با سلام به دوستان
به نظر من ما گاهی این دو مقوله رو با هم اشتباه می گیریم .صداقت با گفتن گذشته پر از تجربیات خوب و بد خیلی فرق میکنه و شاید کاملا دو مسئله متفاوته ولی همیشه به عنوان صداقت عنوان میشه و به نظر من کاملا غلطه .
صداقت یعنی گفتن مسائلی که به استحکام و پایداری یک رابطه می انجامد و گفتن ریز و کوچک کردن مسائل برای کامل ترین انسانها هم هضمش سخته ..براتون یه مثال می زنم ببینید وقتی شما برای شوهر خود غذا درست میکنید و سر سفره میارید و نوش جان میکنید در حین خوردن غذا اگر از زحمات و سختی های کار بگید و از اینکه این غذا رو درست کردید بسیار مشقت کشیدید 100 % بار منفی به طرف مقابل می دهید این هم یعنی صداقت .
؟؟؟؟؟
و اما وقتی غذا رو میل کردین و سر صحبت از طرف مقابل باز شد و کار و فعالیت روزمره شما سوال شد می توانید تمام سختی های حین درست شدن غذا رو با اضافه کردن پیاز داغ بسیار به طرف مقابل بفرمائید که با روی باز از شما استقبال خواهد کرد و عکس مورد قبلی اشاره شده است .
پس گاهی اوقات گفتن یکسری مسائل با توجه به شناختی که از طرف مقابل و شرایط حاضر روحی و روانی کارسازه و زمان گفتن مسائل بسیار مهمه ..
و در مورد مسائل گذشته نیز در موارد نیاز به گفتن است که طرف آماده شنیدن این مورد باشد و این آمادگی رو می توان از خود طرف با بیان وسوال از شما می پرسد فهمید .. و این نکته ضروری است که خواهشنا به ریز مسائل نپردازید چون هم حیای شما زیر سوال خواهد رفت و همچنین طرف می خواهد بیشتر بداند که آسیب این به ظاهر صداقت خیلی بیشتر از گفتن دروغ است (که سعدی دروغ مصلحتی را باب نمود) که نگفتن مسئله شما را از یکسری ابهامات دور خواهد نمود ...
به هر حال نگرش ها در انسانها متفاوت است و باید با توجه به دید و سطح فکر آنها به بیان مسائلی که اشتباه خوانده می شود پرداخت .








علاقه مندی ها (Bookmarks)