دل عزيز
ديروز برادرم را پيش دكتر سيروس ايزدي بردم،امروز دكتر براي ايشان نسخه خواهد پيچيد
دكتر ايزدي گفته ايشان درابتدا بايستي با دارو بر خشمش غلبه كند
با برادر زنم صحبت كردم ايشان نظرش اينه كه با صرعش مشكلي نداره جون قابل درمان است!
بنظر شما آيا براي ادامه زندگي ايندو بيشتر از اين تلاش كرد؟
در دو هفته اخير يه شغل مناسب برايش جور كرديم(برادرم)پيش بهترين دكتر مغز و اعصاب برديم!با دوتايشان صحبت كردم
يه چيزي كه من فهميدم دخالت و گردن غيرت پدرش مي باشد كه مرتب مي خواهد در زندگيشان دخالت كند!!
راستي من اگر دامادم بگم دخترم مي خواهد بره مكه حجابشو بيشتر رعايت كنه درسته؟
يا مرتب نگاه كنم كجا استخدام ميكنه به دادمادم بگم بره مصاحبه بده؟
بعد از عقد خانواده ها چه نقشي بايد داشته باشند؟آيا دخالت كنند بهتره يا فقط راهنمائي كنند و اگر نظرشان انجام نشد اشكالي نداره؟
بعضي ها اين عقيده را دارند كه پدرزن و مادرزن هيچوقت مثل پدر و مادر نميشند؟
خود من هم حس ميكنم اونها در زندگيم دخالت نكردند كه من به اونها علاقمندم!
نظر شما چيه؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)