مبارک مطبخی فرخنده دیگی
کازو ناخوانده مهمانی بیاسود
به عمر خود پریشانی مبیناد
دلی که کاز وی پریشانی بیاسود
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
مبارک مطبخی فرخنده دیگی
کازو ناخوانده مهمانی بیاسود
به عمر خود پریشانی مبیناد
دلی که کاز وی پریشانی بیاسود
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در عشق زاری ها نگر وین اشک باری ها نگر
وان پخته کاری ها نگر کان رطل خامت می کند
ای باده خوش رنگ و بو بنگر که دست جود او
بر جان حلالت می کند بر تن حرامت می کند
تشکرشده 375 در 164 پست
دلي داريم و دلداري نداريم
سري داريم و ساماني نداريم
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ماه از غمت دو نیم شد رخساره ها چون سیم شد
قد الف چون جیم شد وین جیم جامت می کند
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وه عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
آن کو دلش را برده ای جان هم غلامت می کند
ای نیست کرده هست را بشنو سلام مست را
مستی که هر دو دست را پابند دامت می کند
تشکرشده 375 در 164 پست
در دير مغان آمد يارم قدحي در دست
مست از مي و ميخواران ازنرگس مستش مست
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 116 در 62 پست
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تا چند از این استور تن کو کاه و جو خواهد ز من
بر چرخ راه کهکشان از بهر او پرکاه شد
استور را اشکال نه رخ بر رخ اقبال نه
اقبال آن جانی که او بی مثل و بی اشباه شد
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
در اینجا شاهدی غمناک خفته است
رهی در سینه این خاک خفته است
فرو خفته چو گل با سینه چاک
فروزان آتشی در سینه خاک
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)