به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 99 از 125 نخستنخست ... 495969798990919293949596979899100101102103104105106107108109119 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 981 تا 990 , از مجموع 1246
  1. #981
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    در جواب به یکی از پست های دوستان که بسیاربه من لطف داشتن و من وقت نکردم جواب بدم بگم که :
    پاییزه ؛منظورش شما بودینا :
    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    میبینم که تاپیک کل کل روبه جای تاپیک سوالات و...اشتباه گرفتین!!!
    یامیخواستین موضوع روعوض کنید!!!
    جای شما بودم حتی یه لحظم درنگ نمیکردم و زیر آتش سنگین توپخانه ی کل کل تبدیل به خاکستر میکردمش!،توهین خیلی بزرگی بهتون کرد!من که نمیتونم باهاش کنار بیام حالا شما رو نمیدونم! فقط راحتش نذارید! البته هر جور خودتون صلاح میدونیدا!
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    پاییزه جان اگه منظورت سوال تبدیل اعداد به فارسی منه بله من جوابشو بلد بودم فقط نمیدونم در جریانی یا نه دوستان بد پیله ای در این سایت داریم که انرژیشون زیاده خواستم یکم برا پیدا کردن جوابش سرگرم بشن که متاسفانه گولمو خورد و دم به تله داد .
    دوست عزیز حواستو جمع کن اون پست یه تله بود
    دام کار گذاشتن تو پست خیلی خوبه ولی اینکه آدم خودش تو دام خودش بیافته اونم تویه همون پست خیلی خیلی بده معلومه تجربه ندارین!:
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    در جواب به یکی از پست های دوستان که بسیاربه من لطف داشتن و من وقت نکردم جواب بدم بگم که :


    امروز تو بولتن یه جمله خیلی با محتوایی نوشته بود که گفتم بد نیست با شما هم در میون بذارم:


    "برای شناختن ادم های دوروبرتان لازم نیست با ان ها به سفر برویدچهره واقعی دوستان خود را در تاپیک کل کل ببینید و لذت ببرید"


    البرت اینشتاین
    اگر این یک تله بود جملات بالا را می بایست حذف میکردید ؛ البته شایدم از پاییزه ترسیدین ،و برای اینکه از واکنشای ایشون در امان باشید اینا رو هول هولکی اضافه کردین!
    ضمنا دوستان اینقدر مستاصل بود که دلم براش سوخت وگرنه اگه بهش میگفتم روش کلیک راست کن و بعد delete رو انتخاب کن اون این کارو میکرد ! باید نهضت سواداموزی کلاس کامپیوترم بذاره میخواین برین شرکت کنین!!؟ خوبه ها!!
    به هر حال بازم باختین! ، متاسفم!


    نقل قول نوشته اصلی توسط abi.bikaran نمایش پست ها
    روز خوش اقا رضا
    روز شما هم خوش! آسیاب به نوبت!؛قول میدم جبران کنم!!
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : چهارشنبه 16 مهر 93 در ساعت 15:45

  2. 4 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 16 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), paiize (چهارشنبه 16 مهر 93), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 16 مهر 93)

  3. #982
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
    جای شما بودم حتی یه لحظم درنگ نمیکردم و زیر آتش سنگین توپخانه ی کل کل تبدیل به خاکستر میکردمش!،توهین خیلی بزرگی بهتون کرد!من که نمیتونم باهاش کنار بیام حالا شما رو نمیدونم! فقط راحتش نذارید! البته هر جور خودتون صلاح میدونیدا!



    اگر این یک تله بود جملات بالا را می بایست حذف میکردید ؛ البته شایدم از پاییزه ترسیدین ،و برای اینکه از واکنشای ایشون در امان باشید اینا رو هول هولکی اضافه کردین!
    !
    من که قبلا گفته بودم ایشون یاجاسوسن یانفوذی یاخرابکار!!الان همه که دارن دوبه هم زنی میکنن!!!وای...وای...
    شمابریدبه خواب وخیالتون بپردازید خداروچه دیدی شایدیکی توی خواب عقلش روازدست داد وزنتون شد!!!

