به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 63
  1. #51
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array

    انصافا چقدر کارهای خوبی انجام میدی خیلی خوشم اومد تایپیک مناسب بگرد توی تالار بودی تجربه خودت را بنویس یا احساسی که داری و تغییراتی که ایجاد شده در خودت پیشنهاداتت خیلی خوب بودن

    روی خودت تمرکز کن همین مسیر را ادامه بده با گیر دادن و پیله کردن نمیتوانی کارت را پیش ببری با محبت کردن و ابراز علاقه و عشق زندگیتان را گرم کنید.مردها خیلی توی ابراز علاقه و عشق قوی نیستن بیشتر عملی نشان میدهند تا اینکه بیان بکنند.

    اینو مصباح الهدی نوشته بخونی بیشتر متوجه منظورم میشی
    سلام آرام جان

    اسم جدیدت را خیلی دوست دارم. و واقعا حس می کنم که الان خیلی بهت میاد!

    خوشحالم که حال پسرت خوب شده.و اینکه شوهرت مهربون شده!!!
    من این تاپیک کار ناشایست را خیلی پیگیری نکردم ولی همون اولاش را یادم هست!

    ببین از این فرصت استفاده کن. یه چیزی که من می دونم اینه که مدل محبت کردن و محبت دیدن آقایون و خانم ها فرق داره.

    ببین مثلا ما خانم ها دوست داریم بهمون اینجوری محبت کنند : بگن دوست دارم! عاشقتم! بغلمون کنند و...

    بعد چون ما این مدلی دوست داریم فکر می کنیم آقایون هم این مدلی دوست دارند!!! و هی می ریم بهشون می گیم دوست دارم بغلشون می کنیم و... که زیادش دل مرد را می زنه!!!

    ولی آقایون چه جوری بیشتر دوست دارن محبت ببینند؟

    اینجوری: وقتی نگران بودم پیشم که بودی دیگه از هیچی نمی ترسیدم! خیالم راحت بود که تو همه کار ها را بلدی.

    وقتی خونه نیستی می ترسم.اون روز که نبودی پیشم، همش می گفتم کاش شوهرم پیشم بود اگه بود مطمئن بودم که الان مشکلی نداشتم.

    یعنی: آقایون دوست دارن عزت نفسشون حفظ بشه.حس کنند تکیه گاه هستند! اقتدار دارند! مدیر هستند! مهم هستند! برتر هستند!........

    این ها نیاز عاطفی یک مرده که باید تامین بشه و مدل عاطفیشون این مدلیه!

    اگر این نیازهایش را برطرف کنی او هم براش مهم میشه و اصلا براش احساس نیاز میشه که بهت محبت کنه.

    مثلا الان تو این موقعیت بهش بگو: اگر وقتی پسرمون اینجوری شد و مریض شد تو پیشمون نبودی؛ من نمی دونستم چی کار کنم! حتما از ترس سکته می کردم! خوشحالم کنارم هستی و مثل یک کوه پشتمونی!

    جلوی بقیه عزت نفسش را نگه دار!موقع غذا اول برای او غذا بکش! موقعی که از سر کار میاد کتش را بگیر . یکم خستگیش در اومد بگو: ازت ممنونم تو این گرما می ری برای ما نون حلال در میاری!!!( بهش حس غرور دست می ده که چه خوب من کارم برای خانومم ارزشمنده!)

    از کارش تعریف کن! بگو عجب کار سختی داری!!!!!!!!!!!

    به پسرت بگو: ببین بابات چقدر کارش سخته! شلوغ نکن! بذار استراحت کنه!

    یک روز مثلا به شوهرت بگو: دوست دارم پسرمون بزرگ شد مثل تو یک مرد خوب و محکم بشه!

    تو جمع اگر ازت چیزی خواستند؛ بگو اول اجازه بدین با آقا ... مشورت کنم بعد!

    اگر تو جمع گفت خانوم پاشو بریم! همون موقع بگو چشم! اگر گفتند حالا یه ذره بمون بگو دیگه آقامون می گن!
    تاکید می کنم بالا بردن عزت نفس تو جمع و به خصوص بین اعضاء خانوادش خیلی بیشتر از هرچیز دیگه روش تاثیر می ذاره!!!!!!!!!!!

