اگه دقت کنید من نوشتم جایگزین شدن جشنهای ملی مون با جشنهای میلادی نه مذهبی
این هم نه به حکومتمون ربط داره نه به اسلام، متاسفانه این کار رو خود مردم دارن انجام میدن، وقتی با ذوق و شوق روز ولنتاین رو جشن می گیرن، وقتی افتخارشونه اگه یه مهمونی هالوین داشته باشن، وقتی میرن تحقیق می کنن ببینن عید پاک و ... چه مدلیه تا بگن خیلی با کلاس هستن... در صورتی که اعیاد خودمون رو فراموش کردیم :
جشن نوروز
جشن چهارشنبه اول سال
جشن امید (شادباش نویسی) (6 فروردین)
جشن آبانگاه (10 فروردین)
جشن سیزده به در
جشن سروشگان (17 فروردین)
جشن فروردینگان (19 فروردین)
جشن گیاه آوری (2 اردیبهشت)
جشن اردیبهشتگان (3 اردیبهشت)
جشن چهلم نوروز (10 اردیبهشت)
جشن بهاربد (15 اردیبهشت)
جشن گرما (اول خرداد)
جشن خردادگان ( 6 خرداد)
جشن آب پاشونک / جشن آغاز تابستان (اول تیر)
جشن نیلوفر (6 تیر)
جشن تیرگان (13 تیر)
جشن خام خواری (15 تیر)
جشن مرداد گان (7 مرداد)
جشن چله تابستان (10 مرداد)
جشن میانه تابستان (15 مرداد)
جشن می خواره (18 مرداد)
جشن خنکی هوا (اول شهریور)
جشن کشمین (سوم شهریور)
جشن شهریورگان (چهارم شهریور)
خزان جشن (8 شهریور)
بازار جشن (15 شهریور)
جشن پایان تابستان (31 شهریور)
جشن میترا کانا (اول مهر)
جشن تیر روزی (13 مهر)
جشن مهرگان (16 مهر)
جشن رام روزی ( 21 مهر)
جشن آبانگان (10 آبان)
جشن میانه پاییز (15 آبان)
آذر جشن (اول آذر)
جشن آذرگان (9 آذر)
جشن شب یلدا
جشن خرم روز/ میلاد خورشید/ اولین جشن دیگان (اول دی)
بازار جشن (5 دی)
دومین جشن دیگان (8 دی)
جشن گیاه خواری (14 دی)
جشن پیکر تراشی/ سومین جشن دیگان (15 دی)
جشن درفش ها/ جشن درامزینان (16 دی)
چهارمین جشن دیگان (23 دی)
جشن بهمن گان (دوم بهمن)
جشن نو سره (5 بهمن)
جشن سده (10 بهمن)
جشن میانه زمستان (15 بهمن)
جشن باد روزی (22 بهمن)
جشن آبسالان/ جشن اسفندی/ بهار جشن (اول اسفند)
جشن اسفندگان / جشن برزگران/ جشن زمین / جشن مرد گیران (گرامیداشت زنان) (5 اسفند)
جشن وخشنکام (10 اسفند)
جشن نوروز رودها (19 اسفند)
جشن گلدانها (20 اسفند)
چهارشنبه سوری
جشن پایان زمستان، جشن اوشیدر (روز آخر اسفند)
توضیحات بیشتر
از بین این همه جشن فقط اونهایی رو می گیریم که سبز شدن! تازه اونم نه درست و حسابی.. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا اون زمان مردم خوشحال تر بودن یا الان؟ اون وقت تازه داریم خودمون رو خفه می کنیم که خنده برای سلامتی خوبه! این خود ما بودیم که خنده فراموش کردیم، قبلا به عناوین مختلف جشنی بود تا بهونه ای باشه برای شاد بودن، برای شکرگذاری کردن، برای دور هم جمع شدن و ... حالا هم که می بینیم مردم دارن چطور از هم دور میشن.. هر کدوم از جشنها هم مراسم خاص خودش رو داشته، واقعا الان توی کشور خودمون، همین نوروزی که میگیم هست، چند نفرمون هستن که واقعا این روز رو جشن می گیرن؟ من خیلیا رو می شناسم که حتی سفره هفت سین نمی چینن، سیزده به در سبزه گره نمی زنن که هیچ، سنگ نمی اندازن که هیچ، بیرون هم نمیرن..
همینطوری ادامه بدیم تبدیل به مردمانی میشیم که نه خودشون رو می شناسن و نه فرهنگ و کشورشون رو...
