به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 48
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    باهم بیرون رفتن که دلیلی نمیشه که جوابت مثبت باشه!!!!ادم با 10تا خواستگارش تا حالا بیرون رفته یعنی باید به همشون جواب می داد؟؟؟از این فکرا نکن و وقتی هم که بیرون رفتین جوری برخورد کن که فک نکنه حتما قراره جوابن مثبت باشه.و من همیشه حتی مستقیم میگم ما هنوز اول راهیم خیلی خیلی مونده تا ادم بتونه به یه شناخت برسه و بعد تصمیمشو بگیره..
    واسه سئوال پرسیدنتم بگم سخنرانی های دکتر فرهنگو حتما دانلود کنو گوش بده خیلی خیلی مفیده..تو همین سایتم هست.
    واسه ترسم باید بگم تو همه ادما ترس وجود داره و طبیعیه.مهم اینه که ما نهایت سعیمونو بکنیم که به شناخت کافی برسیم و درست تصمیم بگیریم دیگه بقیشو باید به خدا واگدار کنیم.بعدشم تو همه چی یه ذره ریسک وجود داره که با توکل میشه بر اونم فایق اومد..
    اگه سئوال دیگه ای داشتی درخدمتم
    موفق باشی گلم

  2. کاربر روبرو از پست مفید SOGAND. تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 15 شهریور 93)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 خرداد 97 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    9,405
    سطح
    65
    Points: 9,405, Level: 65
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,386

    تشکرشده 653 در 231 پست

    Rep Power
    55
    Array
    سلام دوست خوبم
    من تا چند وقت پیش موافق اینطور ازدواج ها بودم و معتقد بودم اگه فکرا دو طرف با هم هماهنگ باشن مشکلی نیست و به قول معروف باید علف به دهن بزه شیرین باشه و حرف مردم اصلا مهم نیست اما اخیرا مورد مشابه شما رو که توی فامیلمون یک سال و نیم پیش با هم ازدواج کردن رو دیدم ... شاید باورت نشه اما چون اون آقا پسرخاله بنده هستن و مثل برادرمه و من خودم کلی ازش مقابل خانوادش دفاع کردم تا خانوادش راضی بشن تا با اون خانم ازدواج کنه و به واسطه سابقه کاری که توی امر مشاوره داشتم تا حدودی خانوادش روی حرف من حساب میکردن و خلاصه وصلت مذکور صورت گرفت و بعد از گذشت یکسال و نیم از ازدواجشون من دارم روابطشون رو ملاحظه میکنم ... پسرخاله م خیلی نسبت به زنش سرد شده این درحالیه که بسیار همسرش زن خوب و مردم داریه و شاید زنی بهتر و خوش اخلاق تر از اون نصیبش نمیشد ... مشکلشون به اندازه ای هویدا بود که من با پسرخاله م صحبت کردم و این نکته رو متذکر شدم( البته سربسته ) که چهره ملاک نیست ... زن خوب کم پیدا میشه ... زنت خیلی دختر خوبیه ... من دوسش دارم در واقع همه الان دیگه دوسش دارن و خودش رو خوب تونسته توی دل همه جا بده اما ظاهرا آقایون خیلی به قیافه اهمیت میدن و براشون خیلی مهمه که زنشون آس باشه ... اخلاق انگار در وهله دوم زندگی اونا حائز اهمیته ...
    خلاصه ش کنم برات دوست عزیزم پسرخاله ما تازه داره حرفهایی که اطرافیان از گوشه و کنار میزنن رو میشنوه و روی زندگیش تاثیر بدی داره میزاره چون اولا توی سن پائین ازدواج کرده و تاحدودی بار مسئولیت بعد از یکسال خسته اش کرده و از طرف دیگه داره میبینه همسرش هر روز داره پیرتر میشه و چون از نظر زیبایی در سطح پائینی بوده به قول آقای خاله قزی هر روز داره از سطح زیبایی و تناسبش کم میشه
    پس لطفا آگاهانه و با کمک یه متخصص تصمیم بگیر ... من همینجا اعتراف میکنم که این تفکرم اشتباه بوده و هرگز دیگه این توصیه رو به کسی نمیکنم
    انشالا موفق و خوشبخت باشید