    بعد به مرور خواسته های خودت را ازش بخواه! نه مستقیم! از یک جهتی بخواه که حس کنه می خوای بهش تکیه کنی!

    مثلا اگه بهش بگی من کمبود محبت دارم و تو محبت نمی کنی یا بلد نیستی! این ها نابود کننده عاطفه مرده! این ها برای او یعنی تو عرضه نداری! قوی نیستی. محکم نیستی و...

    باید بگی وقتی اون روز تو خواب بوسم کردی حواسم بود! خیلی حس خوبی داشتم! حس کردم یک مرد دارم که می تونم همیشه با حضورش آرامش پیدا کنم!

    بگو این جوری دلگرمی بیشتری می گیرم. حضورت را بهتر حس می کنم!
    مثلا اگر خواستی بهت بگه دوستت دارم. ازش با یک زاویه دید دیگه ازش بپرس. مثلا با یک حالت ناز که ازش پایین تری؛ ازش بپرس منو دوست داری؟

    کلا الان حس کردم شوهرت ذاتا مهربونه! قبلا فکر کردم شاید کلا آدم دلرحمی نیست. در صورتی که ذاتا مهربونه ولی باید مهربونیش را با سیاست و آرامش و از همه مهمتر صبر بیاری جلو! و همون اول انتظار تغییر 180 درجه ای نداشته باش!

    موفق باشی خواهر عزیزم
    راستی این تایپیک را هم شروع کن به خواندن و یادداشت برداری کن نکات مهمی که داره

    http://www.hamdardi.net/thread-579.html

    جزو بهترین و تاثیرگزارترین تایپیک های همدردی هستش. این تایپیک هم خوبه بخونش

    http://www.hamdardi.net/thread-41054.html

    من خودم نظر شخصی میدم بعنوان یک مرد که متاهلم هستم منتظر ابراز عشق و بغل کردن از شوهرت نباش خوب تقصیرم ندارن ضعیف هستند نه اینکه دوست نداشته باشن نه بیان و طریقه اش رو بلد نیستن براشون سخته بیانش یکجورایی ضعف حساب میشه بنظرم شما از خودتش روع کن مثل یک مربی باش بهش اموزش بده ولی انتظار نداشته باش پا به پات جلو بیاد وقتی ازش توقع داری براورده بشه میگی وظیفه اش بوده و خیلی خوشحالی نداره برآورده هم نشه بیشتر خودت داغون میشی.بدون انتظار و توقع

    - - - Updated - - -

    پست بانو عاشق خانواده عالیه با دقت بخوان

    با اجازم میزارمش توی پست های مفید و سازنده سایت همدردی خیلی خوب نوشتید و پخته هستش نظرتان
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    الهام 5566 (شنبه 19 دی 94), سوده 82 (شنبه 26 دی 94), عاشق خانواده (شنبه 19 دی 94)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,937
    سطح
    26
    Points: 1,937, Level: 26
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خاله قزی عزیز خیلی خوشحال شدم به تاپیک من سر زدین نظرات خوبتونو تو تاپیک های بقیه میخونم و استفاده میکنم همیشه منتظر بودم به تاپیک منم سر بزنید نمی تونم بگم چقدر خوشحال شدم ازم تعریف کردین خیلی انرژی مثبت دادین باعث شدخیلی تو کارام مصمم تر بشم. خیلی ممنون از لطفتتون اصلا انتظارشو نداشتم. از تاپیک های خوبی که گذاشتین متشکرم اتفاقا یک دفتر دارم هر چی از سایت و تاپیک های بقیه یاد میگیرم می نویسم وقتی ادم چیزی می نویسه خیلی بیشتر تو ذهنش میمونه و روش تاثیر میذاره واقعا خوشحالم که عضو این سایت شدم تونستم به کمک دوستان شرایط بهتر کنم هر چند هنوز ایده ال نیست ولی همینکه روندش مثبت تر نسبت به قبل شده بازم خدا رو شکر . بازم با پیشنهادای خوبتون بهم کمک کنید.

