به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 93
  1. #81
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام .. یه بار پرسیدم گفت به چه حقی اعتراض میکنی... معلومه که هروقت دلم بخواد میتونم بزنمت...مثلا زنمی اختیارتو دارم... هرکاری دلم بخواد میکنم توام نباد صدات دربیاد...بهم میگه تو که ادعای خدا پیغمبرت میشه اگه میخوای خدا ازت راضی باشه نباید هیچ اعتراضی به شوهرت کنی.. باید همیشه در هر شرایطی بهش احترام بذاری...میگه تو تنها وظیفه ات خدمت به شوهرته..

  2. #82
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 14:42]
    تاریخ عضویت
    1392-11-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    219
    سطح
    4
    Points: 219, Level: 4
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من شوهر شما یه خودخواه به تمام معناست،،،،،والله الان دیگه تو این دوره زمونه به قول مادر شوهرم که قدیمیه میگه الان تو زندگی‌ها بیشتر حرف حرف خانوماست.چون پسرای خودش اینجوری هستن ضمن احترام به مادر احترام به حرف خانوماشونم میزارن. تعجب می‌کنم که شوهر شما تو عصر قلاب سنگ مونده!!۱

  3. کاربر روبرو از پست مفید بهار67 تشکرکرده است .

    ستاره ف (یکشنبه 21 اردیبهشت 93)

  4. #83
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 93 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1393-1-10
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    539
    سطح
    10
    Points: 539, Level: 10
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    خواندن تاپیک شما من را خیلی ناراحت کرد.
    1- اسم مذهبی را روی خانواده خود و شوهرتان نگذارید. اساسا مذهب با این رفتارهای غلط کاملا مخالف است.
    2- واقعا شرایط سختی دارید. شما یک زن هستید و نیاز به حمایت دارید و کسی که تکیه گاهتان باشد که عملا این حمایت را نه از طرف خانواده خود دارید و نه از طرف شوهرتان.

    شخصی در اطرافیان ما بود که شوهر ایشان، با شدت کمتری از شوهر شما چنین برخوردهایی را با وی داشت و خانواده آقا نیز اساسا چنین خویی داشتند. ولی حمایت خانواده خود را داشت و به خانه پدر خود رفت.
    شما نیاز دارید که کسی خارج از خانواده های خودتان به یاری شما بیاید. شما به مددکار نیاز دارید. راهکارهای مشاوره ای و حقوقی دوستان توسط یک مددکار بهتر و سریعتر می تواند پیگیری شود و اثربخش تر باشد. مددکار بنا به شغلش، اختیاراتی دارد و راهکارها را بهتر می شناسد و در موارد زیادی نیز گزارشات وی سندیت دارد. گزارشاتی که برای اثبات هر کدام، شما نیاز به تقلای زیادی دارید.
    گفته بودید که برادرتان یک بار با همسرتان برخورد کرده اند و خواهرتان هم به شما کتابهای تربیت فرزند داده اند؛ اینها نشان می دهند که آنها دوست دارند از شما حمایت کنند تا وضعیت شما تغییر کند. اگر در واقع نیز همین طور است و آنها از مسائل شما باخبرند از طریق آنها برای انتقال مسائل به مشاور و یافتن مددکاری دلسوز کمک بگیرید.
    اگر کسی چون شما در اطراف بنده بود، حقیقتا برای گرفتن مددکاری دلسوز برای وی اقدام می کردم.

    از خداوند می خواهم که مشاوره های متخصصین سایت باعث شود که زندگی شما تغییر کند و شوهر شما نیز از مشورت شما باخبر نشود.
    لطفا پس از هر بار مراجعه به اینترنت و این سایت، کوکی ها و تاریخچه مرورگر خود را پاک کنید تا خدای ناکرده شوهرتان مطلع نشوند و همین راه هم از جلوی روی شما برداشته شود.