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  4. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام دوستان ممنون از پاسخها و راهنماییهاتون.صبح برخلاف میلم مجبور شدم باهاش برم بیرون.صحبت های خوبی با هم کردیم در مورد معیارها و برنامه ایندمون.
    ولی راستش وقتی اومدم خونه یه مقاله ای رو تو اینترنت خوندم که توش گفته بود ازدواج دخترها در سنین 24 یا 25 با پسرهای کوچکتر از خود توصیه نمیشود چون به این سن میگن سنین بحرانی چون دخترها در این سنین درحال گذر از احساسات و ورود به دوران منطقی هستند ولی پسرهای 21 تا 23 ساله هنوز در دوران احساسات خود هستند پس در صورت ازدواج امکان جدایی 90 در صد است یعنی 90 درصد ازدواجها دختر و پسر این سنی در ایران به جدایی کشیده.
    بعد از خوندن اون مقاله و دوباره خونی پستهای دوستان تو تاپیکم کلی رفتم تو فکر و به نتیجه رسیدم.نتیجه اش این بود که بهتره قبل از درگیر شدن احساسات دو طرف جلوی این رابطه رو بگیرم.نمیدونم ایا کارم درسته به نظرتون؟؟؟؟
    لطف میکنید اگه بهم جواب بدید و کمک کنید(از همه ی دوستام مخصوصا جناب خالقزی _نوپو _ شیدای عزیز _ مصباح الهدی _ هم اوا _ سوگند _معاون کلانتر و مدیر همدردی و فرشته ی مهربان و همه ی دوستانی که اسمشون یادم نیست عاجزانه درخواست کمک دارم چون تو دوره ی بحرانی سختی قرار گرفتم و نیاز دارم که باهاتون مشورت کنم. لطف میکنید اگه دوباره تاپیکم رو بخونید و در مورد تصمیمم بهم مشورت بدید)

  5. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    ببین دوست گلم این که خیلی جاها بالاتر بودن سن دخترا مشکل ساز بوده خیلی وقتها هم مشکلی پیش نیومده باتوجه به شرایط می تونه مشکل ساز باشه و نباشه ویک مورد خوب یابدو نمیشه به همه تعمیم داد.
    تو باید ملاکهاتو لیست کنی ببینی واست مهمه همسرت از خودت بزرگتر باشه یانه؟مثلامن خودم یکی از ملاک های اصلیم همینه دلیلشم اینه که اگه همسر ایندم از خودم کوچکتر باشه بیشتر حس مادرانه نسبت بهش دارم..حالا باید ببینی واسه تو این ملاک اصلی هست یانه؟؟

  6. 2 کاربر از پست مفید SOGAND. تشکرکرده اند .

    pasta (جمعه 14 شهریور 93), شیدا. (شنبه 15 شهریور 93)

  7. #35
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 دی 93 [ 18:45]
    تاریخ عضویت
    1393-2-07
    نوشته ها
    300
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکرها
    806

    تشکرشده 750 در 251 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    من چند سال پیش دختری رو می خواستم که 7 سال ازم بزرگتر بود.بی نهایت پخته و بسیار خانوم و متفاوت.
    من 21 بودم اون 28.
    ارشد روانشناسی بود.
    سر پایان نامه اش که به موسیقی مربوط بود با هم آشنا شدیم و علاقه مند شدیم.
    تا چند ماه اسمش از زبونم نمی رفت که مادرم برام وقت مشاوره گرفت.
    مشاور من توضیحات خیلی زیاد و جامعی داد دستش درد نکنه.
    اما عمیق ترین جمله اش این بود که وقتی تو می تونی تو سن 30 سالگی یه دختر پخته ی 27 ساله رو تو آغوشت داشته باشی واسه چی باید یه زن 37 ساله تو آغوشت باشه.
    دیدم واقعا راست می گه.
    جدایی واسه اون هم سخت بود و خیلی اصرار می کرد بمونم اما به هر حال تصمیم درست جدایی بود.
    الان هم من هم خودش از تصمیمون راضی هستیم.
    حالا اگه باز توضیح دیگه ای خواستین می گم بهتون.
    ویرایش توسط pasta : جمعه 14 شهریور 93 در ساعت 22:33

  8. 2 کاربر از پست مفید pasta تشکرکرده اند .

    setareh 1390 (شنبه 15 شهریور 93), شیدا. (شنبه 15 شهریور 93)

  9. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    به نظرم اول باید روحیات خودت و اون آقا رو خوب بسنجی و از یک آمار نمی تونی برای زندگیت تصمیم بگیری. این استرس و نگرانی هم به نظرم طبیعی هست در هر خواستگاری، فقط باید کنترل بشه تا بتونی با آرامش تصمیم بگیری.

    دوم اینکه می تونی از یک مشاور ازدواج در این مورد کمک بگیری و سنخیت سنیتون رو بسنجی.

