به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 دی 93 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    268
    امتیاز
    1,216
    سطح
    19
    Points: 1,216, Level: 19
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 1,029 در 261 پست

    Rep Power
    41
    Array
    سلام
    خانم محترم چرا از روبرو شدن با مشکلات ترس داری؟

    این قایم موشک بازی ها و شل کن سفت کن ها چیه در میاری

    یه بار که پیغام داد ازش بپرس چه منظوری داره و محترمانه مثل دو نفر آدم عاقل و بالغ با هم حرف بزنید

    اون تا حالا 100 بار sms داده که میخواد یه چیزی بهت بگه
    اگه هدفش ازدواجه بگو از طریق خانواده اقدام کنه و اگه هدفش دوستیه بهش بگو اهل دوستی نیستی و خلاص

    و در نهایت وقتی حرفشو زد و به احتمال بالا هدفش دوستی بود خیلی محکم بهش بگو دیگه بهت پیام نده

    متاسفانه دلیل اکثر مزاحمت ها رفتار مبهم دخترهاست مطمئنا اگر همون بار اول میزاشتی حرفشو بزنه و خیلی محترمانه ردش میکردی این مسائل بوجود نمیومد

    الان هم با بلاک کردن و فرار کردن تو آشپزخونه و اخم و بعد عذاب وجدان گرفتن و پیام فرستادن و اتز بلاک در آوردن و دوباره تکرار این چرخه ای که در پیش گرفتی این مزاحمت ادامه پیدا میکنه
    با این کارها که با دست بدی عقب با پا بکشی جلو کار بدتر میشه و طوری رفتار کردی که انگار داری ناز میکنی و عشوه میای

    اون پسر هم زیاد تقصیر نداره تو سن بلوغه و خیلی از مسائل رو نمیدونه و از بچگی هم که با هم بودید حتما بهت احساس علاقه پیدا کرده و مطمئنا راه درست رو نمیتونه تشخیص بده و با رفتاری که تا حالا داشتی و نذاشتی حرفشو بزنه تکلیفشو با خودش نمیدونه و ناخواسته ایجاد مزاحمت میکنه

  2. 6 کاربر از پست مفید معاون کلانتر تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 03 تیر 93), sara 65 (شنبه 07 تیر 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 02 تیر 93), واحد (سه شنبه 03 تیر 93), بابک 1369 (دوشنبه 02 تیر 93), شیدا. (دوشنبه 02 تیر 93)

  3. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    عنوان تاپیک گویای مشکل شما نیست لطفاً عنوانی گویا تنظیم کرده از طریق گزارش پست ارسال کنید تا تغییر داده شود و سپس تاپیک باز شود


    با تشکر





  4. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 03 تیر 93)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 94 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,131
    سطح
    18
    Points: 1,131, Level: 18
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام من دوباره اومدم.
    طبق حرفای شما دوستان عزیز من باهاش بی محلی کردم و عاقل سنگین برخورد کردم ولی همونجور ک حدس میزدم با واکنش بدی هم از جانب خودش و هم از جانب دختر عمه ام و عمه مواجه شدم. فکر کردن خودمو گرفتم و بهشون برخورد.
    منم نتونستم بیشتر از این مقاومت کنم
    رفتارمو عوض کردم .. درنتیجه دیشب تا اخر شب همه بچه ها و منو اون باهم بودیم. کلا دوباره شد همون اشو همون کاسه. و رفتار عمه و دخترعمه ام هم خیلی خوب شد.
    ولی احساس میکنم شاید ب خاطر برخوردای قبلی ایندفعه سعید دیگه دیدش ب من عوض شده باشه ! و بازهم فقط مثل قبل دوتا همبازی واس هم باشیم. چون این دفعه در اون حد دفعه قبل رفتار بدی ازش ندیدم. شده بود همون داداش مهربون.
    واحد و ترمه ی عزیز نشد اونکاری ک شما میگیدو انجام بدم
    و اا در جواب معاون کلانتر
    ممنون ک وقت گذاشتین حرفاتون واقعا برام جالب بود تا ب حال از این دید ب قضیه نگاه نکرده بودم. منتها ی چیزی ک هست اینه که سعید زمانی ک اصرار داشت چیزی ب من بگه خودشو معرفی نکرده بود. فقط میگفت من ی پسرم. اونم با خط ناشناس. حالا ب نظرتون منطقی بود من بگم حرفتو ادامه بده؟! وقتایی ک خودشو معرفی میکردم فقط میگف ترنج من سعیدم. یا مثلا حالت خوبه؟ از اینجور حرفا ک جوابی نداشت!!! بعدم اصلا فارغ از بحث این sms ها بنظرتتون من با توجه ب خانواده ام و حجابم و هزار تا چیز دیگه ک منو کاملا میشناسه جایی برای ابهام گذاشتم ؟!!! ک اصلا ب خودش اجازه دوستی بده؟!!! نشون ب این نشون ک در smsهایی که سعید توی اون حرف خواسته بزنه هنوز جرئت نکرده خودشو معرفی کنه. و گرنه اگه ابهام داشت خب چ اشکالی داشت خودشو معرفی میکرد جوابشو میگرفت. نظرم این حرف ها فقط یک سری بهانه است. سعید از قبل جوابشو میدونست. و مطمئنا هم خود یک پسر میفهمه از رفتار طرف مقابلش ک ایا اون اهل دوستی هست یا نه.