  4. 4 کاربر از پست مفید الهام 5566 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 19 دی 94), سوده 82 (شنبه 26 دی 94), ستاره زیبا (یکشنبه 20 دی 94), شمیم الزهرا (شنبه 26 دی 94)

  5. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,937
    سطح
    26
    Points: 1,937, Level: 26
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان. دلم براتون تنگ شده بود هر چند هر روز سایتو چک میکنم و میخونم. اوضاع نسبتا خوبه یعنی پنج شش روزه که با هم بحث نکردیم من همچنان دارم روند مثبت خودمو ادامه میدم به شوهرم بیشتر توجه میکنم و تو رفتارها و حرفام دقت میکنم مثلا دیشب شوهرم تصمیم گرفت رژیم بگیره و ورزش کنه منم تشویقش کردم و مثلا ورزش میکرد من براش میشمردم براش چند بار چایی سبز درست کردم براش هویج و کرفس خریدم بعد ورزش اب هویج کرفس براش میگیرم. البته حس میکنم رفتارم برا شوهرم عادی یعنی نمیگه وای چقدر همسرم مهربون و رفتارش تغییر کرده نمیدونم اصلا متوجه شده یا نه فکر میکنه الان وضعیت معمول کار مهمی انجام ندادم در مورد چت کردن هاشم کمتر شده حساسیتش به گوشی کم شده یعنی تو روزهای قبل شده چند ساعت گوشیش پیش من باشه ولی همچنان به نظرم ادامه داره کامل قطع نشده خیلی کنجکاوم دلم میخواد بپرسم و سر در بیارم ولی جلو خودمو گرفتم نمی خوام دوباره از اول همون راهی که قبلا تجربه کردم و دوباره تکرار کنم ولی همچنان حساسیتم که متوجه اتاق باشم ببینم در چه حاله وجود داره و هنوز بهش فکر میکنم. راستی گفتم گوشی شوهرمو گرفتم چون گوشی خودم خراب بود البته هنوزم میتونستم باهاش کنار بیام ولی پنجاه درصد به خاطری که دیگه از فکر گوشیش در بیاد سیم کارت خودم انداختم تو گوشیش.البته شوهرم هیچ عکس العملی نشون نداد گفت بردار. فعلا که همین روندو ادامه میدم ببینم چی میشه. به نظرم حداکثر یک ساعت تو روز با لپ تاپ چت میکنه که خودش حواسش جمع بهش مشکوک نشم میگه دارم یک موضوع سرچ میکنم و ادرس سایت مینویسم. خیلی دارم رو خودم کار میکنم که حتی وقتی تنهام لپ تاپ و گوشیشو چک نکنم هر چند برام خیلی سخته دوست دارم بدونم ولی این تصمیم احساسی عاقلانه نیست. بازم اگه خبر جدیدی شد حتما بهتون اطلاع میدم و از نظرات خوبتون استفاده میکنم.

  6. 3 کاربر از پست مفید الهام 5566 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 25 دی 94), سوده 82 (شنبه 26 دی 94), ستاره زیبا (چهارشنبه 23 دی 94)

