به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Threaded View

  1. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه تحمل خیانت رو ندارم

    خیلی متاسف شدم...نه فقط برای ظلمی که بهتون میشه بلکه برای ظلمی که دارین به خودتون میکنین...دیگه دوره ضعیفه خوندن زنها بسر اومده...خانمهای ایرانی دیگه نباید ضعیف باشن... اونا احترام و شخصیت خودشونو دارن و خیلی هاشون صد شرف و مردانگی دارن نسبت به خیلی از مردها فقط خیلی خیلی مهربونا و این شاید باعث ضعفشون شده....
    من نمیتونم شما رو درک کنم....چون نه زنم...نه متاهل و نه شرایط شما رو دارم ولی به نظرم احساس مشابهی مثل شما رو تجربه کردم... بارها و بارها اینو دیدم...مثل اعتیاد میمونه...ترکش سخته....واسه م مهم بود...همه چیزش واسه م مهم بود...نگاهش و خنده هاش و کوچکترین رفلکسهای صورت و .... مهمترین احساس احساس دلتنگیه .. گریه هم میکردم...خداخدا هم میکردم....هیچ چیز واسه م معنی داشت...اضطراب و استرس و وسواس....احساس شدید افسردگی......حرکت خیابونا هم اسلوموشن بود و چشمای آدما بی فروغ......همه چیزای جالب زندگیم از بین رفته بودن...حوصله خودم رو هم نداشتم.....
    اما به قانون داره....مرور زمان..........زمان همه چیز رو آروم میکنه .... کم کم آدم بیرون میاد دوباره هویت خودشو پیدا میکنه کم کم کورسوی امید پررنگ تر میشه....همه چیز دوباره به آرامی رنگ میگیره....کم کم یه نداهائی رو با خودم از درونم تکرار میکردم....نداهائی که به من هویت میداد....دیگه اون نبودم .... تجسم مستقل خودمو داشتم.....

    در مورد شما هم مطمئنم که 1)میتونین تحمل کنین 2)به خاطر قانون مرور زمان صبر داشته باشین
    این فرصت رو به خودتون بدین که مثلا 1 هفته یا 6 ماه دیگه بخودتون بگین عجب احمقی بودم.... چه جور خودم رو به این نازنینی داشتم اسیر میکردم

    اینا همه ش درددل های یه برادر کوچیکتر بود.... وگرنه من نه روانشناسم نه تخصصی دارم...

    راجع خدا و عدالتش هم مهم نیست باشه یا نباشه این موضوع بعدا تعدیل میشه ولی:
    خدا رو توی وجود خودت جست و جو کن. خدا همون مهر است...خدا همون شادی است «بگذار عظمت در نگاه تو باشد»

    مائیم و می مطرب و این کنج خراب
    جان و دل و جان و جامه در رهن شراب
    فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
    آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

  2. 3 کاربر از پست مفید rroogg تشکرکرده اند .

    rroogg (دوشنبه 07 تیر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.