    فرشته جان پست به اون بالابلندی رودروصف من نوشتی؟؟؟!!!!اون هم درموردرفاقت من!!!؟؟باباماراچکتیم!!

    دختربی خیال پیش مارسمه به کسی که اجازه خواستگاری میدن یعنی50درصدش حله!!!فک کردم شماهم همینطورید!!!به هرحال مامنتظریم همه دخترهای تالارعروس بشن وگرنه آقایون که...
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  4. 6 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 16 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), m.reza91 (چهارشنبه 16 مهر 93), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 16 مهر 93), دختر بیخیال (چهارشنبه 16 مهر 93), رزا (چهارشنبه 16 مهر 93)

  5. #983
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    قربانت پاییزه جان

    آخی ی ی نمیدونم چرا دنیا با بعضی ها نمی سازه و اینقدر بد می بینن دنیا باهاشون یار نیست از بس حیله و حقه دارن. از بس تنهان

    ایندفعه رو باختید دیگه دوست عزیز
    تازه داشت قضیه رو مثلثی می کرد که تیرش به باد خورد

    ولی میگم هنوزم فرصت دارید تا مثل دفعه قبلی که تو کل کل زن ها مردها با اون افتضاح معذرت خواهی کردید
    فرصت داده میشه تا این دفعه هم اعتراف کنید و من با شما در صلح خواهم بود
    فرصت رو غنیمت بشمار و نخواه این وضع ادامه پیدا کنه به نفع خودته ...زن و بچه میاد میخونه این هارو بده.

    میشنوم اعترافتونو...
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : چهارشنبه 16 مهر 93 در ساعت 21:20

  6. 4 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 16 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), m.reza91 (چهارشنبه 16 مهر 93), رزا (چهارشنبه 16 مهر 93)

  7. #984
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    ولی میگم هنوزم فرصت دارید تا مثل دفعه قبلی که تو کل کل زن ها مردها با اون افتضاح معذرت خواهی کردید
    فرصت داده میشه تا این دفعه هم اعتراف کنید و من با شما در صلح خواهم بود
    فرصت رو غنیمت بشمار و نخواه این وضع ادامه پیدا کنه به نفع خودته ...زن و بچه میاد میخونه این هارو بده.


    میشنوم اعترافتونو...
    شما چرا قصد دارید همه چی رو وارونه جلوه بدین!؟
    بله تیرم به خطا رفت ولی حالا مثلا به جای اینکه 100-0 به نفع من باشه شده 99-1!به قول خودتون "ایندفعه"! حتی شماهم به عنوان دشمنم دارین اقرار میکنین! میبینید که وضعیت من خیلیم خوبه! شما چی !؟ نمیخواین اعتراف کنین!؟ من اطلاعیه تایپ شده آماده دارم فقط باید اسمتونو واردش کنید ! خواستین بگینا تعارف نکنین!
    ضمنا سر قضیه ی عدد فارسیه هرچند پاسختونو گرفتین ولی حالا که چنین پست جسارت انگیزناکی رو نوشتین !؛اگر حرفتونو پس نگیرین و عذرخواهی نکنین مجبور میشم به خاطر شکستن نمکدونم پیغام خصوصیاتونو که در خصوص آفیسه بود که کاملا مدرکی مشهود بر کذب ادعای تله بودنه اون پسته ،بذارم تا همگان دروغ گو بودن شما رو پی ببرند!!؛ من نمیخوام بگم بگم ()راه بندازم تو تاپیک ولی اگه مجبورم کنین چاره ای نمیمونه برام!چیکار کنم!؟ بگم !؟....بگم !؟....بگم !؟....! بذارین بگم یکمیشو بگم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت
    ...
    ببخشین من نمیدونم باید چیکار کنم
    اگه همین دکمه بزرگه که رو کامپیوترمونه رو بزنم عددا فارسی میشن عایا؟
    ....
    نذارین بقیشو بذارم ! خودتون که میدونین چیا نوشتین که... شما قرار بود اول برید نهضت ! برا چی رفتین سر کامپیوتر ! نمیگین یه وقت برق شما رو میگیره !!
    دوستان عزیز من در چند صفحه ی قبل اخطار کردم که ایشون میتونه دوباره فضا رو متشنج کنه! نگفتم!؟ اگه همونجا نسخشونو پیچیده بودین الان دیگه راحت شده بودیم ! با این حال هنوزم دیر نشده! ولی اول بذارید ببینیم تو پست بعدیش حاضر به توبه هست یا نه تا بعد ببینیم باید چیکار کنیم باهاشون! عجب معضلی شدنا!!
    ضمنا مراقب تله های موشی که تویه پستم کار گذاشتم باشین!
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : چهارشنبه 16 مهر 93 در ساعت 22:24

