به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 بهمن 87 [ 10:56]
    تاریخ عضویت
    1387-11-23
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    3,180
    سطح
    34
    Points: 3,180, Level: 34
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sara Ajram
    مجبورشد بره....

    مادرش گفت یادست برمیداری یابایدازخونه بری بیرون....

    بعدشم حداقل میتونم بگم بچه که نیستیم میگیدازروی منطق تصمیم بگیریم....

    درضمن باید یه عشقی هم باشه که باعث پیوندقلب هابشه یانه....

    آدم منطقی باهم ازدواج کنند..بخاطرمسائلی..اما دریغ ازیه ذره عشق..چه طورمیخوان زندگی کنند...

    خلاصه بگم....خدادوستم نداره...:(
    چرا خدا دوست داره مگه میشه خدا بنده هاش رو دوست نداشته باشه اونم بنده های صالحش رو
    ما دوتا داریم کلی فداکاری می کنیم مخصوصا ایشون تا با هم باشیم اما وقتی خانواده من که ادعاشون میشه نظرشون رو تحمیل نمی کنن اینجوری رفتار می کنن وای به حال خانواده ایشون که اصلا سختگیری هم باید بکنن بخدا همون وقت مادرم گفت یه هدیه بخر برو منم دعا می کنم برای اینکه قسمتت باشه اما بعدش نمی دونم چی شد یهو نظرش برگشت
    بخدا الان بهش می گم تو اون روز اینجوری گفتی و استقبال کردی می گه داشتم مسخره ات می کردم یعنی جایگاه من اینه؟؟؟ یه دلقک که مسخره اش کنن پس در این صورت ایشون رو بکشونم پیش خودم که آسیب ببیننن اذیت بشن این خودش خودخواهی نیست ؟؟؟؟ یعنی چون من می خوام ایشون رو باید هم از خانواده خودشون جدا بشن هم بیان تو محیی غریبه که هیچ دوستی هم ندارن والا من که دیگه دلبستگی به خانواده ام ندارم چرا باید دید ایشون به خانواده اشون عوض بشه
    من به نظرم مناسب ایشون نیستم والا ایشون از سر منم زیاده

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 بهمن 87 [ 10:56]
    تاریخ عضویت
    1387-11-23
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    3,180
    سطح
    34
    Points: 3,180, Level: 34
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    من دیگه شاید نیام خداحافظ برو زندگیت رو بکن منم فراموش نمی تونم دیگه باهات باشم

  3. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 18:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-04
    نوشته ها
    1,150
    امتیاز
    16,194
    سطح
    81
    Points: 16,194, Level: 81
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 156
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    1,211

    تشکرشده 1,247 در 437 پست

    Rep Power
    134
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    سلام
    دوست من ، من به شما گفتم از احساساتی شدن خودداری کنید ولی شما فقط دارید ازاحساس و عشق و ... حرف میزنید .
    بهترین کاری که میتونید بکنید اینه که صبر کنید . شما یکبار ایشون را دیدید و اصرار دارید حتما همین امروز خانواده شما راضی بشن برن خواستگاری . در حالی که شما شرایط ازدوج را هم ندارید . این منطقیه ؟
    ضمنا با توجه به پست های قبلی بنظر میرسه شما هنوز معیارهای مناسبی برای ازدواج ندارید .
    اگر قطع رابطه براتون سخته بهتره اول رابطه تون را کمرنگ کنید .
    پیشنهاد من اینه که به خودتون زمان بدید و رابطه را گسترش ندید و از برخورد احساسی هم اجتناب کنید .
    موفق باشید .

  4. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 بهمن 87 [ 10:56]
    تاریخ عضویت
    1387-11-23
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    3,180
    سطح
    34
    Points: 3,180, Level: 34
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    سلام
    چه جوری رابطه مون رو کم رنگ کنیم ببینید وقتی صحبت می کنیم احساسات نمی زاره تا میایم دور بشیم یه چیز می گیم که دوباره بر می گردیم سر خونه اول
    صبر هم فکر نکنم مشکلی رو حل کنه من مادرم رو می شناسم یه چیزی بگه سر حرفش می مونه تا وقتی اونقدر پول نداشته باشم که اختیارم دست خودم باشه کاری نمیشه کرد اینم میشه حداقل 5 سال دیگه تازه بازم کی حاضر میشه به یه آدم بی خانواده زن بده من مهم نیستم اما به ایشون کمک کنین راهشون رو پیدا کنن توزندگی
    شما بگید یه نفر که مادر پدرش طلاق گرفتن هر روز تو خونه اشون جنگ و دعواست اینقدر اعصابش خورده که با یه داد تمام تنش می لرزه حوصله هیچ کاری رو نداره می تونه یه دختر روخوشبخت کنه باورم شده سرنوشت منم مثل پدرمه سه بار ازدواج کرده 3 بارش هم به طلاق کشیده کارش الان بزور تو خونه پدربزرگم زندگی می کنه با زمین و زمان قهره همین هفته پیش خواستم برم دیدنش گفت لازم نکرده چی کار داری می خوای بیایی اینجا
    راضیش کنید زندگیش رو به خاطر من خراب نکنه من همین یه امید رو تو زندگیم دارم که اون خوشبخت بشه