    سوم هم اینکه اگر قبول کردی باید بتونی بپذیری که ممکنه همسرت در چند سال اول زندگی کارهایی انجام بده که از نظر شما بچه گونه بیاد. شما باید بتونی اینو بپذیری و به روش نیاری. یک چیزی در گوشی بگم البته قابل تعمیم به همه مردها نیست اما معمولا خانمها در زندگی با مردهای بزرگتر از خودشون هم خیلی وقتها احساس می کنند همسرشون بچه گونه تر از اونها فکر می کنه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  10. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 15 شهریور 93), setareh 1390 (شنبه 15 شهریور 93), شیدا. (شنبه 15 شهریور 93)

  11. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    دوستای خوبم سوگند _ پاستا و دلجو دلتنگ عزیز از هرسه تاتون ممنونم که دوباره به تاپیکم سرزدید و بهم مشورت میدید امیدوارم دوباره بهم کمک کنید.
    پاستای عزیز ممنون که تجربه ات رو در این زمینه در اختیارم گذاشتی.
    راستش من وقتی معیارهام رو مینوشتم هیچوقت به این فکر نمیکردم که ممکنه همسرم از من کوچیکتر باشه انگار یه قانونی تو ذهنم همیشه هک بوده اینکه همسر ادم باید ازش بزرگتر باشه و همیشه میگفتم من با کسی ازدواج میکنم که ازم حداقل 6 سال بزرگتر باشه چون اونموقع در یک رده ی عقلی قرار میگیریم.موقعی هم که دوستم با همکلاسیمون که یکسال ازش کوچیکتر بود ازدواج کرد من حتی جلوی خودشم گفتم که جرات و شجاعتت رو تحسین میکنم و واقعا نمیدونم چه جوری جرات کردی تو این زمونه که پسرهای بزرگش تو زندگی موندن با یکی کوچیکتر از خودت ازدواج کنی!!!!!!!و حالا خودم موندم با یه عالمه ذهنیت و قانون که از قدیم داشتم.انگار یه چیزی تو وجودم نمیذاره تصمیم درست بگیرم.
    من همیشه تو تصوراتم یه مرد بزرگتر از خودم رو به عنوان همسر میدیدم و حس میکردم که این مردهای بزرگتر از خوده ادم هستند که میتونن تکیه گاههای خوبی باشن.
    کلا پسرهای کم سن تر از خودم رو یه جور داداش کوچولو میدیدم و میبینم.حتی همون ترم 4 که با ایشون و دوستشون همکلاسی شدیم فقط از این جهت که از من کوچیکترن و شاید نیازمند کمک من باشن باهاشون در مورد مسائل درسی هم کلام میشدم و مثل برادر کوچیک میدیدمشون نه چیز دیگه ای.حتی زمانی که شمارمو به دوستشون دادم به خاطر هماهنگی بازدید فقط رو حساب کمک خواهرانه بود وگرنه من تو دانشگاه حتی به پسرهای ورودی خودمون حتی سلام هم نمیدادم چه برسه به شماره.
    حالا من موندم و یه عالمه حس های متضاد تو وجودم از طرفی من دوسال تمام ایشون رو مثل برادر کوچیکم میدیدم و الان اومده و ازم خواستگاری کرده.از طرفی من موندم و خانواده و معیارهام و ذهنیتم از همسر... .
    (اگه تو متنم مدام از کلمه برادر استفاده میکنم نه اینکه با ایشون خیلی راحت بودم نه من تمام روابط با ایشون در حد فقط یه همکلاسی بوده و خدا شاهده حتی در حرفهام با ایشون و دوستشون از کلمه تو استفاده نکردم تماما مودبانه و رسمی صحبت میکردم)
    از یه طرف تو تمام صحبتهام متوجه شدم که ایشون خیلی به معیارهای من شباهت دارن.از برنامه هاشون گرفته تا صداقت و ادب و حس مسولیتشون و اخلاقیات و درجه ایمانشون تا شخصیتشون میتونم بگم 80درصد همونیه که میخوام و از اون طرف تو تمام این چند روز هروقت بهش و معیارهام فکر میکنم همش با خودم تکرار میکنم که کاش حداقل 1 سال از من بزرگتر بود.
    راستش اگه عجله دارم تو به نتیجه رسیدن چون احساس میکنم ایشون احساسشون درگیر شده و این ممکنه جلوی انتخاب منطقی و عقلی ایشون رو بگیره.به خاطر همین میخوام بدونم حداقل با خودم چند چندم اگه جوابم منفیه قبل از بیشتر شدن احساسشون بهشون اعلام کنم تا بتونه راحتتر باهاش کنار بیاد( راستش همش یه احساس خواهرانه دارم بهشون و نمیخوام اسیب ببینن نمیدونم منظورم رو میفهمید یانه؟).
    ممکنه یه روزی احساس خواهرانه ادم به یه فرد تبدیل بشه به یه حس دیگه؟؟ایا احساس من درسته در موردش؟؟
    نمیدونم با توجه به حرفهای الانم ایا ادامه بدم این اشنایی رو ؟؟؟؟

