درود بانو heaven65
وقتی زندگیت آرامش داره وقتی شوهر خوبی داری خوب خانوادت به همین راضیه مگه آنها چی میخوان از دامادشون همین.چرا داری دستی دستی خودتان زندگیتان را خراب میکنید شما بجای اینکه روی این تمرکز کنی که برخورد شوهرتون با خانواد شما چجوریه روی روابط خودت با شوهرت کار کن و سعی کن به روال قبلی برگرده مشکلات شوهرت با خانوادت را بزارید خودشان حل میکنند شما دخالت نکنید.بقول معروف شما خرابش نکن نمیخواد درستش کنی.
فکر کنم مادر شما به آن درجه از مهارت و تجربه رسیده که بتواند این مسائل را مدیریت کند.
دقیقا نوشته بانو فرشته را میخواستم برای شما بنویسم سعی کنید فقط شنونده باشید طرف کسی را نگیرید نه شوهر نه خانواده فقط گوش بدید ولی تایید هم نکنید.
با سپاس از بانو فرشته مهربان
بخاطر طرز بیانی و نکته سنجی که دارن.حیفه ازشون استفاده نکنید بانو heaven65
خوب بزار یکچیزی را خودمانی برای شما بیان کنم.
ما مردا کلا دوست نداریم همسرمان در مورد خانواده مان چیزی بگوید اصلا و ابدا.خود من اولویت اولم همسرم هستش ولی دوست ندارم پشت خانوادم چیزی بگه.
بقول مدیر جان اگه دیدی شوهرت این رفتار را دارد انجام میدهد بدانید یک جای کار ایراد دارد و همسر باهوش کسی است که بتواند تشخیص دهد کجای کار ایراد دارد که شوهرش اینگونه دارد این رفتار ها را از خود بروز میدهد.
برای شما بهترین کار همانست که بانو فرشته مهربان گفته اند یعنی قرار دادن شوهر در اولویت اول زندگی خواهشا فعلا در مورد خانواده خودتان کمتر حرف بزنید.اول حفظ آرامش خودتان بعد تسریع این آرامش به جو خانواده.و در آخر ترمیم رابطه بین شوهر و خانواد خودتان.
راستی بلاخره نی نی خوشگلمون دختره یا پسره مشخص شد؟ قدر این روزا رو بدون خیلی روزای قشنگیه فوق العادست
پ.ن: خودمونی بگم آبجی همه ما مردا تقیبا این حرفی که نمیدونم چرا مادرت نمیاد پیشت نمیدونم چرا کمکت نمیکنه چرا هوات رو ندارن اینا عادیه زیاد سعی کنید اهمیت ندید بقول معروف نشنیده بگیر با اینکه میدونم سخته.ولی اینا نشون میده با اینکه دوران بارداری خیلی خیلی سخته واقعا درد زیادی رو تحمل میکنین
میدونم خودخواهیه ولی سعی کن بازم توجهت نسبت به شوهرت کم نشه.
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)