  8. 3 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), شهراز (پنجشنبه 17 مهر 93)

  9. #985
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    حالا همه بیخیال شدن هااااا
    صلح و قبول کردن، دو نفر هستن نمیدونم چرا نمیخواین صلح کنن! !!!!!!
    ای بابا!!!!!!!


    اینجا تاپیک کل کل! !! من اشتباه کردم یک سوال پرسیدم، خوشبختانه جناب فرهنگ 27 ، اشتباه منو اصلاح کردن.
    فرشته جان هم فرمودن میخواستن بحث و عوض کنن پیام بازرگانی ارسال کردن!

    دیگه چرا اینقده باهم بحث میکنین. صلح کنین دیگه! !
    همه نشستیم منتظر شماهااا هستیم ها! !!!
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  10. 6 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 17 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), m.reza91 (چهارشنبه 16 مهر 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 16 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), شهراز (پنجشنبه 17 مهر 93)

  11. #986
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    سلام

    آقا این انجمن چه تاپیکهای باحال زیر خاکی ای داره ها…

    درسته من مجردم ، ولی بالقوه پتانسیل بالایی در خاطره سازی دارم ، اخه میدونید؟ ما یک مبحث زیر زمینی و زیرپله ای توی مباحث روانشناسی داریم که توی رفرنسها هم نیست به اسم Future Memories به معنی خاطرات آینده میشه ، در اصل کارکرد این اصل روانشناسی اینه که شما مشینی برای خودت خاطره به هر شکلی خواستی درست میکنی ، بعد که ابزار و لوازمش فراهم شد اون خاطرات رو محقق میکنی … خلاصه اینکه قراره ما بزنیم توی کار Future Memories که البته دوستان متاهل میتونن از خاطرات من بدون ذکر منبع ایده بگیرن و البته تمام عواقب احتمالیش هم به عهده خودشون هست…

    پس…
    بعد از حضور فعال در تاپیکهای حال و احوال و کل کل اینک…

    حضوری دیگر در تاپیک خاطرات عاشقانه من و همسر نداشته ام….

    اما اولین خاطره ….

    امروز اولین سالگرد ازدواج من و منزل بود… چه زود گذشت واقعا.. بقول شاعر رسیدیم و رسیدیم کاشکی نمیرسیدیم… صبح که از خواب بیدار شدیم ، نه تنها وانمود میکردم که اصلا یادم نیست امروز چه خبره ، بلکه روز رو با کمی غرغر و اخم و تخم شروع کردم که بهش زیر پوستی بفهمونم ، داداش ، فکر نکنی ما از اوناشیم که تمام ذکر و فکرمون تاریخ مناسبتها و از این داستانهاست و خواستم کمی رد گم کرده باشم … خلاصه منزل صبح میخواست بره خونه مامانش اینا… مثل همیشه سر راه رسوندمش و بهش گفتم شاید امروز کارم بیشتر طول بکشه دیرتر بیام دنبالت… هوا که تاریک شد بهش زنگ زدم گفتم ، منزل جان ، من گرفتار شدم ، نمیتونم بیام دنبالت ، با یک اژانس بیا خودت خونه… بعد از یک ساعت یک دفعه صدای چرخوندن کلید توی قفل رو شنیدم، منزل، با یک صدای پر انرژی مثل همیشه بلند صدا زد … بووووووق جونم (ببخشید لفظی که بکار برد یکم صحنه داشت مناسب حال مجردهای سایت نیست ) کجایی؟ منم با یک صدای خسته گفتم اینجام… توی اتاق خواب… خسته ام دراز کشیدم… …. به محض اینکه منزل وارد اتاق شد و تا میخواست بگه چرا تو تاریکی دراز کشیدی…. یهو از بالای سرش با یک پمپاژ قوی برف شادی که با یک سیستم کنترلی کار میکرد ، مواجه شد… و بعد هم با یک طرح شبرنگ که روی دیوار پشت سرم خودنمایی میکرد و مثل طرح زیر بود و توی تاریکی اتاق زرق و برق خاصی داشت مواجه شد …