  12. 2 کاربر از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 15 شهریور 93), pasta (شنبه 15 شهریور 93)

  13. #38
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سپاس از اینکه خیلی خوب جواب میدی چون خیلی واضح و کامل توضیح میدی خیلی راحت تر میشه نظر داد

    راستش اگه عجله دارم تو به نتیجه رسیدن چون احساس میکنم ایشون احساسشون درگیر شده و این ممکنه جلوی انتخاب منطقی و عقلی ایشون رو بگیره.به خاطر همین میخوام بدونم حداقل با خودم چند چندم اگه جوابم منفیه قبل از بیشتر شدن احساسشون بهشون اعلام کنم تا بتونه راحتتر باهاش کنار بیاد
    یه چیزی را کلی بهت از همین الان بگم نمیخواد غصه اینو بخوری ناراحت میشه یا نه یا اینکه شکست عشقی میخوره یا گناه داره و زا این حرفا دیگه نبینم اینجوری توی تایپیکت بنویسی مسئله یه عمر زندگی دختر شوخی نیستش که کسی را باید انتخاب کنی که اونقدر مطمئن باشی که بخوای بقیه عمرت را کنارش بگذرانی.
    خواهشا زندگی متاهلی را جدی بگیر دقت کن به هیچ عنوان به هیچ عنوان دلت برای هیچ خواستگاری نسوزه اگه شک داری بررسی کن جوابت نه هستش قاطعانه بگو قرار نیست بخاطر دلخوشی دیگران یا اینکه دیگران از ما ناراحت نشن جواب مثبت بدیم

    بعضی خواستگارها واقعا آدم های خوب یهستند فهمیده باشعور بااخلاق مودب با ایمان یه خانواده خوب تحصیلکرده ولی اینا دلیلی نمیشه که شوهر خوبی باشه!باید دید با معیارهای شما همخوانی داره یا خیر.

    درضمن هرچی توی اینترنت میخوانید الزاما درست نیست وقتی اینجا مشاور داره خوب رایگان هم هست سوال کن جواب درست و صحیح بگیر.

    اینم از الان بگم تجربه شخصی من توی زندگی متاهلی میگه هم کفو بودن خیلی مهمه در همه ابعاد این خیلی مهمه اگرم توی معیاری نقطه ضعف داره بهتره توی بقیه معیارها اون نقطه ضعف را پوشش بده ولی این یادت باشه بعضی وقتها بخاطر اون نقطه ضعف اذیت میشن دوطرف واقعا هم اذیت میشن.مخصوصا که مهارت های لازم را هم بلد نباشن.

    یه سوال ایوشن خواستگار چندم شماست؟منظورم اینه آیا قبل ایشون هم کسی وبده باهاش تا این مرحله پیش رفته باشدی جلسه دوم و سوم؟
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  14. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 15 شهریور 93)

  15. #39
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    یه مساله ای که توی این ازدواج هست اینه که گفتی باید سه سال نامزد بمونی. سه سال نامزدی خیلی سخته و مشکل ایجاد می شه، ممکنه اون مشکلات را ربط بدین به سن و ...
    کار نداشتن این آقا مساله مهمیه.

    اگر پسر خوبی باشه و بخواد روی مسیر خوبی پیش بره، اینها مساله نیست. طبیعیه که پسر در 22 سالگی شغل نداره یا سربازی نرفته. آیا می تونی مطمئن بشی در 27 سالگی دیگه سربازی رفته و شاغله و زندگیش روی روال درست افتاده؟

    فکر می کنم اونقدر که کم سن بودن این آقا مساله است، کوچیکتر بودنش از شما مساله نیست. یا حداقل در اولویت نیست. بازم بستگی به شهر و فرهنگ و فضای شما و شخصیت خود پسر داره. اما پسر 22 ساله هنوز در موقعیت مناسب ازدواج نیست. ممکنه الان تصمیمش در مورد شما هم از روی احساس باشه. باید برید مشاوره تا شخصیت ایشون را هم برات بررسی کنه.

