلط بعد ده روز امتحان کردن زیاد خوب نیست یکم مدت زمان بیشتری فکر کنم نیازه واسه امتحان کردن. اما از طرفی اکه هم از این امتحان سربلند بیرون بیاین که خیلی خوبه . بعد از این مدت زمان کم بتونن با اینکه بسترش محیا بوده بذارن کنار عالیه . یعنی دیگه شما میتونین یجورایی مطمعن بشین که شوهرتون اراده بالایی دارن و خودشون هم نه ظاهری بلکه باطنا هم میخواین که ترک کنن .

  8. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    maryam9966 (یکشنبه 10 آذر 92)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 دی 92 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    264
    سطح
    5
    Points: 264, Level: 5
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 51 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستای خوبم سلام.
    من تصمیم گرفتم جمعه برم و همسرم دوشنبه بیاد.
    امروز بهم گفت دلیل اصراراش ناراحتی چندوقت پیش من بخاطر خانوادم بوده.البته بین خودمون باشه من تا یه مدت خاصی میتونم ازشون دور باشم.ازاین مدت ک بگذره آستانه تحملم میاد پایین و نازک نارنجی میشم.
    برام دعا کنید.میگن دعای دیگران واسه آدم زودتر مستجاب میشه.ازته دل برام دعا کنید.
    وقتی من برم12روز از ترکش گذشته.یعنی میتونه؟
    وقتی اومدم نتیجه رو بهتون میگم.
    واقعا از همه تون ممنونم.

  10. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 دی 92 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    264
    سطح
    5
    Points: 264, Level: 5
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 51 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستای خوبم.
    بعد از یک سفر یک هفته ای اومدم که نتیجه رو بهتون بگم.
    بچه ها من جمعه رفتم خونه پدرم و طبق قرار همسرم قرار بود دوشنبه شب راه بیافته که از بدشانسی ماشین خراب شد و مجبور شد سه شنبه ظهر راه بیافته و تقریبا عصر رسید.
    توی این چند روز که من نبودم همش با دوستاش بود البته به من اطلاع میداد.من بهش گفته بودم که اجازه نده کسی خونمون سیگار بکشه چون من راضی نیستم اونم قبول کرده بود.
    وقتی رسید روبوسی کردیم اما هیچ بویی از سیگار حس نکردم.اما تو خونه حس کردم نفسش بوی سیگار میده البته فقط حس کردم.هرچقد وقت خواب نفسشو بو کردم(البته ببخشید اینطوری میگم)نتونستم 100درصد مطمئن بشم.قبل از خوابم بهم گفته بود دیشب دوستش تو خونه سیگار کشیده و روش نشده بهش بگه نکش.
    اما به هر حال به روی خودم نیاوردمو بازم همش تشویقش میکردم.4شنبه و 5شنیه رو موندیمو ودیروز که جمعه بود برگشتیم خونه و تقریبا سرشب رسیدیم خونه که دوستاش بهش زنگ زدن برن فوتبال(جمعه ها شب میرن فوتبال بازی میکنن).وقتی برگشت بازم هیچ بویی از سیگار حس نکردم.حالا بهم بگین چیکار کنم؟
    اگه اون شب وسوسه شده و بازم سیگار کشیده باشه چی؟
    چرا تو خونه پدرم حس کردم بوی سیگار میده نفسش؟
    بهش بگم؟یا اصلا به روی خودم نیارم؟

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 19 آذر 95 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    6,319
    سطح
    51
    Points: 6,319, Level: 51
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    405

    تشکرشده 1,144 در 414 پست

    Rep Power
    79
    Array
    به نظرم شما زیادی دارین وسواس به خرج می دین. این که مدام در کمینش باشین و لباساشونو بو بکشین اصلا حرکت قشنگی نیست. کمی بهش اطمینان کنین. وسواس زیاد و کنترل بیش از حد شما ممکنه باعث بشه ایشون تشویق بشن به ادامه اینکار البته بهو صورت پنهانی. می دونین که منع بیش از حد از هرکاری، باعث لذت بخش شدنش میشه حتی اگه واقعا نباشه.

