سلام می می جان...
می تونم بپرسم شما چندسالته؟
می می عزیز...به نظرم شما دیگه داری زیادی سخت می گیری و همه وقتتو صرف تجزیه و تحلیل رفتارهای اونا می کنی. حالا اونا هیچی هم نگفتن اما تو چون از قبل تو فکرت بوده هی اینجوری به همه رفتارهای اونا برچسب می زنی. اونا اگه انقدر بد بودن که نمی گفتن شام بیای خونشون...و اگرم شوهرت بهشون می گفت جواب سربالا می دادن...می می جان همیشه سعی کن از در محبت و دوستی با آدمها وارد بشی نه اینکه همش کینه به دل بگیری و آسمون ریسمون ببافی...به نظر من کلا قضیه رو پیش خودت تموم کن انقدر به همه چی پیله نکن به شوهرتم چیزی نگو...حدس می زنم شوهرت حتی فکرشم نمی کنه که تو اون شب از چیزی حتی ناراحت شده باشی.(بلند شدن از سر سفره هم وقتی همه نشستن و دارن غذا می خورن کار خوبی نیست...سعی کن رو رفتارهای جزئی ات بیشتر دقت کنی خانم گلی)
امیدوارم از حرفهای من ناراحت نشده باشی عزیزم
با سپاس








علاقه مندی ها (Bookmarks)