    یا مولا علی علیه السلام
    ویرایش توسط احمدعلی : یکشنبه 21 اردیبهشت 93 در ساعت 16:14

  5. 2 کاربر از پست مفید احمدعلی تشکرکرده اند .

    Less Than Nothing (سه شنبه 30 اردیبهشت 93), ستاره ف (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  6. #84
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    سلام ستاره خانم، چون عضو انجمن آزاد شدی علاوه بر تغییر رنگ کاربریت، حتما مشاوران سایت بهت کمک هم خواهند کرد. البته فکر کنم باید قسمت مشاوره خصوصی تاپیک ایجاد کنی.

    اما مطالبت کمی برام مبهم بود. اینکه مردی با اصرار با دختری ازدواج کنه و بعد از دو هفته از ازدواجش به خاطر دیر بیدار شدن اونرو بزنه. یا چون غذا دیر حاضر شده ازش بخواد که بیاد توی اتاقش و اونجا او رو بزنه. اگر به خاطر اینکار عصبانی شده بود چرا همونجا توی آشپزخونه شما رو نزد. پدر مادرت باهاش صحبت کردند و حق رو به اون دادند یا وضعیت رو اونقدر حاد ندیدند که بخوان دخالتی کنند در صورتیکه چیزی که شما تعریف میکنی یک موقعیت اورژانسی است.

    میشه لطفا سوالات زیر رو جواب بدی.

    - تا حالا بجز شوهرت از هیچ مردی خوشت اومده؟ با کسی در ارتباط بودی؟ یا اینکه کسی بوده که دوست داشته باشی باهاش در ارتباط باشی؟ حتی قبل از شوهرت کلن توی همه زندگیت؟

    - آخرین باری که با هم خندیدین چند روز قبل بوده؟ سر چه موضوعی؟ اصلن لحظه های خوشی هم توی زندگیتون دارین؟ مسافرت چقدر میرین؟

    - تا حالا به طلاق فکر کردی؟ فکر میکنی اگه طلاق بگیری چه اتفاقی برات می افته؟

    - فکر میکنی از کتک زدنت لذت میبره؟ یا عصبانی میشه و اینکارو میکنه؟

    - رابطه با زن دیگری توی این مدت نداشته؟ برخوردش با زن دوستاش یا به صورت کلی زنهای دیگه چطوریه؟ گرم برخورد میکنه یا سرسنگین و خیلی رسمی؟

    - نماز میخونه؟ مقیده به مثلا نماز اول وقت؟ خمس و زکات؟ قران خوندن؟ کلن مسلمون مقیدی هست؟


    بهرحال امیدوارم زودتر همسرت رفتارش رو با شما تغییر بده و زندگی روی خوشش رو به شما هم نشون بده که از اینکه زنده ای و میتونی کنار همسر و فرزندانت باشی لذت ببری.
    ویرایش توسط toojih : یکشنبه 21 اردیبهشت 93 در ساعت 17:09

