
نوشته اصلی توسط
(ERFAN)
با سلام به همه دوستان عرفان هستم از اصفهان ، بتازگی عضو سایت شدم و خیلی تونستم از تجربه های بچه ها استفاده کنم ، برای خودم یه مسئله ای پیش اومده، میدونم که خیلی ها ممکنه براشون پیش اومده باشه و یا تجربه ای در اینباره داشته باشن برای همین خواستم از شما کمک بگیرم . مسئله به این شرح که:جایی رفتیم برای خواستگاری در مسائل کلی به توافق رسیدیم و شرایطمون خیلی به هم نزدیکه و از نظر ظاهری هم پسند شده ، سوالی پرسیدم درباره وضعیت سلامت و اینکه آیا بیماری خاصی دارن یا نه ؟ دختر خانم گفتن که یه ناراحتی پوستی دارن و کمی دربارش توضیح دادن ، من یکی دوتا سوال دربارش پرسیدم اما برام مبهم موند که چه حالتیه و چه اندازه ای و ... و دیگه روم نشد زیاد روی این قضیه سوال کنم، و چون نمیدونم که چه جوریه انواع تصورات ذهنم رو درگیر کرده، با مادرم هم درمیون گذاشتم حالا میخوام بدونم چه جوری مطرح کنیم که ناراحت نشن و نگرانی ما هم برطرف بشه یا مثلا مادرم ببینه که چه جوریه و ...
درود دوست عزیز
شما قراره زن بگیرید و ازدواج کنید لباس یا شلوار که نیمخوای بخری رودربایسی داری اول ببین تفاهم داری تا یه حدودی اگه تفاهم داری خیلی محکم و قاطع باهاش حرف بزن و بگو نیاز داری در این مورد شفاف سازی کاملی صورت بگیره در مورد وضعیت جسمانی خودتم صحبت کن مشکلی داری که در آینده تاثیر میزاره بهش بگو صادقانه برخورد کن دوست عزیز.
مستقیم و واضح با شفاف سازی کامل ناراحتی نداره دوطرف باید با شناخت کامل ازدواج کنند با همدیگه
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)