تو رو خدا بگین چرا این جوری شدم؟
دیگه فکر های جنسی و جاذبه های زنانه برای کمرنگ شده و کار جنسی رو هم فقط برا انجام وظیفه (و حداکثر برا این که بهم فشار جنسی نیاد) انجام میدم
آرزوم بود که یک مراسم بشه گرفت ولی شاید اصلا نشه...نوشته اصلی توسط m.mouod
بهانه گیری های همسرم داره به درسم هم لطمه میزنه
در یکی از بهترین دانشگاه ها و رشته ها در مقاطع بالا... تحصیل میکنم. تو دانشگاه همه از کوچک و بزرگ احترام من رو دارند اما در خونه یک خانم با تحصیلات پایین تر خیلی راحت تمام کارهای علمی من رو کوچک میشمارند. شاید تقصیر خودم بود که به قول معروف از همون اول کلاس نگذاشتم براشون.
نمیدونم چرا روی ما به هم باز شده...احترامی در خونه ندارم. فقط از خدا میخوام مرگ من برسه یا این وضع درست شه. من هیچ وقت دوست نداشتم کسی تو کارهای خصوصیم سرک بکشه اما الان حتی باید در مورد تلفن و پیامک هایم هم پاسخگو باشم
فعلا راه رو این دیدم که خودم رو با درس بیشتر مشغول کنم









علاقه مندی ها (Bookmarks)