  5. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    72
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    سلام
    اول اينكه عزيزان شما دوتا كاملا احساسي الان دارين برخورد ميكنين ، اينجوري پيش بره دووم نميارين كه از هم جدا باشين چون دوباره به هم برميگردين !!! تازه تصميم درست هم نميتونين بگيرين ( منو دوستمم توي دوران دوستي چندين بار از هم جدا شديم و دوباره به هم برگشتيم ولي اين دفعه ديگه فرق داشت ، چون من ديگه احساسم رو كنترل كردم وگرنه اين دفعه هم دوباره برميگشتم )
    يه پيشنهاد دارم براتون ! رابطه تون رو كم كنين !! خيلي كمتر از ايني كه الان هستين !! خيلي سخته ولي ميشه !! سعي كنين وابستگيتون به هم كمتر بشه !!
    بعدش كه وابستگيتون كمتر شد واقعا عاقلانه فكر كنين ببينين شما دوتا بهم ميخورين و معيار هاتون با هم جور درمياد واقعا ؟؟؟!!!آقاي سام بادي معيارهايي كه شما گفتين معيار هاي اصلي شما براي ازدواج هستن ؟ به نظرمن يبشتر روي احساسات تكيه شده بود !!!

    ببينين من و دوستم هم همين مشكل رو داشتيم !! احساسات شديد ! من هم معيارهام همين چيزها بود و حتي قبول كردم كه تا 5 سال واسش صبر كنم ولي ظرف 2سال رابطه مون تموم شد تقريبا !! چون واقعا به هم نميخورديم نه از نظر خانوادگي و نه شرايط و نه سن و نه ....!!!
    شما هم رابطه تونو كم كنين تا بتونين وابستگي تون رو كم كنين و عاقلانه تر فكر كنين ، بعد ميتونين يه تصميم درست و عاقلانه بگيرين !!! عشق درسته كه لازمه واسه زندگي ولي كافي نيست و تازه ممكنه هميشه هم پايدار نباشه !!!
    حالا شما يه مدت اين كار رو بكنين ، شايد به توافق رسيدين كه جدا بشين ، و شايد هم به اين نتيجه رسيدين كه واقعا به درد هم ميخورين !! در اونصورت اينجوري بهتر ميتونين در برابر مشكلات مقاومت كنين و مصمم تر باشين
    اميدوارم موفق باشين

  6. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    72
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط somebody
    سلام
    چه جوری رابطه مون رو کم رنگ کنیم ببینید وقتی صحبت می کنیم احساسات نمی زاره تا میایم دور بشیم یه چیز می گیم که دوباره بر می گردیم سر خونه اول
    شما ميخواين رابطه تونو كمرنگ كنين ،‌نميخواين كه واسه هميشه برين كه هي پشيمون بشين و نتونين از هم جداشين!!! خوب به جاي روزي 30 تا اس اسم اس يواش يواش كاري كنين كه بشه روزي يكي يا هر دوروز يك بار يكي
    اونم در مورد احساسات نگين ، راجع به مسائل ديگه باشه طوري كه احساس توش دخيل نشه ، چون اينجوري دوباره برميگردين سر خونه ي اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط somebody

    صبر هم فکر نکنم مشکلی رو حل کنه من مادرم رو می شناسم یه چیزی بگه سر حرفش می مونه تا وقتی اونقدر پول نداشته باشم که اختیارم دست خودم باشه کاری نمیشه کرد اینم میشه حداقل 5 سال دیگه تازه بازم کی حاضر میشه به یه آدم بی خانواده زن بده
    به هر حال شما كه بايد واسه زندگي مستقل بشين ، همينجوري كه نميتونين زن بگيرين !!! بايد از خانواده تون جدا بشين و خودتون خرج خودتون رو بدين
    حالا مثلا اينجوري مادرتون راضي بشه فكر ميكنين مادر و پدر سارا راضي ميشن ؟؟؟
    آدم اگه خودش خوب باشه و اهل خانواده باشه ، مطمئنن مورد پسند واقع ميشه !!! چرا اينقدر نا اميدين ؟ مگه به خودتون شك دارين ؟ مگه فقط پدر و مادر آدم نشونه ي هويت آدمن ؟ هر كسي يه شخصيت مستقل داره ، درسته كه خانواده مهمه ولي همه چيز نيست !!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط somebody