  7. 4 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    heaven65 (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93), meinoush (یکشنبه 01 تیر 93), مهربونی... (دوشنبه 22 اردیبهشت 93), ستاره ف (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  8. #85
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    ستاره جون از اونجا که گفتید همسرتون هر روز پسرتون رو به مدرسه میبره و میاره و میا د خونه بعد از نهار و استراحت به سر کارش برمیگرده نشون میده که ایشون فرد بی مسئولیتی نیست و با اینکه مشغله کاریش زیاده ولی به کارهای خونواده هم اهمیت میده . مردهای بی مسئولیت معمولا اینجوری نیستند و چون سرشون جای دیگه ای گرمه کمتر به خانواده میرسند میشه در مورد کار هایی که همسرتون براتون میکنه توضیح بدید ؟خرید های خونه رو کی انجام میده ؟ ایا شما از نظر مالی تامین هستید ؟ ایا ایشون به شما اجازه خرید وسایلی رو که دوست دارید رو میده ؟ برام جالب بود شما برای تعویض اکواریومتون گفته بودید باید ازش اجازه بگیرید . یعنی شما برای هر کاری از ایشون اجازه میگیرید ؟ درسته برای کارهای اساسی توی خونه مثل تعویض وسایل حتما باید همفکری باشه و تنهایی نمیشه اینکارو کرد و لی ما اسم اینو اجازه نمیذاریم . بلکه پیشنهاد میکنیم و با همفکری به یه نتیجه مشترک میرسیم . ولی شما مثل زن و شوهر های 70 سال قبل برای هر کاری اجازه میگیرید . یعنی مرد سالاری مطلق . واین در این دوره زمانی خیلی بعید به نظر میرسه . با وجودی که گفتید همسرتون پزشکه این طرز فکر از یک فرد تحصیلکرده بعیده . حالا گذشته از تحصیلات ایشون توی این اجتماع زندگی میکنه و دوستان و اطرافیان رو میبینه . شما هیچ رفت و امدی با دوست یا همکار یا فامیل ندارید؟

    - - - Updated - - -

    ستاره جون از اونجا که گفتید همسرتون هر روز پسرتون رو به مدرسه میبره و میاره و میا د خونه بعد از نهار و استراحت به سر کارش برمیگرده نشون میده که ایشون فرد بی مسئولیتی نیست و با اینکه مشغله کاریش زیاده ولی به کارهای خونواده هم اهمیت میده . مردهای بی مسئولیت معمولا اینجوری نیستند و چون سرشون جای دیگه ای گرمه کمتر به خانواده میرسند میشه در مورد کار هایی که همسرتون براتون میکنه توضیح بدید ؟خرید های خونه رو کی انجام میده ؟ ایا شما از نظر مالی تامین هستید ؟ ایا ایشون به شما اجازه خرید وسایلی رو که دوست دارید رو میده ؟ برام جالب بود شما برای تعویض اکواریومتون گفته بودید باید ازش اجازه بگیرید . یعنی شما برای هر کاری از ایشون اجازه میگیرید ؟ درسته برای کارهای اساسی توی خونه مثل تعویض وسایل حتما باید همفکری باشه و تنهایی نمیشه اینکارو کرد و لی ما اسم اینو اجازه نمیذاریم . بلکه پیشنهاد میکنیم و با همفکری به یه نتیجه مشترک میرسیم . ولی شما مثل زن و شوهر های 70 سال قبل برای هر کاری اجازه میگیرید . یعنی مرد سالاری مطلق . واین در این دوره زمانی خیلی بعید به نظر میرسه . با وجودی که گفتید همسرتون پزشکه این طرز فکر از یک فرد تحصیلکرده بعیده . حالا گذشته از تحصیلات ایشون توی این اجتماع زندگی میکنه و دوستان و اطرافیان رو میبینه . شما هیچ رفت و امدی با دوست یا همکار یا فامیل ندارید؟

  9. کاربر روبرو از پست مفید واحد تشکرکرده است .