  7. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,937
    سطح
    26
    Points: 1,937, Level: 26
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان. ما الان دوباره دعوا کردیم البته قبول دارم که همش تقصیر من بود الان میگم اشتباه کردم ولی باور کنید من یک اخلاقی دارم که اگه از یک موضوعی عصبی بشم نمی تونم به روی خودم نیارم هیچی نگم یعنی اگه نگم حس میکنم یک چیزی داره منو میخوره نمی تونم عادی و مهربون باشم گفتم گوشیشو برداشتم عصری یک شماره دیدم که با اسم پسر سیو بود و تو واتس اپ عکس یک دختر بی حجاب با لباس باز بود بعد یک سری متن در حد دو خط هم پیدا کردم که شوهرم بهش گفته بود عکس بفرست چقدر خوشگلی و... خیلی عصبی شدم اخه شوهرم وقتی گوشیشو گرفتم یک شماره که خیلی باهاش حرف میزد و پاک کرد منم فکر کردم فقط همونه حالا فهمیدم که انگار یکی نبود این دختره هم با تجسس فروان فهمیدم از شاگردای ترم پیششه که الان رفته خونشون البته من اینجور فهمیدم از پارسال هم با هم در ارتباط بودن حتی قبل ازینکه دوست بشن در حد شاگرد بود زنگ میزد از مشکلاتش میگفت شوهرم یک چیزایی راجع بهش گفته بود یه بارم تو عقد طلاق گرفته خیلی عصبی شدم دیدم بعد این همه مدت هنوز ول نکرده میدونستم نباید به روم بیارم ولی دیدم شوهرم تو اتاق داره چت میکنه دیگه شدیدا رفت رو اعصابم. عکسشو بهش نشون دادم گفتم این کیه گفت دوستمه گفتم عکس دختره گفت نمیدونم شاید زن دوستم عکسشو واضح نشون دادم گفتم اینو نمی شناسی گفت نه. بعد اسمشو گفتم گفت اره یادم رفته بود گفتم چرا پاک نکردی گفت مال خیلی وقت بود دیگه گوشی گرفت اونو چندتای دیگه رو پاک کرد وای چقدر سروصدا داد دیگه دست سرم بردار گوشیم گرفتی دیگه هیچی ندارم کاری کنم هنوزم ول نمی کنی چرا یک ذره سیاست نداری خودت پاک نکردی و اعصابم خرد میکنی دیگه کلی غر زد و کاملا طلبکار شد. نمیدونم اشتباه کردم یا نه هرچند باز الان قهر کرد رفت تو اتاقش ولی اخه چرا همیشه من باید اعصابمو خرد کنم و هیچی نگم اون راحت زندگیشو بکنه بذار بدونه منم متوجه میشم. نمیدونم انگار هر چقدر سعی میکنم این زندگی درست نمیشه اصلا دوست نداشتم بعد یکسال روابط اینقدر سرد و خراب بشه حس میکنم رابطه مون مثل یک ظرف شکسته است که هر چی تلاش میکنم باز نمیشه بهم وصلش کرد. نمیدونم باید امیدوار باشم درست میشه یا نه تا خودشم نخواد فایده نداره انگار هیچ پشیمونی هم از کارهاش نداره فقط بلده طلبکار باشه تجسس نکن بهم گیر نده همیشه به خودم میگم باید بی خیال باشم و واقعا سعی میکنم ولی بعضی وقتا دیگه انگار صبرم تموم میشه. نمیدونم باز از فردا می خواد چیکار کنه همینجور طلبکار باشه. دیگه خسته شدم فعلا ناراحتم تو فاز ناامیدیم. دوستان امیدوارم منو درک کنید بهم کمک کنید واقعا خودم پشیمونم شاید نباید اینکارو میکردم ولی باور کنید خیلی عصبی بودم باز حال جسمیم بد شد نمیگفتم شب خوابم نمیبرد.

