به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 38 نخستنخست 1234567891011122232 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 378
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    برات پيغام خصوصي گذاشتم.
    حرف آقاي santatian رو قبول دارم.شما فقط داري باعث ميشي که همسرت به يه آدم دروغگو تبديل بشه.تو هيچ چيز خلافي توي اين آدم نميبيني.پس چرا داري بي جهت زندگيتو خراب ميکني؟همش حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسساسي ت بي مورد.

  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-05
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    6,023
    سطح
    50
    Points: 6,023, Level: 50
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    با دوستاش ارتباط تلفني داره بيرون رفتن اصلا يعني تا جايي كه من ميدونم.ديونه شدم حتي نسبت به همكارهاي مردشم گير ميدم به خدا خودمم از اين رفتار زشتم ناراحتم.بيشترم از اين ميسوزم كه من اين همه گير ميدم ، كنترل ميكنم،نميذارم جايي بره اما اين يكبارم به من نميگه كجا ميرم با كي ميرم.
    يه بارم كه باهاش دعوام شد يه حرف خيلي بد زدم(بهش گفتم بي غيرتي) ميدونيد چي جواب داد بهم گفت كه من ديونه شدم ! گفت بي غيرت نيست اما بهم اعتماد كامل داره چون دورادور مراقبم هست .ااگه تو دوران عقد 1 ساعت دير از دانشگاه ميومدم ميمرد از دلشوره اما الان....
    santatian عزيز منم ميخوام كه اون به منو زندگیم جدا از یک قرار مهم کاری نگاه کنه اما راهشو بلد نيستم ، يا اصلا زنگ نميزنم كه كلافه ميشه يا عكسش.

  3. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 88 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1387-8-02
    نوشته ها
    318
    امتیاز
    4,441
    سطح
    42
    Points: 4,441, Level: 42
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 33 در 29 پست

    Rep Power
    49
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    دوست گرامی
    برای خودتون سرگرمی پیدا کنید. به جای جر و بحث با اون بشینید دقیقا همین پست آخری که الان گذاشتید رو به اون بگید."ميخوام كه اون به منو زندگیم جدا از یک قرار مهم کاری نگاه کنه اما راهشو بلد نيستم ، يا اصلا زنگ نميزنم كه كلافه ميشه يا عكسش. " ازش بخواید کمکتون کنه. چون شما هم فهمیدید این رفتار خوبی نیست. اما تا حدودی هر دو رو مقصر می دونید.

  4. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    طراوت عزيزم به خدا هر چي مينويسي ياد خودم ميفتم و کارهايي که در قبال همسرم ميکردم.من همش نيمارو کنترل ميکردم ولي اون در مقابل اين کار رو انجام نميداد.اونوقت لجم ميگرفت.حس ميکردم نسبت بهم بي تفاوته.يا دوستم نداره.در صورتيکه کار درست رو اون ميکرد و آزاديهامو ازم نگرفته بود.ميگفت بهت اعتماد دارم.
    طراوت جان زمان ميبره تا حساسيتت از بين بره.نميگم يه شبه از بين ميره.ولي ميشه از بين ببريش.الان که دارم خودمو با يکسال پيشم مقايسه ميکنم ميبينم خيلي از اون حساسيتها از بين رفته خيليهاش هم کمتر شده.پس ميشه.فقط بايد خودت بخواي.توروخدا مواظب رفتارت باشه.نذار دير بشه.

  5. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    سلام طراوت جان. خيلي داري تو زندگيت اشتباه مي كني. اولاً كه دوران عقد با الان كه سر خونه و زندگيت هستي خيلي فرق مي كنه. حساسيت بيش از اندازه باعث نابودي زندگيت مي شه. به نظر من هيچ عيبي نداره همسرت با دوستاش بره بيرون البته به شرط اينكه بدوني دوستاش آدم هاي درست و حسابي هستند. تو كه خودت مي گي هيچ بدي ازش نديدي،‌ از دوستاش هم همين طور،‌ پس اين گيردادن ها به خاطر چيه؟ ذهن خودت بيخودي مشغول كردي كه چي بشه. تو هم مي توني با دوستانت كه شوهرتم مي شناسه رابطه برقرار كني و از اين دل مشغولي هاي ذهني خلاص بشي. مي توني هم با شوهرت بشيني كاملاً منطقي صحبت كني و جواب هاي قانع كننده اي به هم بديد نه با دعوا عزيزم. مي دونم كه اين حرفها رو زياد شنيدي ولي فقط شنيدي، عمل كن.موفق باشي
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  6. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 21 دی 87 [ 11:04]
    تاریخ عضویت
    1387-5-29
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    3,853
    سطح
    39
    Points: 3,853, Level: 39
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    سلام طراوت عزيز من در اويل عقد اين مشكل تورو داشتم وبا بهونه گيري هام همسرم رو محدود كرده بودم وبا كوچكترين حركت و صحبتي بر خلاف ميلم ناراحت ميشدم تا اينكه كم كم متوجه شدم شوهرم براي اينكه من ناراحت نشم واز دست بهونه هاي من راحت بشه مسايلش رو از من پنهان ميكرد و بعضا دروغ هم ميگفت ما زنها در واقع به دليل دوست داشتن زيادمون نگران همسرانمون ميشيم درصورتي كه اين نگراني ها از نظر مردان كنترل كردن و محدود كردن تلقي ميشه پس كمي از حساسيت هاي بي موردت كم كن براي من هم خيلي سخت بود ولي با كمي تمرين و البته صبوري ممكنه موفق باشي

