سلام به همه دوستان
من بابک هستم 30 سال سن دارم لیسانس الکترونیک و در حال حاضر مسئول یک بخش در محیط کارم هستم راستش رو بخواهین دیگه خسته شدم از دست مادرم بخاطر اینکه اصلا عقاید مشترکی در زمینه انتخاب همسر نداریم و چون حالت خودخواهی داره میگه هر کسی که من میگم تو باید انتخاب کنی یا از بین اون کسایی که من میپسندم یکی رو انتخاب کن
حالا واقعا خسته شدم چون هر جا واسه خواستگاری میریم اونهایی که مامانم خوشش میاد من نمیپسندم و همچنین بر عکس،اصلا با هم هم سلیقه نیستیم بخاطر همین پروسه انتخاب همسر من خیلی طول کشیده
ضمنا بخاطر وضع مالیمون و اینکه همچی به نام مادرم هست به همین خاطر منم تهدید میکنه که اگر اون کسی که من میگم نگیری یا من نپسندم از همچی محرومت میکنم،هیچ چیزی بهت نمیدم و حمایتت نمیکنم
و چون الان تحت فشار هستم بعضی اوقات به فکرم میزنه که قید انتخاب همسر رو بزنم و یه دوست واسه خودم انتخاب کنم و کارهایی انجام بدم که یک عمر واسم جنبه گناه داشته و نمیخواستم طرفش برم:(:
بچه ها باور کنید موندم کمکم کنید بگید با مادرم و رفتارش چکار کنم دیگه واقعا خسته شدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)