    دیگه از اینجا تا ده دقیقه بعدش رو که کلی جیغ و هورا و صحنه های کاملا درون خانوادگی داشت رو نمیتونم تعریف کنم ، شما هم لطفا پاتون رو از زندگی خصوصی ما بکشید بیرون …

    خلاصه بعد از اون ده دقیقه ، بهش گفتم اون فلشهای روی دیوار رو هم دنبال کن… وقتی اون فلشها رو دنبال کرد و رسید به پاتختی که روی اون کادوش که یک تبلت بود و میدونستم مورد نیاز درس و دانشگاهش بخاطر اینترنت همراهش هست ، و بازش کرد، البته از اون تبلت خارجی گرون ها نبود ها ، از این تبلت های معمولی ارزون 200-300 هزار تومنی بود… اخه ما همون دوران اشنایی در مورد خصوصیات اخلاقی خودم بهش گفته بودم که دوست دارم خونه و زندگی داشته باشم که زندگیمون مثل اکثر مردم باشه …مثلا بهش از علاقه خودم به ماشین شاسی بلند گفته بودم و بهش گفته بودم اگه میلیارد میلیارد پول هم داشته باشم هیچ وقت نمیخرم چون توی چشمه… چون چیزی نیست که عامه مردم بتونن بهش برسن و ممکنه کسی اون داشته ما رو ببینه و دلش بخواد و ما مسوول هستیم و… خلاصه…

    وقتی کادوش رو باز کرد و کلی ذوق و تشکر کلامی و عملی کرد ، بهش گفتم بیا ببینم طرز کارش چطوریه و چه امکاناتی داره…. همینطور کنارش نشسته بودم و میگفتم فلان کار رو بکن و برو توی این پوشه و… هدایتش کردم توی پوشه فیلمها و روی یک فایل اونجا کلیک کرد و شروع کرد به پلی شدن… براش یک کلیپ ساخته بودم در حد دریم ورکس و والت دیسنی … یک کلیپ انحصاری عاشقانه برای منزل که وقتی تموم میشد اخرش یک پیغام عاشقانه باز هم از نوع خانوادگی و غیر قابل پخش داشت که طبیعتا ذوق زدگی منزل بعد از تماشای اون کلیپ و اتفاقات بعد از اون قابل حدس زدنه

    خلاصه… بعد کلی ذوق مرگی خانوادگی .. بهش گفتم هنوز تموم نشده ، یک سوپرایز هم برات توی حمام اماده کردم برو خودت ببین … اونم که داشت توی فضا سیر میکرد با عجله خودش رو به حموم رسوند و با شتاب هر چه تمام تر در حمام رو باز کرد و دیگه واقعا چشمتون روز بد نبینه… یک سطل با چند لیتر اب نسبتا سرد که بالای در حمام تعبیه کرده بودم و با باز شدن در تخلیه میشه ، روی سر منزل تخلیه شد و دیگه کسی نمیتونست جلوی خنده من و جلوی حرص توام با خجالت کشیدن از داد زدن سر من بخاطر کادوی دریافتیش رو بگیره..

