به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 خرداد 89 [ 06:46]
    تاریخ عضویت
    1387-12-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    2,943
    سطح
    33
    Points: 2,943, Level: 33
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    خواستگار جديد خواهرم و مشكلات من

    سلام دوستان
    من mm هستم . واقعا به همدردي و كمك و همفكري شما احتياج داردم مشكل من از جمله مشكلاتي است كه نمي توانم با كسي در ميان بگذارم و چند روزي است كه روانم را پريشان كرده.
    خواهر بزرگترم را بسيار دوست دارم . هميشه دعا مي كردم كه ايشالله يك شوهر خوب داشته باشه و خوشبخت بشه . همه به اون وابسته هستيم. خيلي مهربان و دلسوز است و هر كاري كه از دستش برمياد براي بقيه انجام داده . دعاي خير خيلي ها پشت سرش هست. و هميشه مطمئن بودم كه خدا جواب و مزد كارهاي خوب او را خواهد داد.

    تا بالاخره متوجه شدم كه خواستگاري دارد و موافق با شرايط او هست. خيلي خوشحال بودم .
    روزي كه پيشش رفتم تا برام توضيح بده كه طرف كي هست و چيكاره است. فهميدم كه او خواستگار قبلي من بوده كه يه مقدار با هم صميمي بوديم و به دلايل اتفاقاتي كه در اون زمان افتاد و فكر مي كردم اون نمي تونه منو خوشبخت كنه بعد از اينكه اومدن خواستگاري جواب رد داديم.
    حالا خواهرم به ازدواج با اون با اينكه خودشون هم مي دونستن كه من قبلا تو زندگي اين پسر بودم ، مشتاق به ازدواج هستند.
    من خيلي مي ترسم كه اين پسر نتونه خواهرم رو خوشبخت كنه و از همه بيشتر اينكه نمي خواهم شوهرم كه بسيار دوستش دارم و عاشقش هستم متوجه اين موضوع بشه . چون مطمئنا شايد تركم نكنه اما دلچركين خواهد شد و شايد اين موضوع روي رابطه خانوادگي منو خواهرم تاثير بذاره - از خواهرم خواستم بهش جواب رد بده اما گفت ديگه دير شده و بنده خدا خواهرم رو ترسوندم كه نكنه تو رو طعمه كرده كه از من انتقام بگيره!!
    نمي دونم چكار كنم . الان كه دارم اين مطالب رو مي نويسم تمام بدنم مي لرزه و عصبي شدم. من عاشق شوهرم هستم و نمي دونم تو فكر اين پسر چي هست...
    از طرفي نمي تونم اين ازدواج رو بهم بزنم و زندگي خواهرم رو بخاطر يك احتمال خراب كنم.
    سر دوراهي يا بهتر بگم به بن بست رسيدم . نمي دونم اگه با هم روبرو بشيم اون دوباره به ياد قديم ميفته يا نه !! نكنه دوباره بهم علاقه مند بشه و نكنه بخواد زندگي من و خواهرم رو خراب كنه واي خدايا ... دعام كنيد.
    كمكم كنيد لطفا

  2. کاربر روبرو از پست مفید ma_sky410 تشکرکرده است .

    ma_sky410 (شنبه 04 دی 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.