صبا بحثی وجود دارد به نام پیش نویس .نوشته اصلی توسط صبا_2009
هر آنچه که در ما تکرار شود و به نوعی تو دنبال ریشه ی آن در گذشته باشی مربوط به پیش نویس است . طبیعی است که هر فتح و پیروزی و یا مشکلی در انسان یک منشا دارد به آن منشا پیش نویس می گویند و حال هر مسئله ای که در ما تکرار شود و به قول تو به گذشته وصل شود مربوط به پیش نویس است و سرخوردن ما در لحظات فشار در پیش نویس .
کافی است که با کمی دقت و کمک گرفتن کارشناسانه پیش نویس های زندگی ات را در بیاوری .
این در آوردن پیش نویس چه کمکی به تو می کند ؟!
اینکه در لحظات فشار تو در پیش نویس سر نمی خوری و می توانی از جایگاه بالغ تصمیمات دیگری بگیری و اجرایی کنی .
چرا که پیش نویس یک مشق کودکانه است و تو در کودکی آن را نوشتی و لزوما درست و بی غلط نیست . این پیش نویس برای همه ی انسانها وجود دارد و همه ی ما بر حسب میزان فشار با شیب بیشتر به سمت پیش نویس سر می خوریم .
تو در اصل در چنین شرایطی از جایگاه کودک در پی کسب نوازش هستی اما والد محترم درون تو پابرهنه به عرصه می اید و تو ی سر کودک می زند ! و او را دچار عذاب وجدان و متهم به بی صبری و ...می کند .نوشته اصلی توسط صبا_2009
اشک و بغض تو در اصل اعتراض کودک است به والد .
چرا که کودک نوازش می خواسته ولی والد مانع آن می خواسته بشود . و زمانی که کودک نوازش و تائید را از بیرون می گیره نمی تواند احساس خوب و رضایت داشته باشد .
برای این والد سرسخت و مستبد منفی باید کاری بکنی
توجه کن صبانوشته اصلی توسط صبا_2009
تو از دو جایگاه می توانی اقدام به طرح سوال و جواب بکنی که چون ما تو را از نزدیک نمی شناسیم و نوع گویش و طرح سئوال - زبان بدن و میمیک صورت تو را نمی بینیم . شناخت و تشخیص این دو جایگاه کاملا بر عهده ی خود توست .
1- از جایگاه والد اقدام به سئوال و جواب می کنی که اسم آن می شود کنجکاوی و دانستن و در نتیجه حمایت وایجاد صمیمیت والدی
2- از جایگاه کودک اقدام به طرح سئوال و جواب می کنی که اسم آن می شود فضولی و دانستن و در نتیجه از جایگاه کودک ایجاد صمیمیت می کنی
تو از هر جایگاهی که این کار را انجام بدهی چون به کلمه ی " وسواس گونه " اشاره کرده ای در اینجا آلودگی داری که به احتمال زیاد این حالت و این آلودگی کار والد محترم توست که تو را منع می کند .
و در مرحله بعدی تو توقع داری که دیگران به شیوه ی تو عمل کنند و ایجاد رابطه منجر به صمیمیت کنند . به نوعی این مربوط به تمبر طلایی جمع کردن توسط تو است . در حالی که ما همان اندازه که خود اختیار دار افکار و احساس و اعمال خود هستیم دیگران هم چنین اختیاراتی دارند . تو برای خوشحال کردن خودت و به دست آوردن موقعیتی که دوست داری باید خودت اقدام کنی و در نهایت هم مسئولیت عملکرد خود را بپذیری .
کاملا اشاره دارم به همان قسمت از گفته ی اقای سنگ تراشان که
ما جایی خودافشایی می کنیم که احتمال آسیب تقریبا صفر باشد، سوء استفاده نشود و تحت فشارهای بعدی قرار نگیریم.
یعنی تو به نوعی خودت مسئولیت این خود افشایی را دانسته و آگاهانه بپذیری
این حالت مربوط به انکار است . تو در درون خودت ، خودت و افکارت را سانسور می کنی . در حالی که هر فکر و مسئله ای به معنای منفی بودن آن نیست . تو می توانی با استفاده از نیروی توانایی موثر خود و تجسم خلاق شرایط را به نفع خودت تغییر بدهی .نوشته اصلی توسط صبا_2009
فکر کردن به صورت مسئله ترس ندارد کافی است تو به این باور برسی که هر مسئله ای حداقل یک راه حل دارد و تو هم اختیارات و حوزه ی تصمیم گیری مسئولانه داری و باید بالاخره یک راهی را انتخاب کنی و بروی و خودت را محدود به پاسخ صحیح نکنی . مهم تلاش کردن برای حل مسئله است نه رسیدن به پاسخ درست .
همه ی انسانها در اوج مثبت اندیشی لحظه هایی را نیاز دارند که با کل واقعیت خود رو به رو شوند و آگاهانه اقدام به مثبت اندیشی و موثر بودن بکنند چرا که نیاز است که تو موقعیت خود را درک کنی تا بتوانی نسبت به موقعیت و شرایط تصمیم درستی بگیری .
اگر به جواب درست رسیدی چه بهتر اگر هم نرسیدی دنیا به اخر نرسیده و این به معنای ناتوانی تو نیست .
به هر ترتیب فکر میکنم باید قدری روی زمینه های فکری و باوری خود بیشتر کار کنی . تو در پاره ای از مسائل کودک درون سرخورده ای داری و بسیار تحت کنترل فرامین والد محترم .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)