  7. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-05
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    6,023
    سطح
    50
    Points: 6,023, Level: 50
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    ديروز ساعت4 اومد سراغم و رفتيم گلديس يه كم خريد كرديم مشكلي هم نبود كلي گفتيم و خنديديم.وقتي رسيدم خونه مبايلش رو چك كردم (نتونستم اين كارونكنم معتادش شدم
    )تا اين كه ديدم 12 بار با پسر دايي جونش حرف زده يا اين زنگ ميزده يا اون ! اگه ميخواستن احوالپرسي كنن 1/2/3 نه 12 بار منم كه قاطي....
    باز به روي خودم نياوردم خودمو مشغول شام كردم*حرف شما هم يادم بود*يه ساعتي گذشت اين امير آقا (پسر دايي گرامي)زنگ زد خونه بازم نشستن حرف زدن اونم به اين صورت:آها الان نميشه فردا خودم زنگ ميزنم اگه شد باشه.ديگه نتونستم تحمل كنم رفتم لباس پوشيدم و گفتم چون خالم اومده ميخوام برم خونمون ببينمش . آقاهم كه فهميده بود چي شده نذاشت منم نشستم كلي گريه كردم حالا اين ميخواست منو اروم كنه منم ميگفتم برو گم شو نميخوام ببينمت به خاطر اطرافيات زندگيمونو داري خراب ميكني .اونم ميگفت مگه اين بدبخت چكار كرده؟اگه مشكل اخلاقي تونستي ازش پيدا كني من باهاش قطع رابطه ميكنم.بهش گفتم مشكل از اين بدتر كه معلوم نيست باهاش كجا ميخوايي بري هي ميگي اره نه...طرفم ديد من كوتاه بيا نيستم و بد جور دارم گريه زاري ميكنم رفت برام آب بياره منم زنگ زدم بابام كه بگم چي شده كه مثل اجل اومد وگوشي رو از من گرفت و حالا بقيه رو خودتون ميدونيد من گفتم و اون گفت تا اين كه آقا به زبون اومد كه امير ميخواسته چند تا وسيله براي باباش بفرسته به من گفته بيرم آزادي اونها رو بگيرم بدم براش ببرن(محل كار امير آزادييه فرودگاه-شوهر منم خيابون شادمان)اينو كه گفت من آتيش گرفتم بهش
    گفتم كه چرا از اول راستشو نميگه؟گفت ترسيدم.ميدونم شما الان در موردم چي فكر ميكنيد اما اونقدر ها هم بد نيستم.بارها بهش گفتم اگه ميخوايي بري دزدي بهم بگو خودم بهت كمك ميكنم ديگه بيشتر از اين كه بهش فهموندم هر غلطي كرد راستشو بگه خودم پشتشم.خلاصه كلي قسم خوردن كه من بهت دروغ نميگم و قول ميدم اذيت نكنم و تو زيادي حساسي. 2 ساعت پيشم كلي زنگ زدم جواب نداد منم باز عصبي شدم اما به خودم قول دادم كه بي تفاوت باشم شايد اينطوري درست شه ! خودش يه ربع پيش زنگ زد منم خيلي معمولي جواب دادم بدون هيچ دادوقالي.اون گفت شرمنده زنگ زده بودي گوشي رو ويبره بود و منم تو حفاظت نتونستم جواب بدم ! پرسيد كه ناراحتم منم گفتم نه اصلا مهم نيست.تازه ياد گرفتم با بي تفاوتي به چيزهايي كه ميخوام برسم.شما هم برام دعا كنيد كه مثل گذشته صبور بشم.

  8. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-05
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    6,023
    سطح
    50
    Points: 6,023, Level: 50
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    شهامت
    جان الان كه گير نميدي ديگه پنهون كاري نميكنه؟

  9. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 مهر 89 [ 16:10]
    تاریخ عضویت
    1387-1-19
    نوشته ها
    1,801
    امتیاز
    13,034
    سطح
    74
    Points: 13,034, Level: 74
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    954

    تشکرشده 992 در 530 پست

    Rep Power
    200
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    طراوت جان
    سعي كن واقعا برات مهم نباشه نه اينكه تظاهر كني برات مهم نيست
    اينجوري باز هم بالاخره يه جايي از كوره در مي ري

  10. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 خرداد 88 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    378
    امتیاز
    6,522
    سطح
    52
    Points: 6,522, Level: 52
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    157

    تشکرشده 166 در 85 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از قصد داره اذيت ميكنه

    همه چیزو بچه ها گفتند من چی بگم
    فقط اینکه مراقب باش زندگیت کلیشه ای نشه..................................


 
صفحه 2 از 38 نخستنخست 1234567891011122232 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 مهر 91, 00:29
  2. احساس ميكنم ديكه هيج ارزشي واسه نامزدم ندارم
    توسط niaz64 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 شهریور 91, 09:29
  3. همسرم كمالگراست و هنگام عصبانيت حمله ميكند
    توسط maryam1355 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 دی 89, 13:48
  4. از قصد داره اذيت ميكنه.
    توسط taravat در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 81
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 بهمن 88, 09:43
  5. به آرامي آغاز به مردن ميكني ، اگر....
    توسط persian man در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 اردیبهشت 88, 13:53

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.