نوشته اصلی توسط takamol
من به نوبه وظیفم(البته تا جایی که به من نگید نمی خوام نظر بدی) سعی دارم کمکت کنم.اینم فکر کنم تا حدودی رسونده ابشم. حالا اگر از بعضی حرفهای من ناراحت می شی بهتره الان ناراحت بشی و کم کم راجع بهشون فکر کنی.
شما دنبال هر چی هستی باید غرورت رو کم کنی. این به تمرین نیاز داره! شما هنوز احساس خاصی بینتون شکل نگرفته و بهتره با این اوضاعی که من می بینم یه مدت طول بکشه و بعد شکل بگیره.اون اگر به شما گفت مگر جای تو رو تنگ کرده برای همیشه در سطل زباله ذهنت یادشو دفن کن!! چون ارزش این رو نداره که ادامه بدی. اگر می خوای ضربه نخوری ، بشناسیش و بعد تصمیم بگیری یخورده سعی کن مستقل از افکار دیگران کار کنی!! "یا فکر نمی کنه هلاکشم؟!!" واقعا این جمله رو و این دید رو حذف کن. خیلی جدی و محکم بپرس از اون
1-قصدش از این رابطه چیه؟
2-بعد از اینکه قصدش رو گفت بگو تو هم به شناخت فکر می کنی و می دونی بهتره احساساتی بوجود نیاد یا به مرور با شناخت بوجود بیاد.
3-ممکنه رابطه بعد از شناخت و اینکه به هم نمی خورید قطع بشه. اینو هم تو می دونی و هم اون.
4-تصورات بچه گانه ای چون "فکر می کنه هلاکشم " رو هر دو باید کنار بذارید. شما به بختگی ذهنی نیاز مند هستید. شما خیلی راحت بهش می گید که قصدش چیه؟ مسلما اون قصدش رو می گه. اگر قصدش شناخت به منظور ازدواج بود این به نوعی پیشنهاد از سمت اونه و شما هم می گید من هم از روابطی مثل دوست دختر و دوست پسری بدم میاد و سعی بر شناخت می ذارم . همین طور تاکید می کنید که ممکنه رابطه بعد از شناخت قطع بشه. همین. اینطوری غرورتون هم از بین نمی ره
این برای صدمین بار.اگر شما مشخص کنید مسیر رابطه چطوریه هیچ وقت بازیچه نمی شید.هیچ وقت.
فرزاد زبون تلخ نیست. اون واقع نگره. به هر حال دوست عزیز اگر از گفتارهای ما ناراحت شدی به بزرگی خودت ببخش.









علاقه مندی ها (Bookmarks)