نوشته اصلی توسط همدردی
![]()
تشکرشده 334 در 122 پست
نوشته اصلی توسط همدردی
![]()
تشکرشده 159 در 70 پست
اگر ایشون دختر با حجاب و اعتقادی هستند قطعا از روشی که شما انتخاب کردید استقبال نخواهند کرد بنابراین بهترین راهی که شما می تونید نتیجه قطعی بگیرید اقدام کردن از طریق خانواده .
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم.
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم.
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
تشکرشده 574 در 212 پست
شما نحوه آشنائیتون راننوشتین و به همین خاطر ما اصلا نمیدونیم چه طور و از چه راههائی میتوند سر یه صحبت مسالمت آمیز را باز کنید!شاید هم اون بهش برخورده باشه که شما از طریق واسطه اقدام کردین و فکر کرده شما براش ارزشی قائل نشدین که به طور مستقیم باهاش صحبت نمیکنید و قضیه خیلی جد نیست وگرنه حتما به طور جدی تر و محکمتری اقدام میکردین!
موفق باشید!
تشکرشده 23 در 11 پست
من با نيلوفر موافقم،قضيه رو بيشتر روشن كن مثلا اينكه دختر با حيايي است يعني چي؟ آيا ايشون دختر منزوي است؟ و بسختي با ديگران ارتباط برقرار ميكنه؟
و اينكه ميگي از بچگي ايشون رو ميشناسي به چه صورت؟ آيا در همسايگي شما هستند؟ و يا از فاميلهاي دور شما هستند؟ و يا....همه اينها در تصميم گيري فرق ميكنه
يكم بيشتر توضيح بده
تشکرشده 27 در 23 پست
سلام
اگر اشکالی نداره سوالات دوستان را جواب بدید تا بهتر بتونند کمکتون کنند.
اگرنمی خواهید مشکلتون را باز کنید اطلاعات کلی را بدید.
منم چند تا سوال دارم.
اول نحوه آشناییتون را به طور خلاصه بگید؟ آیا ایشون هم شما را می شناسند؟ آیا شما درباره ایشون تحقیق لازم را کردید؟ شما تو این سه سال چه برخوردی با ایشون داشتید؟هدفتون از این پیشنهاد چیه؟
دوست داشتید جواب ندید.
با این اطلاعات محدود باید بگم.
بستگی به اون دختر دارد. ممکن است کس دیگه ای را دوست داشته باشد. یا اینکه با شما آنقدر صمیمی است که به چشم برادر بهتون نگاه می کند و انتظار این پیشنهاد را ازتون نداشته. و یا ممکن است نوع رفتار شما در گذشته ذهنیت بدی را در ذهنش ایجاد کرده. و یا اینکه شخصیت شما را نپسندیده. و یا برنامه دیگری دارد و به هر دلیلی توی این بازه زمانی نمی خواهد فکرش را مشغول کند...
موفق باشید.
تشکرشده 281 در 126 پست
شما چرا جواب سوالات رو نمی دید ؟؟؟
تشکرشده 0 در 0 پست
از همهی دوستانی که من و راهنمایی کردند خیلی ممنونم.واقعا نمیدونم چه طوری از شما تشکر کنم.راستش چند روزی گرفتار بودم نمیتونستم وارد نت بشم.
همان طور که گفتم من اون دختر رو از بچگی میشناختم.چون پدرهای ما با هم دو رفیق صمیمی هستند و از قدیم رفت و امد خانوادگی داریم البته نه زیاد.من آخرین باری که با این دختر روبه رو شدم(البته به طور جدی)مدت زیادی هست که میگذره.در یک مهمانی بود که ما رفته بودیم خونه ی اونها و مدتی بعد هم آنها امده بودند.ما زیاد با هم صحبت نکردیم و فقط در حد سلام و طارف و از این چیزها بود.و در خلال این دو مهمانی بود که من احساس کردم که خیلی بهش وابسته شدم به طوری که تمام دقدقه ی زندگیم اونه.من اون و تا حد زیادی میشناسم ولی مطمئن نیستم که همون قدری که من اونو میشناسم اونم من و بشناسه ولی شناخت نسبی از من و خانواده ام مطمئنم که داره.
بازهم از همه ی شما دوستان تشکر میکنم امید وارم که روزی بتونم جبران کنم.
تشکرشده 0 در 0 پست
من مطمئنم که دختر بسیار سنگینی هست و دوست نداره که خوذش و درگیر این مسائل کنه.ولی من که قصد بدی ندارم فقط میخوام باهاش حرف بزنم بدون اینکه مشکلی نه برای اون پیش بیاد نه برای من.من توی این سه سال اصلا زیاد به هاش رابطه نداشتم و هیچ حرفی هم به طور مستقیم بین ما رد و بدل نشد.
چون ما هم دیگر رو خیلی کم میبینیم.مگر اینکه بازهم در مهمانی با هم رو در رو بشیم.هدف من از این پیشنهاد ازدواج است. و هیچ هدف دیگری ندارم.شاید اون فکر کنه که من میخوام باهش مثل یه دوست معمولی رابطه داشته باشم که اصلا این چنین نیست.من اون دختر رو به اندازهی تکمام زندگیم دوست دارم.
تشکرشده 27 در 23 پست
سکوت عشق عزیز
ممنون از اینکه جواب دادید.
بهتر است از طریق خونواده تون اقدام کنید. اینجوری بهتر نتیجه میگیرید.نوشته اصلی توسط سکوت عشق
موفق باشید.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)