رویای عزیز،
کم کم داری به درک وضعیت پسر داییت نزدیک می شی.
اون هم وقتی به در بسته خورد، همین واکنش رو نشون داده. دیگه طرفتون نیومده، نخواسته عشقش رو مرور کنه. سعی کرده فراموش کنه. بعد هم که رفته تو مد ازدواج با کس دیگه ای.
شما الان در مرحله ی فراموش کردن عشق سابق هستید. بعد از یک مدتی شما هم می رسی به مرحله ی عشق جدید و ازدواج.
آینده ی زیبایی در انتظارته دختر. خیلی خوبه که اجازه نمی دی گذشته دست و پاتو ببنده.
عشق زمینی یکتا و غیر قابل تکرار نیست.
چه بسا روزی اونقدر شخص دیگه ای رو دوست داشته باشی، و در کنارش خوشبخت باشی، که روزی صد بار خدا رو شکر کنی که این آقای پسر دایی رفت پی کارش!
به بهتر زیستن فکر کن. به اینکه هرچه بیشتر لایق اون زندگی ای که آرزوشو می کنی باشی.![]()






علاقه مندی ها (Bookmarks)