    بهر حال پسر است دیگر … مریض است دیگر… گاهی مرضش میگیرد … اگه مرض نداشت که زن نمیگرفت دیگر، داشت زندگی اش رو میکرد … اقا اصلا اینا رو ول کن… ما که از همون اول گفته بودیم یک منزل جینگوله مستون میخوایم برای همین روزها میگفتیم دیگه…


    خلاصه بعد که یک دوش گرفت و خشک شد ، بهش گفتم اماده شو بریم بیرون یکم تجدید خاطره کنیم… اول از همه رفتیم اون مکان زیارتی توی شهرمون که خیلی خاطرات زیادی بین من و منزل و صاحب والا مقام اون مکان زیارتی بود… پر از خاطرات خوب و به یاد موندنی… توی روزهای سخت و اسون این یکسال… بعد از کمی اقامت در اونجا و تجدید قوا، گفتم شام بریم همون جای که این یکسال اونجا زیاد خاطره ساختیم… رفتیم سر همون میز کنج دیوار مثل همیشه … یکم که نشستیم ، مثل این فیلمها دستم رو بلند کردم رو به گاردسون هی بشگن میزدم که متوجهش کنم اون کیک کوچولویی که سفارش داده بودم رو بیارن.. فکر کنم یک یک ربعی داشتم بشگن میزدم و میدیدم اون گاردسون فقط داره به من میخنده ، اونقدری که اون شب بشگن زده بودم یادم نمیاد شب عروسیم بشگن زده باشم.. خلاصه گاردسون یکم که به من نزدیکتر که شد ، دیدم یک ربعه اشتباهی دارم بهش بشگن میزنم و چون نور محیط کم بود اون گاردسونی که مد نظر من بود رو با این یکی اشتباه گرفته بودم… خلاصه وقتی کیک و شام رو خوردیم و سر میز نشسته بودیم… منزل زل زده بود تو چشمام و توی اون نور ملایم یکسره خطاب به من زمزمه میکرد " عزیزم تو حاضری واسه عشقمون چیکار کنی ؟" بعد انتظار داشت منم جواب بدم :" واسه عشق تو ، میدم قلبمو و از این حرفا " آخه اینو خودم یادش داده بودم تو این یکسال.. هر وقت یک صحنه ناراحت کننده ای بین ما پیش میومد این بیت شعر رو ازش میپرسیدم و اون هم یاد گرفته بود جواب بده تا فضای ناراحتی بین ما عوض بشه… خلاصه اقا ،طفل معصوم این منزل ما ، ده دقیقه ای داشت این رو میگفت و من هم همش حواس خودم رو پرت میکردم و جواب نمیدادم و به در و دیوار نگاه میکردم… این حرکت رو میکردم که یادش باشه لازم نکرده برای ما از این حرکات بکنه و مثلا بخواد ابتکار عمل رو به دست بگیره و از این حرفا … اره داداش….

    خلاصه اون شب تموم شد و داشتم با خودم فکر میکردم که کل هزینه هایی که اون شب کردم حدود 400 هزار تومن شده بود و با همون مقدار هزینه نه چندان زیاد ، تا سال دیگه منزل رو شارژ کرده بودم .. بهر حال دختر است دیگر … راحت میشود با همین چیزهای الکی پلکی دلش را به دست اورد دیگر… تازه من دوست هایی دارم که دل منازلشون رو با پاستیل و پفک و چیپس به دست میارن … فکر کنم میارزه با یک هزینه کم یکسال ارامش و شادی رو در محیط خانواده حفظ کرد..