    لینکی که مدیر همدردی براتون گذاشتن خیلی مفیده. در مورد اختلاف سن کامل توضیح داده.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  16. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 16 شهریور 93), pasta (شنبه 15 شهریور 93)

  17. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام به همه ی دوستان.ممنون شیدای عزیز و جناب خالقزی از اینکه وقت گذاشتین و بهم مشورت دادین.راستش از دیروز کلی با خودم فکر کردم تو تصوراتم همیشه اون رو برادر کوچیک خودم میدیدم و میبینم و فکر کنم نمیتونم بهش حس همسر داشته باشم .به خاطر همین تصمیمم رو به مادرم گفتم.گفتم اگه مادرش زنگ زد بگه جواب من منفیه(میدونم اون میتونه برام همسر خوبی باشه ولی من نمیتونم براش همسر خوبی باشم) ولی مامانم همش میگه اشتباه میکنی دختر بازم فکر کن و میگه من به مادرش نمیگم خودت بگو نمیدونم چیکار کنم.
    راستش خالقزی این اولین خواستگاریه که اومده خونمون قبلیا همش در حد حرف بود هیچکدوم حتی خونه هم نیومدن.چرا اینو پرسیدی(میشه بدونم)؟؟؟؟
    راستش شیدای عزیز من ساکن پایتختم فکر نکنم اینجا دیگه فرقی کنه سن و سال پسرها و دخترها؟ولی خداییش پسر باجربزه ایه هم درس میخونه هم کار میکنه(تو دانشگاه ماکه پسرهای ورودیه خودمون هنوز نون خوره باباشون بودن).میگفت بلافاصله بعد گرفتن لیسانس میخواد بره سربازی و بعدشم دنبال کار و اگه خدا بخواد بره ارشد بخونه(خیلی با دل و جرات حرف میزنه انگار که حتما بهشون میرسه کلا دنیای انگیزه اس).میگفت الان که کارش ثابت نیست باز حدود 800 تومن در میاره(البته قبلا هم سر کلاسهای دانشگاه اینو میگفت احتمالا راست میگه).
    یکم مطمئنم احساسش درگیر شده ازش پرسیدم چرا من رو ازبین اونهمه دختر تو دانشگاه انتخاب کرده و اومده خواستگاری؟میگفت چون با بقیه فرق داشتی با دوستات میخندیدی ولی تا یه پسر ازت چیزی میپرسید سریع جدی میشدی همیشه مرتب بودی و باحجاب.با اینکه رشتمون پسرونه اس مثل دخترهای دیگه غر نمیزدی که نمیتونم اینکار و بکنم خیلی جدی کاری که بهت سپرده بودن رو انجام میدادی(میگه انقدر بدم میاد دخترها غر میزنن این کار مال پسراست این رشته پسرونه اس...) میگه شما هم مثل من اهل ریسکی و شرط میبندم حاضری یدفعه همه چی رو ول کنی و بری تو یه شهر دور افتاده تا به ارزوهات برسی(خدایی اینو راست میگه انقدر دوست دارم همه چی رو ول کنم برم تو یه شهر دورافتاده یه زمین داشته باشم اونجا کار کنم)ولی نمیدونم از کجا فهمیده؟؟؟
    فکر کنید همه اینا رو گفته بعد تهش میگه اگه اینجوریم نبودین باز من عاشقتون میشدم.میگم دلبسته میگید نه.
    راستش خالقزی اگه اون جمله ای که گفتی رو من گفتم شاید فقط 30 درصدش به خاطر اونه 70 درصدش به خاطر خودمه چون میدونم اگه به این حرفهای اینجوریش ادامه بده دل میبازم(از بس ندید بدید و بی جنبه ام) ولی دور از شوخی من از خودم میترسم چون ممکنه منطقم از کار بیوفته... .
    مامانم میگه باز فکر کن هنوز زوده برای جواب.منم ازش خواستم حداقل فعلا در مورد دیدار دوباره قراری نذاره با مامانش.(کشته مرده مامانامون شدم اصلا انگار یه عمره رفیق فابریک همن.زنگ میزنه دوساعت فقط باهم میگن و میخندن)
    نمیدونم ذهنم هنگ کرده دیگه کار نمیکنه.هرچی ازش میپرسم ارور میده.(چقدر نمکدون شدم من امشب)
    وای کمکم کنید عجب روزهای سختیه.اگه الان ازش بخوام بریم مشاوره زشت نیست؟پیش خودش نگه خوب دیگه جوابش مثبته؟؟؟؟؟

  18. کاربر روبرو از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 16 شهریور 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. صبر کردن برای بهبود اوضاع مالی پسر؟؟
    توسط sara.bahari در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 00:10
  2. رابطه ی پسر 18 ساله با دختر 5 سال بزرگ تر برقرار میشه؟؟
    توسط mehrdad95 در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 19 خرداد 91, 01:28
  3. +چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 تیر 89, 16:18
  4. چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 اردیبهشت 87, 11:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.