به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 32 , از مجموع 32
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 اردیبهشت 95 [ 21:42]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    3,890
    سطح
    39
    Points: 3,890, Level: 39
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,697

    تشکرشده 825 در 209 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام
    ببخشید دیر اومدم..
    جواب پست قبل یعنی پست دومم چی؟
    به هرحال از حرفاتون پیداست که میخاین حالتون خوب شه اما از مقدار تلاش و عملتون خبر نداریم..
    جناب نگارگر لحظه ی بخشیدن خودمون و دیگران تازه میفهمیم عمق زخم ودردمون چقده امابعدش هرچندسخت باشه کم کم احساس راحتی میکنیم تا بعدمدتی ذهنمون دیگه خاطره ی ناخوشی در اون حیطه رو به یاد نمیاره یعنی میاره اما ناخوش نی درد نداره..

    ازتون راجبه دردتون نپرسیدم میدونستم بچه ها میپرسن یا خودتون میگین با گفتنش کمی احساس سبکی میکنید اما اگر بعدش یا بعد از بخشش دوباره از خاطرات ناخوشتون و زخمتون بگین به مرثیه سرایی عادت میکنید وحالتون بدتر میشه..


    راجبه خودکشی هم شما الان بهت زده وپشیمونید و تامدتی سمتش نمیرید اما اگه به خودتون کمک نکنید و از این حالتتون بیرون نیاید دوباره فکر خودکشی میاد حتی بدتر شاید دیگه سنگی به پاتون نخوره وکسی متوجتون نشه وخودتون نتونید برگردین..
    پس بهتره به تک تک حرفایی ک در پست اولم گفتم عمل کنید شما شش ماهه که اینطور شدین پس خیلی سریع اگه راه درست رو انتخاب واجراکنین خیلی بهتر از چندسال قبل میشین چون این بار تجربه ی بزرگی دارین..

    نمیخام زیاد بحرفم و ذهن شما رو شلوغتر.. لپ کلام رو در پست اولم گفتم اگه میخاین حالتون عالی شه انجامش بدین!! همه رو!! چون کم کاری در یکی، کل هدف رو ذره ای هم شده لنگ میکنه..
    برا ردشون هم بهونه نیارید چون حساب شدست و فکر شده روشون و تجربه انجامشون نتایج خوبی نشون داده..راهکارهای سختی هم نیستن..

    استرستونم کم کم خوب میشه نگران نباشید..

    فعلا شما شروع کنید و مقدار عملکردتون رو بگید تا ببینیم چه تأثیری داره و نتایج آزمایش چی میشه..

    پس با دقت پست ها رو بخونید و نکات رو یادداشت کنید و دست به کار شین..

    اگه راهی به ذهنم اومد و یا جاانداختم..کم کم روشهای دیگه ای هم براتون مینویسم.

    سعی کنید کارهاتون رو حتی یکی هس کامل کنید نیمه کاره ول کردنشون حال آدمو مشوشتر میکنه..
    اون کاری که قرار بود هدیه بدین به اون خانوم هم بعد از اینکه سرتون کمی خلوت تر شد تموم کنید مثلا در نمایشگاهی بفروشین و پولشو بدین خیریه.. این کارتون از چندجهت باعث سرحالی و آرامش شما میشه: هم نشانه ی بخشیدن اون خانوم هم دل شاد کردن نیازمند و هم پایان کار نیمه کاره ی شما..


    منتظر خبرهای خوش شما هستیم.
    شادوسربلند باشید.




    پ.ن: جناب خاله قزی و بقیه بچه ها: دنیا انقد کوچیکه خیلی زود همدیگرو میشه شناخت برای اعضای چنین سایتهایی که قراره مسائل خصوصی و دغدغه ها گفته و حل شه بهتره از اسم و نشونه گفته نشه..هرچند برای خیلیا مهم نی از جمله من به هرحال باید عاقبت اندیشی کرد.
    بزرگترین هنر، عشق ورزیدنه

  2. #32
    Banned
    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 93 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1392-10-22
    نوشته ها
    333
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsOverdriveSocial3 months registered
    تشکرها
    518