    + بازم منتظرتونم.

  6. #14
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل شما پسرعمه ات نیست عزیزم. مشکل از جای دیگری سرچشمه می گیرد و مساله ای که بین شما و پسرعمه ات پیش آمد فقط نتیجه مشکل اصلی است.

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 94 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,131
    سطح
    18
    Points: 1,131, Level: 18
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    مشکل شما پسرعمه ات نیست عزیزم. مشکل از جای دیگری سرچشمه می گیرد و مساله ای که بین شما و پسرعمه ات پیش آمد فقط نتیجه مشکل اصلی است.
    اون وقت اون مشکل چيه ؟!

  8. #16
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل اصلی این است که به دیگران اجازه می دهی درباره رفتار شما تصمیم بگیرند. چیزی که تعیین کننده رفتار شما است عقاید خودتان است و کسی که می تواند در این امر مداخله کند تنها خانواده شما هستند یعنی پدر و مادر.
    دوم : شما الان باید بپذیرید که نه شما نه پسرعمه شما بچه نیستید که بخواهید همبازی هم باشید. الان هر دو شما در مرحله بلوغ هستید و نمی توان لفظ بچه روی شما گذاشت. پسرعمه شما هم با این کارش ثابت کرد که بچه نیست. پس معیارهایی که برای ارتباط یک دختر و پسر در سن بلوغ وجود دارد با معیارهای ارتباط دو کودک متفاوت است. او شما را به چشم یک دختر بالغ نگاه می کند که می تواند به او ابراز علاقه کند. اما شما از یک طرف او را پس می زنید و به پیام هایش جواب نمی دهید چون فکر می کنید که این پیام ها بچگانه نیست و یک پسر بالغ اینگونه پیام ها را می دهد. اگر فکر می کردید این یک بازی بچگانه است آیا او را پس می زدید ؟
    از طرف دیگر وقتی کنار او قرار می گیرید با او مثل یک همبازی معاشرت می کنید و او دیگر برایتان آن پسری نیست که به بلوغ رسیده است و کشش به جنس مخالف دارد.
    او حق دارد سردرگم شود. تکلیف خودش را نمی داند. من هم بودم همین حس به من دست می داد.
    شما باید خودتان تکلیفتان را مشخص کنید . تعیین کننده شما هستید نه عمه و دختر عمه شما. رفتار آنها ممکن هزار دلیل داشته باشد مثلا اطلاع ندارند که پسرشان سعی کرده با شما دوست شود یا فکر می کنند پسرشان خیلی پاستوریزه است و هزار دلیل دیگر. شما نه می توانی فکر آنها را عوض کنید نه می توانید نه می توانید دلایل آنها را از بین ببرید. شما می توانید روی فکر و رفتار شخص خودتان تمرکز کنید.
    اما اینها مهم نیست. مهم این است که شما خودت بنشینی فکر کنی ببینی می خواهی چه طور رابطه ای با پسر عمه ات و دیگرانی مثل او داشته باشی .
    سوم : ببین خانومی هر جای دیگری هم بروی همین طور است. عده ای با شیوه زندگی و تفکر شما مخالفت خواهند کرد. از مدرسه بگیر تا دانشگاه و خیابان و محل کار و ورزشگاه و هر جای دیگری. خود من تمام اینها را تجربه کرده ام. چه در فامیل چه در مدرسه و دانشگاه و هر جای دیگری. برای همین فهمیدم من خودم باید راهم را انتخاب کنم و برای انتخابم ارزش قائل شوم تا دیگران هم به من احترام بگذارند. اگر هم کسی فکر می کند جایی از کار من مشکل دارد باید به صورت محترمانه و به روش درست انتقادش را مطرح کند. اما کسانی که با من بدرفتاری می کنند یا عقاید خود را به من تحمیل می کنند و.... نباید هیچ تاثیری روی من داشته باشند.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.