به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 179

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    با سلام
    آنی عزیزم لحنت اصلا تند نیست و میدونم هر حرفی که میزنی برای بهتر شدن زندگیمه و از اینکه همیشه کنارم بودی و من خیلی جاها از راهنمایی های خوبت استفاده کردم ممنونم اما همونطور که سارا گفت من اصلا قهر نکردم منکر این نمی شم که عصبانی شدم و اون لحظه خیلی دلخور شدم ولی همون موقع بهش گفتم چند روز میرم که آروم بشی
    تو این 5 سال این اولین باریه که من خونه رو به این قصد ترک میکنم البته بازم میگم من قهر نکردم اگه قهر بودم جواب تلفن هاشو نمی دادم دیشب آخر شب داشتم باران و می خوابوندم بهم زنگ زد منم خیلی عادی باهاش حرف زدم ولی اون طبق معمول کلافه بود حتی بهش گفتم می خوای فردا بریم خرید گفت نه حوصله شو ندارم باشه هفته ی بعد ولی یه طوری رفتار میکرد که انگار مجبور بوده به من زنگ بزنه البته به روی خودم نیاوردم
    آنی عزیز من حرفاتو قبول دارم ولی اون منو تحریک می کنه به این کار می دونم الان میگی در هر شرایطی نباید خونه رو ترک میکردم ولی وقتی بهم میگه دیگه نمیدونم با چه زبونی باید بهت بگم نمیخوام پیشم باشی من باید چیکار میکردم
    همین الانم بخاطر آرامش اونه که خونه زندگیمو ترک کردم وگرنه خودم از این حالت ناراحتم
    نمی خوام خانوادم چیزی بفهمن نمی خوام اون شخصیتی که پدر و مادرم از احسان تو ذهنشون دارن خراب بشه برای همین بر میگردم من اصلا انتظار ندارم اون بیاد دنبالم یا اینکه منتم رو بکشه همون طور که خودم اومدم خودمم بر میگردم
    فقط خواستم بهش فرصت داده باشم که آروم بشه
    آنی عزیزم احسان انقدر خسته است از همه چیز که من گاهی با خودم میگم کاش همون اوایل که باردار شده بودم و اون اصرار به سقط داشت این کارو میکردم تا باران به دنیا نیاد و بعددش هزار بار خودمو لعنت میکنم که چرا دارم نا شکری میکنم و بچه مو ندید میگیرم

    آنی عزیزم من هیچ وقت همسرمو از چیزی تو زندگی محروم نکردم شاید درست نباشه گفتن این حرفا ولی تو تمام این کلافگی ها هر وقت به سمت من اومد من دست رد بهش نزدم و با آغوش باز پذیرفتمش چند وقت پیش بهم گفت من وتو باید یه مدت از هم دور باشیم و کاملا آزاد باشیم و بهم کاری نداشته باشیم و از این حرفا و خودشو کامل کنار کشید و حتی در روز چند کلمه هم با من حرف نمی زد بعد از چند روز بهم گفت اگه یه موقع به س ک س احتیاج داشتی بهم بگو من با این که ناراحت شدم ولی بهش چیزی نگفتم و هیچ وقت ازش درخواست نکردم ولی اون چند بار خودش برای این قضیه جلو اومد و من محرومش نکردم
    الانم یکی از مشکلات من اینه که اون فقط هفته ای دوبار درست رفتار میکنه اونم شب هایی که احتیاج به رابطه ی جنسی داره و به محض این که رابطه تموم میشه دقیقا چند دقیقه بعدش دوباره کلافه و عصبی با هام برخورد میکنه
    این رفتارهاست که دداره منو داغون میکنه وقتی هم که باهاش حرف میزنم و میگم چرا فقط تو اون لحظه ها حالت خوبه و هیچ مشکلی نداری و بعدش دوباره ازم فرار میکنی میگه تو چرا برای یه رابطه انقدر منت میزاری و یه کاری میکنی من احساس گناه کنم
    با اینکه من فقط می خوام احسان بدونه که با این رفتارش داره منو خورد میکنه
    حالا آنی عزیزم برادر خوبم بیبی و سارای گلم غزاله ی عزیزم صبا جان و فیلوسارای خوبم... شما بهم بگید تو این رفتارها چه عشقی میشه پیدا کرد

  2. 2 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (دوشنبه 17 اسفند 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.