در مورد ورود اسلام هم، من تا اونجایی که در توانم بوده اطلاعات کسب کردم، حالا به خاطر رشته ای که داشتم مجبور هم بودم (جدای علاقه)، بله درسته که روزبه که یکی از پسران سران ساسانی بود از ایران خارج شد و زمینه ساز کشیده کشدن اسلام به ایران شد.
من از همین اول اعلام می کنم که اعتقاد قلبیم بر اینه که همه ادیان محترم هستن و قصد بی احترامی به هیچ دینی رو ندارم، و اونقدر اطلاعاتم قوی نیست تا بدونم کدوم دین تحریف شده و کدوم نشده، تا اونجا که می دونم تمام مردم با هر دینی که دارن معتقد هستن که کاملترین دین رو دارن و هیچ تحریفی در اون صورت نگرفته، که اگه غیر از این بود، دینداری اونها مشکل داشت.
در زمان ساسانیان، اوضاع ایران مناسب نبود، برای اینکه پادشاهان ساسانی خودشون رو انتخاب شده از طرف خدا می دونستن و با سوء استفاده از این موضوع، مقاصدشون رو پیش می بردن و نظام طبقاتی در ایران تشکیل داده بودن.
من به هیچ وجه طرفدار نظام ساسانیان نیستم، هر چند در ابتدا با این مشکلات همراه نبود، ساسانیان وقتی روی کار اومدن که اشکانیان (اقوام پارت) حکومت ملوک الطوایفی تشکیل داده بودن که کشور رو دچار هرج و مرج کرده بود، و البته اشکانیان هم از ابتدا به این شکل نبودن، اشکانیان وقتی روی کار اومدن که سلوکیان (یونانیان) به ایران حکومت می کردن، یونانیانی که با ازدواج اجباری با زنان ایرانی سعی در تغییر فرهنگ این سرزمین داشتن، که همیشه و هر جا با مقاومت ایرانیان راستین رو به رو شدن...
و قبل از سلوکیان:
هخامنشیان بودند، زمانی که کشور در اوج شکوفایی بود و هرگز عظمت اون دوره رو تا به امروز به دست نیاورد، زمانی که همه چیز بر طبق قانون پیش می رفت، در زمان هخامنشیان ایران کشوری شاد و آباد بود، هر ساله جشنهای بیشماری در کشور بر پا می شد، به کسانی که قصد ازدواج داشتند از طرف دربار هدایای ویژه داده می شد و اولویت با کسانی بود که نسبت به سایرین در سطح پایین تری زندگی می کردن. همه ادیان محترم بودند و زنان خانه دار حقوق می گرفتن، تخت جمشید توسط مهندسین زن و مرد ایرانی ساخته شد...
در هیچ جای دنیا برابری که در ایران آن زمان وجود داشت، وجود نداشت..
و خیلی موارد دیگه که در چندین کتاب گنجانده شده...
بعد از گذشت سالها و دوره ها، ایران غنی از معلومات و اطلاعات بود، ایران فرهنگ داشت، ایرانیان خدا پرست و یکتا پرست بودند...
شاید این جمله حضرت محمد(ص) گواه بزرگی بر این ادعا باشد:
دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس، به دان دست خواهند یافت...
اعراب به ایران حمله کردند، به بهانه گسترش اسلام تمام کتابخانه ها رو به آتش کشیدن، تمام خانه ها رو غارت کردند، (همان کاری که یونانیان و اسکندر با ایران کرد) .. با زنان ایرانی را به کنیزی گرفتند و با آنها وصلت کردند..
(با کدوم قوم کافر چنین کاری می کنند که با ایرانیان یکتاپرست کردند؟) بعد از این یا باید مسلمان می شدند یا باید خراج می دادند...
جالب اینجاست که شهر کنونی قم در آن زمان یکی از معدود شهرهایی بود که اسلام نیاورده بود و بر سر دین زرتشتی خود باقی مونده بودن و خراج می دادن، حاکم اون شهر که یکی از اعراب بود، یک روز در شهر اعلام کرد که فردا تمام کسانی که می خواهند زرتشتی باقی بمانند در میدان شهر جمع شوند، تا اگر تعداد آنها زیاد بود، خراجی از شما بابت دینتان نگیرم، فردا تمام مردم شهر در میدان جمع شدند و توسط اعراب قتل عام شدند...
(منبع: شهرهای ایران نویسنده دکتر کیانی)
آیا واقعا مردم قبل از حمله اعراب جاهل بودن؟ آیا واقعا بی فرهنگ و لاابالی بودن؟ چرا با تعصب بی جا به ریشه خودمون تیشه می زنیم، من نه کاری به اسلام دارم نه زرتشت و البته مخالف صد در صد این قضیه هستم که زرتشتیان آتش می پرستیدند... من با مردم و فرهنگ اونها کار دارم...
![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)