    تشکرشده 727 در 248 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Tongue

    نقل قول نوشته اصلی توسط نگارگر 1986 نمایش پست ها
    بچه ها من الان یه سوال دارم...
    الان تو مقطعی که هستم با این شرایطی که دارم...مشکلم اینه که هی دچار استرس میشم شدید.انقدر که قلبم به تپش میافته و شروع میکنم به نفس نفس زدن.خصوصا وقتی مسئله کاری پیش میاد و حس میکنم داره قضیه خراب میشه....نظم و شیرازه کاریم از دستم در رفته.شدید.قبلا اگه به یکی میگفتم کارتون 1 و 30 دقیقه امادست دقیقا 1 و 28 دقیقه اماده بود...اما الان نه..به خاطر بی انگیزگی و مشکلات پیش اومده....
    به نظرتون حداقل مقطعی بهترین کار چیه؟من استرس خیلی اذیتم میکنه.نه تنها برام جنبه مشبت نداره که در ادامه نمیدونم چرا دلسردم میکنه...یعنی یه جور میشه که دیگه امیدی به ادامه کار ندارم و ولش میکنم...
    چه راه کاری میتونم داشته باشم؟

    - - - Updated - - -

    سطح استرسم یهو میره بالا.انقدر که سر انگشتام داغ میشه و شروع میکنه به زدن...زق زق میکنه و به رعشه میافته.قلبم محکم شروع میکنه به تپش و سنگین میشه.تنفسم هم عمیق میشه و اهسته...نمیدونم چرا الکی هول میشم...
    در ابتدا یه چیزیو باید بگم اگه میبینی احساسات منفی برمیگردن نباید نا امید بشی اینا طبیعیه
    ولی باید مدام سعیتو بکنی تا نیمه خالی لیوانتو پر کنی تا نیمه پر لیوانت بیشتر به چشم بیاد

    تا در مبارزه ناامیدی و امید در ذهنت همیشه امید برنده باشه هر چند با اختلاف کم

    دوست من زندگیو خیلی سخت گرفتی

    هر فعالیتی رو که بهش علاقه داری رو انجام بده و توی جمعی حظور پیدا کن که هر لحظه از بودن در اونجا لذت میبری
    کاری بکن که علاقه زیادی بهش داری
    سعی کن دختریو پیدا کنی که علاقه زیادی بهش داری

    از زندگی لذت ببر

    طول زندگی مهم نیست مهم عرض زندگیه

    همیشه طوری زندگی کن که انگار آخرین روزیه که داری روی کره زمین زندگی میکنی

    سعی کن نهایت لذت رو ببری

    همه این بیماریایی که داری (جسمی و روحی)ناشی از تنش هاییه که به اعصابت وارد میکنی

    از امروز به بعد
    فقط موسیقی شاد
    لباسای شاد
    تفریح و گردش
    کاری که علاقه داری
    پیدا کردن یه دختر خوب (یه فرشته به تمام معنا )
    مسافرت


    بازم بهت میگم دنبال علایقت باش سعی کن به هرچیزی علاقه داری برسی

    با این وضعیتی که تو پیش گرفتی مطمئنم توی جسم تو هیچ روحی زندگی میکنه

    تا چشمتو بهم بزنی عمرت تموم شده
    و از نظر من مهمترین سوالی که اون دنیا از ما میشه اینه که با فرصتی که برای زندگی به ما داده شده بود چیکار کردیم از نعمت هایی که به ما داده شده بود اما دیگران از اون محروم بودن چطوری استفاده کردیم

    طوری زندگی کن که هر روز حداقل یبار از ته دلت بلند بخندی و در پایان روز به آسمان پر از ستاره نگاه کنی و خدا رو شکر کنی بخاطر اون روز

    نمیدونم مستند مرد حبابی رو دیدی ؟
    http://dubaisession.com/wp-content/u...ubble-man3.jpg
    در مورد مرد فیل نما چی
    http://up.iranbiologists.com/images/...jfzgxhrc5a.jpg

    امثال این آدما زیادن
    خیلی از این آدما با هر شرایطی که داشتن ساختن و زندگیشونو ادامه دادن
    خیلیا هستن که بیماریهای بدی دارن (مثل سرطان )یا از خیلی از نعمات مثل بینایی شنوایی و .. محرومن و شرایط زندگی سختی دارن ولی انقدر مثل تو به خودشون تلقیقن نمیکنن که شرایطشون سخته

    توی دنیایی که براش محدودیت زمانی تعریف شده ارزشو نداره که بخوای خودتو انقدر به رنج و عذاب بندازی

    خلاصه کلام زندگی رو ساده بگیر برو دنبال علایقت و حالشو ببر


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آبروم در خطره :( چرا نمی تونم وزنمو بیارم پایین!
    توسط سیب زمینی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 آبان 95, 16:33
  2. مشکل من با وزن وقدم اعتماد به نفسم پایین اومده
    توسط sevil73 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 شهریور 94, 11:51
  3. ملاکای ازدواج اقایون چرا انقد دنبال زیبایین؟
    توسط zzzz در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 09:47
  4. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 فروردین 94, 00:54
  5. بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی( زیبا و آموزنده)
    توسط m.mouod در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 88, 12:32

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.