    ستاره ف (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  10. #86
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 آبان 94 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1390-2-26
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    5,232
    سطح
    46
    Points: 5,232, Level: 46
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 23 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام . واقعا از خوندن مطالبت شگفت زده و متاسف شدم . بابا چه صبری داری تو . باید به خودت افتخار کنی
    متاسفانه شوهر شما اصلا آدم نرمالی نیست و این رفتارها ریشه در چی داره نمیدونم . اشتباه تو این بود که از همون روز اول از خودت ضعف نشون دادی و اجازه دادی این رفتارها ادامه پیدا کنه . در برابر همچین آدمی هر چی بیشتر کوتاه بیای و عطوفت به خرج بدی شرایط بدتر میشه و ارزش تو برای اون کمتر میشه . کار به جایی میرسه که اصن هیچ ارزشی برات قائل نیست . یعنی روزی میرسه که بهش بگی سلام میاد کتکت میزنه . چون این آدم عادت کرده و در هرصورت باید بهانه مورد نظر رو پیدا کنه . با توجه به اینکه مدت زیادی از شروع زندگی شما میگذره شاید کمی دیر شده باشه ولی غیرممکن نیست . متاسفانه در این سالها این شرایط کاملا برای ایشون عادت شده . نباید توقع داشته باشی یه دفعه همه چیز عوض شه . تو که صبور هستی باید صبورتر باشی . جالبه تحصیل کرده هم هست . مهم ترین مساله اینه که همه چیز رو بین خودتون باید حل کنید . تجربه به من نشون داده که هر موقع یه موضوعی به گوش اطرافیان رسیده باعث شده همه چیز خراب تر شه . دو تا آدم بزرگ باید بتونن مشکل رو حل کنن . دیگه اینکه به مادرت بگی بیاد صحبت کنه و اینا بی مورده . شاید حتی شرایط رو بدتر کنه .
    باید خودت رو نشون بدی . خودت رو مهم کنی . کاری کنی قدرت رو بدونه . فکر نکنه که تو یه چیز بی ارزش تو زندگیش هستی در حالی مهم ترین نقش رو ایفا میکنی . حدالامکان نباید اجازه بدی دست روت بلند کنه . شاید در فکر تو شوهرت خیلی ترسناک و قدرتمند باشه . در حالی که وقتی کسی این رفتارها رو داره یه شخصیت بسیار ضعیف با عقده های فراوونه که وقتی یکی مث تو گیرش بیاد هر بلایی دلش بخواد سرش میاره . خودم این مسائل رو تجربه کردم که دارم بهت میگم . دوستان به نکته خوبی اشاره کردن . از بچه هات هم کمک خوبی میتونی بگیری برای بهبود اوضاع . درواقع اونا توی تیم تو باشن. سخته ولی ممکنه . اول از همه باید کم کم اعتماد به نفس خودت رو به دست بیاری. تا زمانی که خودت شخصیتت رو بالا نبری شوهرت بهت شخصیت نمیده . تو که با همه چی ساختی و هر چی میگه میگی چشم بازم کتک میخوری . پس مشکل جای دیگه ست . باید این رویه رو عوض کنی . نباید بترسی . از این که بدتر دیگه نمیشه ها ؟ امتحانش ضرر نداره .

    شوهرت چه وقتایی ازت راضیه و تعریف میکنه ازت ؟ از چه کارایی خوشش میاد ؟
    وقتایی که خونه هستین چطور میگذره و نحوه ارتباطتون به چه صورته ؟ اصلا باهم میشینید صحبت کنید ؟
    کتک هاش چطوریه معمولا ؟ از شی خارجی هم استفاده میکنه یا فقط با دست ؟ بعد از دعوا و کتک کاری چه رفتاری داره باهات ؟ تا حالا شده از اینکه تو رو زده متاسف باشه ؟
    تو خونه که هست همه ش دستور میده بهت ؟
    غیر از برخورد فیزیکی چه موارد دیگه ای هست که آزارت میده ؟ منظورم رفتارهای توی خونه س
    روابط جنسی در چه وضعیتیه ؟ فک میکنی تا چه حد از لحاظ جنسی جذبش میکنی ؟ به نظرت هنوز اون کشش قدیم رو داری ؟ ( اگه زیاد به سمتت جذل میشه از این موردم میتونی استفاده هایی بکنی ) روابط جنسی معمولا از طرف کی و به چه صورت آغاز میشه ؟

  11. 2 کاربر از پست مفید nazijun12 تشکرکرده اند .

