RE: مادر شوهر نق نقو و بددهن من ....ديوونم كرده
شوهرت اصلا هم طفلک نیست. ببخشید ها ماندگار عزیزم. باید به همسرت یاد بدی به خانوادش طرز برخورد با همسرشو یاد بده. همیشه که نباید همه چیز از جانب تو باشه. احترامتو دست خودت نگه دارو رفت و امدهاتو کمتر کن عزیزم. ببین ماندگار این مشکلاتی که تو داری بیان می کنی مشکلات هممون هست. هممون به یک نوعی این مشکل رو داریم . واقعا تکراریه ولی ببین کدوم راه حل بهتر نتیجه داده. ماها یاد نگرفتیم به همون اندازه ای که دریافت می کنیم به همون اندازه هم پاسخ گو باشیم. از قدیم می گن واسه کسی تب کن که واست بمیره.
مامان من عروس اول خانواده بوده و خیلی هم از خانواده پدریم سرتر. خیلی محجوب و خانم بوده و... ولی در عوض زن عموم عروس دومشون مثل خودشون بوده. به قول مامانم می گه همیشه نقد باهاشون معامله می کرد!!!! ولی احترام زن عموم کجا احترام مامان بیچاره من کجا. این داستان از قدیم بوده تا اخر هم ادامه خواهد داشت. باز هم می گن : دوری و دوستی.
با شوهرت صحبت کن یکبار برای همیشه . بهش بگو به جای خجالت زدگی کمی محکمو با اقتدارتر برخورد کنه. اگه اون احترام زنشو نگه نداره هیچ کس دیگه ای نمی تونه. یکبار بنشینید سنگ هاتون رو وا بکنید.
حواستم جمع کن عزیزم اگه قرار باشه سر هر برخوردی هم هی به شوهرت غر بزنی اونم کلافه و خسته می کنی و بعد یک مدت دیگه به حرفت گوش نمی ده. یکبار اتمام حجت هاتو بکن. جنگ اول به از صلح آخر. با هر کس مثل خودش رفتار کن. اگه جایی تو زندگیت احتیاج به راهنمایی داشتی رجوع کن به ضرب المثل های قدیمی که اونها رو با آب طلا باید نوشت.
انشالا که هر چه زودتر خوب بشی. ما رو بی خبر نذار.
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)