    شما بگید یه نفر که مادر پدرش طلاق گرفتن هر روز تو خونه اشون جنگ و دعواست اینقدر اعصابش خورده که با یه داد تمام تنش می لرزه حوصله هیچ کاری رو نداره می تونه یه دختر روخوشبخت کنه باورم شده سرنوشت منم مثل پدرمه .
    راضیش کنید زندگیش رو به خاطر من خراب نکنه من همین یه امید رو تو زندگیم دارم که اون خوشبخت بشه
    سرنوشت هر كسي دست خودشه !!! اينقدر به خودتون تلقين نكنين !! به نظرم بهتره به يك روانپزشك مراجعه كنين تا در رفع مشكلاتتون كمكتون كنن !! ( مشكلات شخصي تون ، نه ازدواجتون ) به نظرم بهتره كه يه كم بيشتر روي خودتون كار كنين و نا اميدي رو كنار بذارين !!! آدم اگه بخواد ميتونه معجزه كنه !!

    نقل قول نوشته اصلی توسط somebody

    راضیش کنید زندگیش رو به خاطر من خراب نکنه من همین یه امید رو تو زندگیم دارم که اون خوشبخت بشه
    من كه نظرم رو گفتم !!! حالا ديگه ميل خودتونه !!!
    ولي ميدونم اينجوري كه با احساس پيش ميرين خيلي سخت جداييتون
    سعي كنين به اوضاع مسلط باشين و عاقلانه تصميم بگيرين ،‌با اين حرفها كه آرزوي من خوشبخت شدن توعه بيشتر باعث ميشين كه احساسات سارا تحريك بشه و عشق بياد وسط و ...

    يه مدت استرس رو از خودتون دور كنين ، سارا كه هنوز ازدواج نكرده ، شما هم كه هنوز نرفتين خواستگاري كس ديگه !! يه خورده به خودتون فرصت بدين
    همه كارها رو هول هولكي انجام ندين كه بعدا پشيموني بياره !!!

    اميدوارم كه موفق باشين

  7. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 تیر 90 [ 23:07]
    تاریخ عضویت
    1387-9-13
    نوشته ها
    246
    امتیاز
    4,251
    سطح
    41
    Points: 4,251, Level: 41
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 53 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    من به درست یا اشتباه بودن رابطتون و تصمیمتون کاری ندارم.

    حالا که خوبی های ایشونو نوشتی میتونی یه لیست از موارد منفی ایشونم برامون بنویسی؟ چون میدونی که هیچ انسانی کامل نیست.

  8. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 بهمن 87 [ 10:56]
    تاریخ عضویت
    1387-11-23
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    3,180
    سطح
    34
    Points: 3,180, Level: 34
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    سلام به همه
    رویا خانم گفتم که نمی تونیم رابطه مون رو کم رنگ کنیم مثلا وقتی ایشون ابراز علاقه می کنه من چیکار می تونم بکنم باور کنید خیلی سعی کردم بی تفاوت باشم اما نمیشه
    من نمی خوام کسی به خاطر من زندگیش خراب بشه اینو به خودشون هم گفتم بعید هم می دونم دوباره برگرده که خوب حق هم داره خدایی سختی زیاد کشیدن تو زندگی من اومدم کمکشون کنم بدتر شدم یکی از سختی هاشون
    حالا هم از خدا فقط سلامتیش رو می خوام دعا کنید از یادش برم
    در مورد روان شناس گفتم استقلال ندارم از خودم الان حالت اونی رو دارم که می خواد یه جایی که هوا نیست نفس بکشه خودم دوست دارم برم روان درمانی چون حس می کنم بشدت بهش نیاز دارم
    گفتم که مادرم زور کرده برم خواستگاری یکی که ندیده امشه تا حالا می ترسم از خودم

  9. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 بهمن 87 [ 10:56]
    تاریخ عضویت
    1387-11-23
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    3,180
    سطح
    34
    Points: 3,180, Level: 34
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط pooarot
    من به درست یا اشتباه بودن رابطتون و تصمیمتون کاری ندارم.

    حالا که خوبی های ایشونو نوشتی میتونی یه لیست از موارد منفی ایشونم برامون بنویسی؟ چون میدونی که هیچ انسانی کامل نیست.
    خوب فکر نکنم مهم باشه چون دیگه فکر کنم نتونم تو صورتشون نگاه کنم حتما حکمتی تو کار بوده که ما اینجوری جدا بشیم ببخشید وقتتون رو گرفتم ایشون دیگه فکر نکنم بیان منم فقط الان نگرانشون هستم و بس که فکر کنم کاری از دستم برنمی آد جز این که راحتشون بزارم زمان دوای درده انشا الله یادشون می ره
    ببخشید که نمی نویسم می خوام از یادم بره اگه بتونم


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.