  8. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,937
    سطح
    26
    Points: 1,937, Level: 26
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان. ما با هم اشتی کردیم ولی من یک مشکلی دارم چون شوهرم دو شبه که شبها چت میکنه تو طی روز اینکارو نمیکنه حالا من مثلا دیشب که شوهرم میگه ظهر خوابیدم دیگه خوابم نمیاد تا سه بیدار بود چت میکرد منم علی رغم اینکه ساعت یک اومدم بخوابم ولی وقتی می بینم چت میکنه خواب از سرم میپره و حرص میخورم خودش میگفت دارم مطلب سرچ میکنم منم یکبار پاشدم اومدم کنارش هول شده بود و ناراحت چرا میای ترسیدم می خوای چیکار کنه یکم سروصدا داد گفتم تو که داری سایت میری گفت اره پس چیکار میکنم بعدش دیگه تایپ نکرد و کامپیوتر خاموش کرد با ناراحتی خوابید منم تا پنج بیدار بودم حالا موندم چطور بی خیال بشم بخوابم خودمو اذیت نکنم دیشب اون راحت خوابید من باید بی خوابی و ناراحتی بکشم حالا سوال من اینه به نظرتون درسته برم یک اتاق دیگه اخه اینجا هم ما فقط تو یک اتاقیم اون پشت لپ تاپش همیشه می خوابه ولی اگه برم اون که از خداشه با ارامش تا صبح حرف میزنه ولی اینجوری معذبه حواسش به منم هست. صبح شوهرم رفت مسافرت فردا عصر برمیگرده صبح چون سرمم درد میکرد حرف که میزد بهش توجه نکردم اونم گفت دو روز برم راحت شم بد اخلاقی ولی بعدش که بهش توجه کردم و براش شربت بردم بغلم کردو بهم محبت کرد گفت قدرتو میدونم و فقط تو رو دوست دارم همیشه ازت تعریف میکنم. میدونم باید بی خیال باشم ولی نمیدونم چرا حساس شدم نمی تونم بخوابم حالا چند شب قرص خواب اور میخورم ببینم چطور میشه. دوستانی که مشکل مشابه داشتند شوهرشون با توجه و گیر ندادن درست شده میترسم نخواد دست برداره چون انگار اصلا پشیمون نیست طوری وانمود میکنه که انگار هیچ کاری نمیکنه. نمیدونم براش سرگرمی یا واقعا این دخترها براش مهمند که حاضر نیست دست برداره. واقعا بعضی وقتا حس میکنم که شوهرمو نمی شناسم نمیدونم تو ذهن و فکرش چی میگذره.

  9. #56
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 فروردین 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-10-20
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,869
    سطح
    25
    Points: 1,869, Level: 25
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز.خوبی?
    ببین عزیزم چیزایی که تعریف میکنی اصلا درک نمیکنم!چرا?
    الان میگم
    منو شوهرم دونفریم
    خونمونم 300 متره سه خوابه!
    اما فقط یه لبتاپ و یه کامپیوتر و حتی یه موبایل اندرویید داریم که همیشه سه تاش توی پذیراییه و در دسترس هر دومون!
    یعنی چی میره توی اتاق جدا در رو میبنده با لبتاپش چت میکنه?
    لبتاب که قابل حمله
    بیاد بشینه پذیرایی!
    تو هم واسه اینکه تمرکزش به هم نریزه تلویزیونو اون ساعتهایی که کار تمرکز دار میخواد انجام بده خاموش کن!
    تازه هراز گاهی برو بوسش کن خستگیش در بره قربون صدقشم برو
    منو شوهرم انقدر تو این زمینه با هم قاطی شدیم و من خودمو به کارهاش علاقه مند نشون دادم که اتکهای کلششو با هم میزنیم!!!
    خودم الان بیشتر از شوهرم پیگیر سایتهای خبری ام و براش چک میکنم و خلاصه اخبار روزو میگم!!!
    یعنی تو کار با لبتاپ نداری?
    برو چهار تا چیزم تو سرچ کن هر ازگاهی
    چهار تا مقاله واسه درست چهار تا خبرگزاری چیزی که حس نکنه همیشه پای اون لبتاپ راحته و دیگه خیلی هم خصوصی نباشه!
    حتی گاهی وسط کارش برو و بگو غلانی بزن فلان سایت ببینم این خبره که توی تلگرام دیدم راسته
    مثلا میگما!
    ما از اول با وجود سه تا اتاق! و وجود اتاق کار و خواب و فلان همش کارامون تو پذیراییه!یعنی اولش من بند و بساط درسو کارمو ریختم اونجا , تند تندم.اینترنت لازمم بود سرم همش تو لبتاپ شوهرم بود دیگه اوشونم اومد وردل من!هم به کارهای خودش برسه هم به کارهای من!!!
    یعنی چی میره تو اتاق تا 5صبح بعد همونجا میخوابه?
    من ظهرام با شوهرم یه جا خودمو میچپونم میخوابم!حتی بغل دستشم جا نباشه به زور خودمو جا میدم!چند سری گفت یعنی انقدر وابستمی??!!!
    گفتم نه گلم!چون ما همسر هم هستیم!همسر یعنی سرهمونم باید روی یه بستر باشه! هم+سر!
    خدا شاهده این کارها رو محض کنترل کردنش نکردم اما اینجوری عادت کردیم و راضی هستیم
    بابامم یه شعاری داشت
    میگفت تو خونه هیچ اتاقیبا در بسته ای نباشه
    والا
    کار خلافنمیخوایم بکنیم که بچپیم تو هفت تا سوراخ
    مگه وقتی که شب امتحانام بود یا قهر بودم با بابامینا در رو میبستم!!!
    به نظرم ادامه این روند باعث میشه شوهرت بیشتر گرفتار بشه .گرفتار نفسش منظورمه.چون ادمها پای چت ودنیای مجازی نفس اماره شان زیاذی عود میکنه!
    موفق باشی