  12. 3 کاربر از پست مفید mahasty تشکرکرده اند .

    maryam9966 (یکشنبه 10 آذر 92), مصباح الهدی (شنبه 25 آبان 92), دختر مهربون (شنبه 25 آبان 92)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 دی 92 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    264
    سطح
    5
    Points: 264, Level: 5
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 51 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مهستی جان ممنونم که وقت گذاشتی برام.
    هرچند من جلو خودش اینکارا رو نمیکنم اما حق با شماست شاید دارم زیاده روی میکنم.اما بخدا دست خودم نیست خیلی میترسم.
    البته از دیروز یه کم آرومتر شدم چون با یکی از دوستای خیلی صمیمیش که بهش میگم داداش داشتم حرف میزدم.ازش پرسیدم همسرم باتو که صحبت میکنه نمیگه اذیت میشه یا نه؟دوستش گفت:اصلا انگار فراموش کرده.زیاد ازش نمیپرسم که بهش فکر کنه و عادی بشه براش.
    البته خودم چند وقت پیش ازش پرسیدم چه وقتایی بیشتر وسوسه میشی؟گفت:وقتایی که عصبی میشم و روزای بارونی.
    بازم بهم کمک کنید تا بهترین راهو در پیش بگیرم
    دوستای خوبم ممنونم واقعا

  14. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 دی 92 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    264
    سطح
    5
    Points: 264, Level: 5
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 51 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بچه ها.
    اومدم حرف بزنم یه کم دلم آروم شه.
    امروز اینجا بارونیه و من خیلی استرس دارم آخه همسرم گفته بود تو روزای بارونی اذیت میشه (میل به سیگار اذیتش میکنه)
    دلم پر از ترس و استرسه توروخدا بگین چیکار کنم که از شر این استرسا خلاص شم

  15. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1392-8-27
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام..
    من همه نظرات دوستان رو خوندم. ببخشید من کوچیکتر از اونیم که بخوام کسی رو نصیحت کنم و خودم بیشتر از همه به نصیحت و راهنمایی نیاز دارم ولی گفتم نظرمو درمورد این پست بگم.
    همه دوستان نظرات خوبی گفتن و اگه به اونا عمل کنین مطمئنم ان شالله نتیجه میگیرین. ولی من درمورد یه موضوع تقریبا بی ربط میخوام نظرمو بگم.
    باید بگم اولین چیزی که نظرمو جلب کرد این که چطور یه زن با مسئله به این کوچکی خیلی راحت همسرشو تهدید به طلاق میکنه! به نظرم هرگز این حرفو تکرار نکنین. من اگه یه روزی ازدواج کنم و همسرم همچین حرفی به من بزنه با وجود همه عشق و علاقه ای که ممکنه بینمون باشه جوابی نخواهد شنید جز این که" باشه برو هرکاری دوس داری بکن". چون بی نهایت از تهدید متفرم بخصوص اگه تهدید به طلاق باشه اونم سر موضوع به این بی اهمیتی.
    واکنش همسر شما درمقابل این حرفتون بسیار متین بوده. قدرشو بدونین..
    انقد هم حساسیت به خرج ندین ک خسته بشه. چون وقتی خسته بشه دیگه جلوی شما هم سیگار میکشه. اونوقت قبحش میریزه از شما خجالت نمیکشه و براش عادی خواهد شد.
    ویرایش توسط Mohammad2023 : سه شنبه 28 آبان 92 در ساعت 12:24

  16. کاربر روبرو از پست مفید Mohammad2023 تشکرکرده است .

    maryam9966 (یکشنبه 10 آذر 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. چه نوع سوالاتی باید در جلسه خواستگاری از یکدیگر بپرسیم؟
    توسط مدیرهمدردی در انجمن انتخاب و خواستگاری
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 مرداد 92, 20:37
  3. موضوع من اورژانسیه کمکم کنید
    توسط sahra در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: جمعه 22 شهریور 87, 21:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.