RE: شما بگين........آيا تو وجودش ميتونم دنبال عشق بگردم؟؟؟؟
قلب سپيد از اين كه شرايط مشابه برادرتو برام بيان كردي ممنونم
راستشو بخواي من الان به اين آقا خيلي علاقه مندم نه اينكه عاشقش باشم و اگه ارتباطمونم بهم بخوره درسته كه خيلي ناراحت ميشم ولي ديگه اون طوري هم نيستم كه آرزوي مرگ كنم....... يعني تونستمم تا حدي هم بر احساساتم غلبه داشته باشم كه اگه يه موقع همه چيز تموم شد زودتر به روال عاديه زندگيم برگردم كه البته اين آقاي محترم هم با رفتاراي متعادل و خوبي كه داشتن تونستن از وابستگي بيش از حد من به خودشون جلو گيري كنن و در عين حالم منو شيفته ي رفتارو منش خودشون بكنن... احساس ميكنم در طي اين 2سالم شناخت نسبتا خوبي ازشون پيدا كردم كه اگه پيشنهاد ازدواج بهم بده قبول ميكنم....ولي اگه همين اتفاقي كه براي دختر همسايتون افتاده براي منم بيفته و اون آقا رك به من بگه كه هيچ وقت نميتونه با من ازدواج كنه منم راه خودمو پيش ميگيرم و از زندگيش خارج ميشم و اگه بگه يه مدت ديگه براي من صبر كن تا شرايطم درست بشه و بعد ازدواج كنيم حتما منتظرش ميمونم(چون بهش علاقه مندم).........حالا نميدونم كارم به نظرتون درسته؟؟؟؟؟ البته بعد از 2سال هنوزم وقتي ميبينمش از ديدنش خسته نميشم!!!!خيلي دركش بالاست....از طرفي ميترسم با گذشت زمان ديگه به اين خوبي نتونم به احساسم غلبه كنم و يه موقع خيلي عاشقش بشم
هر كس به طريقي دل ما ميشكند
بيگانه جدا دوست جدا ميشكند
بيگانه اگر ميشكند حرفي نيست
من در عجبم دوست چرا ميشكند!!!!!!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)