    البته صبر کن ببینم، امروز که سالگرد ازدواجمون بود ، ماه دیگه هم که جشن تولد منزل هست ، سه ماه دیگه هم که روز دانشجو هست باز باید بهش کادو بدم ، ماه بعدش هم که منتظر کادوی ولنتاین هست حتما… ماه بعدش هم که روز مهندس هست باید یک کادو هم به مناسبت مهندس بودنش بهش بدم… سه ماه بعدش هم که روز دختر هست که چون گاهی من " دخترجان " صداش میکنم باید یک کادو هم به اون مناسبت بهش بدم، دو ماه بعدش هم که روز زن هست باز باید یک کادو اونجا بهش بدم…. نـــــــــــــــــه… من کیم ؟ اینجا کجاست؟ این زنه کیه ؟ من که زن نداشتم ! اصلا من که زن نخواسته بودم…. نـــــــــــــــــــــه … آقا یکی بیاد منو اعمال قانون کنه

    ……………

    آنچه در خاطرات بعد خواهید خواند….

    یک عصر 5 شنبه تابستون به منزل گفتم بار و بندیل رو جمع کنه و یک سفر کوتاه به یک منطقه بکر که مدنظرم بود بریم… توی راه اتفاقات عجیب و غریبی افتاد که در نهایت با درایت ما رفع شد… اما وقتی به اون مکان رسیدیم … با یک پیرمرد و پیرزن عجیبی روبرو شدیم که خیلی چیزها در مورد گذشته ما میدونستن و………

    با ما همراه باشید


    أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
    آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

    ( زمر / 36 )


  12. 16 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 17 مهر 93), del (پنجشنبه 17 مهر 93), fariba s (شنبه 19 مهر 93), girl66teh (پنجشنبه 17 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), paiize (پنجشنبه 17 مهر 93), reihane_b (پنجشنبه 17 مهر 93), sara503 (پنجشنبه 17 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 17 مهر 93), آرام دل (پنجشنبه 17 مهر 93), دختر بیخیال (پنجشنبه 17 مهر 93), رزا (پنجشنبه 17 مهر 93), شیدا. (پنجشنبه 17 مهر 93), شهراز (پنجشنبه 17 مهر 93), صبا_2009 (پنجشنبه 17 مهر 93)

  13. #987
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    جناب محمد 93 ، جدیدا تغییر شغل دادین میخواین نویسنده بشین؟
    دارین رمان مینویسین؟

    اسمش چی هست؟

    خاطرات عاشقانه آقای 93 و بانو؟

    خدایی پستاتون خیلییییی طولانیه ، این اولین پستی بود که تا آخرش خوندم!

    آهان راستی چرا اومدم تو کل کل!
    برای این قسمت :

    خلاصه… بعد کلی ذوق مرگی خانوادگی .. بهش گفتم هنوز تموم نشده ، یک سوپرایز هم برات توی حمام اماده کردم برو خودت ببین … اونم که داشت توی فضا سیر میکرد با عجله خودش رو به حموم رسوند و با شتاب هر چه تمام تر در حمام رو باز کرد و دیگه واقعا چشمتون روز بد نبینه… یک سطل با چند لیتر اب نسبتا سرد که بالای در حمام تعبیه کرده بودم و با باز شدن در تخلیه میشه ، روی سر منزل تخلیه شد و دیگه کسی نمیتونست جلوی خنده من و جلوی حرص توام با خجالت کشیدن از داد زدن سر من بخاطر کادوی دریافتیش رو بگیره..
    اینجا رو اشتباه کردین، خانومتون بعد یسال شما رو خوب میشناسن، حتما بهتون میگفتن ، خب خودتون تشریف ببرین تو ، سورپرایز و بیارین بیرون.
    نرفتین هم بزور هولتون میدادن داخل !

    خداییش من یکی به این قسمت تاپیکتونو رسیدم ، با خودم گفتم نه نرووووو دختر! تله است!
    بعد یک صحنه یادم اومد خیالات و توهماته! چه من زود جدی گرفتم دخترا که اینقده ساده نیستن زود گول بخورن!
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  14. 7 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 17 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), m.reza91 (پنجشنبه 17 مهر 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 17 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), رزا (پنجشنبه 17 مهر 93), شهراز (پنجشنبه 17 مهر 93)

  15. #988
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 03:38]
    تاریخ عضویت
    1392-8-02
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    1,121
    سطح
    18
    Points: 1,121, Level: 18
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکرها
    441

    تشکرشده 556 در 137 پست

    Rep Power
    27
    Array
    واقعا مجردی با بعضیا چه میکنه!!