  10. 3 کاربر از پست مفید fkh4466 تشکرکرده اند .

    مهساجان (شنبه 26 دی 94), الهام 5566 (شنبه 26 دی 94), شمیم الزهرا (شنبه 26 دی 94)

  11. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,937
    سطح
    26
    Points: 1,937, Level: 26
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز. ممنون از وقتی که گذاشتی. من راجع به متراژ خونمون و تعداد اتاقها تا حالا چیزی نگفته بودم. خونمون صد متری دو تا اتاق داره که یک اتاق تخت و کمد و ایینه و وسایل داره که پره یک اتاقمونم که اتاق شوهرمه لپ تاپش اونجاست همش تو اتاق پای لپ تاپش دراز کشیده و اهنگ گوش میده و سایت میره و.. منم یک تبلت دارم که با اون سایت میرم و گوشی خودم اندروید بود ولی فعلا گوشی شوهرم دستمه اونم نوکیا ساده داره. به شوهرم گفتم بیا لپ تاپتو تو پذیرایی میگه من علاقه به تلوزیون و سریال ندارم میگه حالا در اتاق که بازه همو می بینیم چه فرقی میکنه. منم کارهای پایان نامه مو انجام میدم حساسیت نداره که بگه دست نزن ولی وقتی خودش هست که میگه با تبلت برو اینترنت منم هرزگاهی میرم میگم تو سایتها چه خبر و بذار عکسها رو ببینم ولی اخه نمی تونم مدام برم به لپ تاپش سر بزنم الانم خیلی حساس شده مثلا شبها که داره چت می کنه اگه به یک بهانه برم میگه باز اومدی چک کنی و گیر بدی ... واقعا خوش به حالتون اینقدر با شوهرت صمیمی و همه کارها با هم انجام میدی منم خیلی دوست دارم اینجوری بودم واقعا همیشه بهش فکر میکنم ولی نمیدونم چیکار کنم شوهرم خیلی سرد و بی احساسه. دلش می خواد تنها بخوابه منم برم پیشش بعد پنج دقیقه میگه پاشو برو سرجات من خوابم نمیاد می خوام با لپ تاپم کار کنم خیلی هم اصرار میکنم خودم احساس بدی پیدا میکنم حس میکنم دارم بر خلاف میلش مجبورا کاری انجام میده کاری که برخلاف میل و خواست خود ادم و از سر اجبار باشه چه ارزشی داره بعدم هی بخواد بگه چقدر گیر میدی و اینقدر خودتو لوس نکن و ادا در نیار . واقعا موندم دیگه راه درست چیه باید چیکار کنم. وقتی داره شب چت میکنه باید بخوابم به روی خودم نیارم بیام تو پذیرایی بخوابم یا بیدار بمونم منم با گوشیم کار کنم متوجه بشه البته متوجه هم بشه به روی خودش نمیاره . البته یک سری کار میکنه که مشخصه به فکرمه مثلا دیروز خواهر شوهرم می خواستن برن پیش شوهرم و دوستش که تو باغشون بودند شوهرم زنگ زده به خواهرش کلی اصرار کرده که خانم منم بیارید و زنگ زد ناهار نخور برات غذا گرفتم ولی نمیدونم چرا دست بردار ازین چت هاش نیست خیلی دلم میخواد بدونم چی میگن و رابطه شون چطوریه که ول نمی کنند.