    Less Than Nothing (سه شنبه 30 اردیبهشت 93), ستاره ف (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  12. #87
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همگی. .. tojih در مورد سوالاتون باید بگم که نه هیچوقت آخه من قبل از شوهرم خیلی بچه بودم یه دختر دبیرستانی بودم...به این چیزا فکر نمیکردم...اصلا به جز برادر و پدرم مردی تو زندگیم نبوده.. معمولا سر بچه ها با هم میخندیم... اینکه مثلا بچه ها چیزی بگن ما بخندیم...آخرین باری که مسافرت رفتیم پارسال بوده که رفتیم مشهد...من لحظات خوشم فقط وقتیه که به بچه هام نگاه میکنم ... راستش نمیدونم که لذت میبره یا نه ولی خب آره خیلی عصبی مشه... نمیدونم با زن دیگه ای ارتباط داره یا نه ولی فکر نکنم...برخوردش با زنای دیگه خوبه ..زیاد سر سنگین نیست..حتی شوخی هم میکنه ... مثلا با زن برادرش...نه به طلاق فکر نکردم.... چون فکر نمیکنم پدرم بذاره...بله نماز میخونه روزه میگیره به منم میگه اگه میخوای خدا ازت راضی باشه باید کاری کنی که شوهرت ازت راضی باشه...واحد ... کارها و خریدهای خونه رو خودش انجام میده من شاید بعضی وقتا حتی یک ماه هم بشه که رنگ آسمون رو نبینم ..حتی بعضی وقتا یه لباس یا یه وسیله شخصی که یخوام خودش میره میگیره...هیچوقت تو خونه پول نمیذاره (یعنی اینکه به من بخواد بده) ..بله من واسه هرکاری باید اجازه بگیرم....هرکاری....اصلا از مشورت و این چیزا خبری نسیت همه چیز حتی غذایی که واسه ناهار میخوام درست کنم باید اون بگه...رفت و آمد ما بیشتر به خونه پدر شوهرمه ....بعضی وقتا هم خونه بابای من...حتی خونه برادرم یا برادر خواهر خودش هم کم پیش میاذ بریم...خونه خواهر من که اصلا نمیریم..چون میگه شوهر خواهرت خیلی نگات میکنه .... nazijun12 کم پیش میاد ازم تعریف کنه ...اکثر مواقع ایراد میگیره..نحوه ارتباطمون بیشتر اون میشینه دستور میده ...یه جورایی میشینه کارای فردامو بهم دیکته میکنه..خیلی از وقتا با کمر بند میزنه.. بعد از کتک اصلا ابراز تاسف نمیکنه میگه حقت بود بعدش هم عادی میشه مثلا میگه پاشو شام بیار...تو خونه که هست بله همش دستور میده...حتی واسه آب خوردن

  13. #88
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    تاپیک شما از ظرفیت مجاز عبور کرده و لذا نیاز هست یک پست جمع بندی از راهنماییهای داده شده ارسال کنید تا تاپیک آماده قفل شدن شود .

    در ضمن توصیه می کنم که راهنمایی های داده شده در مشاوره خصوصی را پی گیری کرده و انجام دهید


    موفق باشید





  14. #89
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 آبان 94 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1390-2-26
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    5,232
    سطح
    46
    Points: 5,232, Level: 46
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 23 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سوالات من رو کامل جواب ندادی . اگه میخوای مشکلت حل شه باید حرفای دوستان رو جدی بگیری وگرنا دیگه دیر میشه

  15. #90
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همگی...راستش نمیدونم چطور باید جمع بندی کنم...یعنی خودمم نمیدونم باید چیکار کنم... اما فکر کنم اول باید رو خودم کار کنم که یکم اعتماد به نفسم بره بالاتر...بتونم یکم جلوشوهرم وایسم... یکم جرات داشته باشم و ازش نترسم...ولی اینا به حرف آسونه...نمیدونم، من سعی میکنم شاید خدا کمکم کرد...از همتون التماس دعا دارم...منم اگه خدا قبول کنه دعا گوی همتون هستم سر نمازم

  16. 2 کاربر از پست مفید ستاره ف تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 26 اردیبهشت 93), شیدا. (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93)


 
صفحه 9 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.