    کاربر داریم توهم خاطره مشترک زده اونم سریالی بعد ی اصطلاح علمیم میزاره روش که خودشو ما رو توجیه کنه.

    آقای مجرد دست از سر تاپیک متاهلا بردار!

    بزار اون تاپیک منحرف نشه، بیا تو کل کل قول میدیم فراریت ندیم

    ما هم دعا میکنیم خدا یک عدد دختر جینگوله مستون نسیبت کنه
    قَالَ وَ مَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّآلُّونَ﴿حجر۵۶
    کیست که مأیوس شود از رحمت پروردگار به جز گمراهان

  16. 5 کاربر از پست مفید شهراز تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 17 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), m.reza91 (پنجشنبه 17 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), رزا (پنجشنبه 17 مهر 93)

  17. #989
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دگربار

    m.reza91 دادا دلم برات میسوزه گیر قوم یجوج معجوج افتادی

    تحمل کن دادا دست خودشون نیست خوب میشن
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  18. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 17 مهر 93), m.reza91 (پنجشنبه 17 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), رزا (پنجشنبه 17 مهر 93)

  19. #990
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    جناب محمد خان 93 ؛ میگم من یه پروژه باید تایپ کنم و زود تحویل بدم وگرنه بدبخت میشم ازون طرف درگیر کل کل هم هستیم ؛میشه من عکس بگیرم بذارم اینجا شما برام تایپشو زحمت بکشین !؟ من تایپم خیلی کنده عاخه!! یه حدود صد صفحه است فکر کنم تو دو سه تا پستای متوسطتون جا بشه !!!! ممنون میشم!!
    ولی امروز دارم فکر میکنم مدیر همدردی به خاطر تشکر و قدردانی که از یه عده کردند چه استراسای شدیدی رو دارن تحمل میکنن که حالا پست بعدی چیه و کجاست!!!!!؟ فک کنم همین روزاست که خودشونم یه تاپیک باز کنند!!


    --
    میگم یه پیشنهادیم دارم ؛ خوبه تو تاپیک بعدی کسایی که میخوان الکی کل بندازند رو راه ندیم ! انگار همش دنبال دعواند !! خب برین تاپیک بزنین تا اونجا کمکتون کنیم مشکل ریشه ای حل بشه !!!!! برا خودتون میگما!


    ----
    -----
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    درود دگربار

    m.reza91 دادا دلم برات میسوزه گیر قوم یجوج معجوج افتادی

    تحمل کن دادا دست خودشون نیست خوب میشن
    ممنونم که به فکرمی خالقزی عزیز!! الان دارم اشک میریزم به خاطر این نوع دوستست، برادر!!
    ولی همون طور که میبینی همه چیز تحت کنترله !! و شرایط حداقل برای من که عادی هست !!!

    ===
    ای وای !شما هم آنلاینین! من باید برم صبحونه بخورم!!!
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : پنجشنبه 17 مهر 93 در ساعت 09:35

  20. 4 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 17 مهر 93), khaleghezey (پنجشنبه 17 مهر 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 17 مهر 93), رزا (پنجشنبه 17 مهر 93)


 
صفحه 99 از 125 نخستنخست ... 495969798990919293949596979899100101102103104105106107108109119 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. باغ همدردی >>> بوستان آرامش و آلاچیق کل کل 5>>> بفرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 438
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 شهریور 96, 23:37
  2. دوستان راهنمایی بفرمایید این ازدواج به صلاح من است یا نه؟
    توسط سرشار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: پنجشنبه 12 آذر 94, 23:26
  3. باغ همدردی >>> بوستان آرامش و آلاچیق کل کل 4>>> بفرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 511
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 دی 93, 09:51
  4. باغ همدردی >>> بوستان آرامش و تلطیف روح >>> بفرمایید
    توسط فرشته مهربان در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 595
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 فروردین 92, 03:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.