  12. #58
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    به نظر من بايد برخورد كني يا رومي روم يا زنگي زنگ
    چرا بايدبه خاطر كارهات حرص بخوري
    پيربشي
    بيماري فشار خون و اعصاب بگيري .
    تكليفتو باهاش معلوم كن.
    جدي ميگم.
    يا اگر واقعا داره ميره تو سايتها اين نرمافزارهاي تلگرام و ... لزومي نداره نصب باشه . بگو بايد پاكش كني.
    يا بي خيال شو و حرص نخور يامشكلتو حل كن. والا تا اخر همينه
    بعدشم عزيزم مردها خيييييلي راحت به هوس مي افتن.
    چرت و پرت به هم ميگن.
    عكس ردو بدل مي كنن.
    حرف فلسفي نمي زنن. دلتو الكي خوش نكن.
    كسي 3ساعت حرف الكي هر شب نميزنه. حتما يه حرف جالبي پشتشه.
    حرفام تلخه ولي واقعيته

  13. کاربر روبرو از پست مفید paria_22 تشکرکرده است .

    مهساجان (شنبه 26 دی 94)

  14. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 فروردین 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-10-20
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,869
    سطح
    25
    Points: 1,869, Level: 25
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مجدد
    اول بگم که اینجا خونه متری 500 تومنه قصدم پز دادن نبود یه وقت
    دوم
    روابط تو و شوهر گرام منو یاد من و داداشم میندازه
    منم سر زده میرفتم سر لبتاپ داداشم یا اتاقش میگفت چی شد چک کردی؟!!!!
    ولی زن و شوهری که نقل این حرفها نیست!!!!
    چک کردن یعنی چی؟
    اصلا زن و شوهر باید ذاتا با هم رو بازی کنن
    یعنی چی که اومدی چک کنی؟!!!
    مگه چیزی واسه پنهان کردن هست؟

    ببین راز موفقیت زن اینه که خودش باشه و زندگی کنه
    خودت باش
    خود خودت
    حتی اگه گفت لوسی یا هرچی خب تو همینی
    وقتی ناراحتی ناراحت باش
    وقتی خوشحالی خوشحال
    وقتی رابطه و محبت میخای بخاه
    تو یه شخصیت مستقلی که باید به فکر خوشایند خودت هم باشی نه اینکه صرفا وسیله رضایت همسرت.

    عزیزم
    اول خودت از فکر کنترل همسرت بیا بیرون
    چون اینطوری فایده نداره
    داره؟؟
    اینطوری نمیشه صمیمی شد

    ولی هر وقتم که احساس کردی لازمه چکش کنی خب بکن!!!

    ببین من اصولا نمیزارم چیزی تو دلم بمونه!
    یهو بوسم میاد میپرم میبوسمش
    یهو میبینم چه خوشگله الان به نظرم میگم ماشششششالا چه تیکه ای شدی!!!
    از اونطرف مدل موهاشو مثلا خوشم نیاد اصولا میگم چه بده !!!
    یعنی اصولا خودمونو سانسوووووور نمیکنیم

    اینها مثال بود

    از اونطرف شوهرم با خانمی همکاری میکرد که طرف خیلی مورد دار بود
    همون اول بسم الله که فهمیدم اتیشی سوزوندم که شوهرم بهش گفت ببخشید من دیگه با شرکت شما همکاری نمیکنم لطفا به کس دیگه بگید به من زنگ بزنه!!!!!

