نقل قول نوشته اصلی توسط shirin joon

عزيزم اگه واقعا ميخواد اين رابطه تموم بشه پس چرا باهات صحبت ميكنه؟؟ كسي كه نخواد. يا تلفنشو قطع ميكنه و يا هزار كار ديگه.... موضوع اينه كه از تو انتظار يه زن صيغه اي رو داره و چون ميبينه تو فقط صحبتت ازدواجه به اين حرفا متوسل ميشه.... عزيزم اونم متوجه شده كه طرفش چه مورد عالي و چشم و گوش بسته ايه و نميخواد به اين راحتي از دستت بده...
ممنونم از جوابتون.
راستش هر بار که حرف از قطع رابطه می زد من با اصرار و التماس ازش می خواستم که رابطمون حفظ بشه .من به اون گفته بودم که وقتی جوابم رو نمیده به هم میریزم اون برای همین ارتباطش رو با من حفظ می کرد .هیچ وقت اون زنگ نمی زنه فقط این منم که این کار رو می کنم .مثلا گاهی یک مدتی رو تعیین می کرد برای قطع رابطه.مثلا یکماه بهم فرصت میداد که رابطمو قطع کنم و وقتی نمی تونستم بیشتر بهم فرصت میداد تا به حال ...

حرف اقای نقاب هم درسته من حتی چهره اش رو توی ذهنم مجسم می کردم .رشته ی تحصیلیش رو کامل نگفته بود و من نمی دونستم .چهره اش رو برام شرح داد اونطوری که فکر می کردم نبود اما باز هم نمی تونم چرا حالا که می فهمم اونی که فکر می کردم نیست نمی تونم ازش دل بکنم ؟
من فکر می کردم حالا که ادم مذهبیه حالا که مثل مردهای دیگه حرفهای چندش اور نمیزنه حالا که متین برخورد می کنه و حالا که حتی به خاطر اینکه من باهاش نامحرمم زیاد من رو تحویل نمی گیره از اون مردهایی که میل نفسانیشون رو کنترل می کنند که حتی لازم نیست ازدواج کنند چه رسد به همسر صیغه ای

من دانشجوی مدیریت بازرگانی هستم ولی درس نمی خونم ترم قبل درسهامو بعضیشو حذف کردم و بعضیش نمره نیاوردم مشروط شدم .حوصله ی هیچ کاری رو ندارم .در ضمن یک خواهر کوچکتر از خودم دارم که کلاس چهارم دبستان درس می خونه.

باز هم از همگی شما ممنونم