    البته وقتی قضیه حل شد دیگه گیر ندادم به خودمو خودش

    تازه کلی هم بهم میگفت حسود و اینا
    منم باز خودمو سانسور نکردم
    گفتم معلوووووومه !!!بابام که نیستی شوهرمیاااااا

    تو هم خودتو سانسور نکن
    ریلکس باش
    تازه اگه گفت چکم میکنی به شوخی یا جدی بگو بلهههههه شوهر دست گل تیکمو ول کنم بین اینهمه گرگ تو جامعههههه !!!!
    یا اگه گفت در بازه همو میبینیم بگو ببخشید یعنی من شوهر کردم فقط از دور دید بزنمش!!!؟؟؟خب میخام کنارش باشم
    واقعا مگه غیر اینه!!!؟؟؟
    البته زیاده روی هم نباشه که بشه نق زدن
    در مورد جدا خوابیدن زن و شوهرم والا کلی حدیث هست که نفی شده
    اصلا زیر بارش نرو باعث دوری بیشتره

    شبها هم واضحه با دانشجوش چی میگن
    حرفهای خاک بر سری میزنن!!!!!!!

  15. 3 کاربر از پست مفید fkh4466 تشکرکرده اند .

    مهساجان (شنبه 26 دی 94), الهام 5566 (شنبه 26 دی 94), بارن (شنبه 26 دی 94)

  16. #60
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شبها هم واضحه با دانشجوش چی میگن
    حرفهای خاک بر سری میزنن!!!!!!!


    شما توی لب تاپ ایشونی یا توی گوشی ایشون یا غیب گو و و زبونم لال خدا هستی که با این اطمینان در مورد شوهر ایشون و کارهایی که با گوشی شان میکنند نظر میدید؟

    بانو الهام گرامی خلاصه بهت بگم با ادامه دادن تایپیک به اینصورت به هیچ جایی نمیرسی اینجا سایت روانشناسی اینو لطفا دقت کنید جای دردودل کردن و گزارش روزانه دادن و حرفهای خاله زنکی نیست.
    این تایپیک برای شما بیشتر از سود داشتن ضرر داره لطفا حداقل خودتان برای تایپیکی که میزنید ارزش قائل باشید

    ولی هر وقتم که احساس کردی لازمه چکش کنی خب بکن!!!
    نوشتن اینگونه نظرات فقط باعث افزایش استرس در ایشون میشه لطفا بیشتر دقت کنید.

    بالا براتون نوشتم از احساسات زنانه بیشتر استفاده خلاقیت بیشتر بخرج بده زنانه تر رفتار کن مهارت های ارتباطی خودت را افزایش بده. مهمترین نکته اینه زوم کردی روی شوهرت و کوچکترین حرکتش را زیر نظر گرفتی یه ذره بین گرفتی توی دستت و داری کارآگاه بازی در میاری اینا فقط بخودت آسیب وارد میکنه فایده ای واسه بهتر شدن زندگیت نداره.
    بخدا داری دستی دستی زندگی خودت را نابود میکنی منی که دارم میخونم بخدا داره دلم یمسوزهب رای این زندگی که دارید

    تمرکز فقط بزار روی خودت اصلا به رفتارهای شوهرت کار ینداشته باش شما کار درست را انجام بده مقالات را بخوان.
    این پست فرشته مهربان را بخوان

    http://www.hamdardi.net/thread41080-2.html#post403199

    مقالات معرفی شده توی این پست را هم بخوانید

    http://www.hamdardi.net/thread34206-2.html#post340222


    وقتت را بجای ادامه دادن تایپیک بزار روی خوندن مقالات و بکار بردنشون بازم دارم میگم تمرکزت رو بزار روی رفتار و گفتار خودت با واکنش های شوهرت کار ینداشته باش روی خودت کار کنید چند ماه اینجوری رفتار کن نتیجشو میبینی.با تجسس کردن فقط خودت هستی که داغون میشی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دروغگویی همسر
    توسط sara503 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 شهریور 93, 13:10
  2. 10 روش برای فهمیدن دروغگویی
    توسط ali@@@ در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 تیر 93, 23:43
  3. عذاب وجدان در مورد دروغگویی
    توسط hello در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 24 خرداد 92, 13:18
  4. دروغگویی همسر
    توسط Tinaa در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 شهریور 91, 18:11
  5. لطفا راهنمایی کنید با دروغگویی همسرم چه کنم؟؟؟
    توسط mahtab1 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 74
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 دی 90, 13:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.