سلام دوست خوبم:
قبل از هرچیز...
این ها برای نادیا گرامی هست چون من به واقع از راهنمایی دلسوزانه ایشون در کنار سایرین لذت می برم و پر واضح هست به خاطر تجربه خود مشتاقانه و دلسوزانه و تاثیرگذار به شما راهنمایی می دهند..
کاش دوست خوبم بسیار با دقت تر به پست دوستان دقت کنید..
بعد از 50 پست اظهار نظر اینجانب شاید جز تکرار مکررات نباشد ولی وظیفه خودم دونستم که منم به شما اشاراتی بکنم..
دوست عزیز همان طور که خودتان بیان کردید شما دختر مقاومی هستید که به آقایان و خواسته هایشان وقعی نمی نهید پس من از شما سوالی دارم ..الان شما را چه شده؟
ببین دوست من ..من هم می خوام از تجربه تلخی از یکی از دوستانم برات بگم که با قضیه شما به ولله مو نمی زد و من آنقدر از خواندن متن شما هراسناک شدم که تجربه این دوستم را رایگان در اختیار شما می گذارم باشد که گوش دهید..
از همین جا شروع شده بود..دوست منم دختر با وقار و متینی بود که هیچ کاری به پسر جماعت نداشت و خیلی از اونها رو هم شان خودش نمی دید تا اینکه به همین طریق شما با آقایی آشنا شد به همین منوال شما..
از ایشان و دختر اذعان خواهر و برادری و تنها درد دل و شناخت جنس مخالف و کمک گرفتن از هم در مشکلات و خواستگارها..گاهی اس ام اس شد و در نهایت گاهی تلفن ..آقا هم به همین منوال با دست پس می زد با پا پیش می کشید و دوست ماهم انگار نه انگار که این دنیا کثیف اینترنت است و دل به مردی داده بود پشت مانیتور که جانماز آب می کشید و برای ایشان حرف های زیبا می گفت ..آنقدر رفت و آمد و دختر نهایتا وابسته شد ..تا جایی که شما هستید پسر می دانست که دوست ا از اون خوشش اومده و با این حرکاتش و به اصطلاح گاهی رفلکس های خوب و گاهی احساساتی دختر وابسته اون شد..نمی گم این دوست ما تا کجاها رفت..خوشبختانه هم پسر هم دختر دیدیند که کار غلطی است و در جا رابطه بعد وابستگی زیادو فشار روحی زیاد در جا قطع کردند..دوست من آثار ضربه آن برای وابستگی پیش آمده هولناک بود و می دونی چی از همه مهمتر بود..آرزوی دوست ما که کاش هیچ وقت این لکه حتی تو خاطراتش نبود..
اگر شما خواهان ارتباط با جنس مخالف و شناخت آنان و هر چیز دیگر هستید این راهش نیست دوست من..
منم از شما خواهش می کنم اونو رها کن و این راه ارتباطی را قطع کن و هرگز خواهان امتحان اون نباش چون ممکنه جاش تا مدت ها درد بکنه و آدم عاقل هم می دونه که آزموده را آزمودن خطاست.....
من دیدم شما گفتید اینجا همه توصیه به قطع ارتباط می کنند...نه اینگونه نیست ..تاپیک ورودی منو بخونید..اسمش پر از ابهام از رفتار یک مرد ...هیچ کس قطع ارتباط کامل نگفت و الان اون شخص همسر مه و ما خوشبختیم..اینجا همه به شواهد و قراین و سود و زیان اون برای شما نگاه می کنند و گرنه شاید شکست و پیروزی اونها هیچ نفعی برای ما نداره ولی وقتی می تونیم راهی که رفته رو نشونت بدیم چرا می خوای باز اون راهو بری..
راهی که آخرش هیچه...من حاضرم بهت قول بدم ..هیچ هیچ
این نه تنها راه شناخت نیست که تنها راه دلزدگی ست ..شک نکن....
من بهت چند اثر بدشو می گم:خوب بهشون فکر کن...
آخر این ارتباط این نتایج توست.....
- مردها شیاد هستندو از سادگی من سو استفاده شد..
-من نیت بدی نداشتم پس چرا الان این طور زمین خوردم...
-کو اون شخصیتی که من از قبل داشتم..خدایا چرا به این روز افتادم ..من گم شدم..من خود قبلیمو می خوام..خودی که سرشو بالا می گرفت و به هیچکس محل نمی داد...
-عدم اعتماد به نفس و ضربه شدید به عزت نفستون..
- احساس زرنگ نبودن ..
- خرد شدن شما پیش خودتون و خدای خودتون..
می دونی چرا؟چون هیچ چیز بدتر از این نیست که ما خودمون به خاطر عدم احتیاط خودمون خرد بشیم و پیش خودمون احساس حقارت کنیم..
و.........
دوست عزیز اینا تازه احساس های ساده بعد این اشتباه هست و وای به رخدادهای بدتر اگر جلوتر برید...
آیا هیچ جیز از خود ما مهمتر هست؟
چرا شما می خواید جلو اون کم نیارید و وادارش کنید اونم وابسته بشه ( که هست)و اذعان کنه دوستتون داره؟می خواید بگید شما قادری هرکس عاشق خودت کنی؟که چی بشه آخه؟
هیچ چیز عایدتون نمیشه که اگر بشه هم ارزش نخواهد داشت..
ببخش اگر رک صحبت مب کنم ولی دوست من شناخت..دوست داشتن..عشق ..ازدواج پروسه مهمیه که شما داری راهو بر عکس میری..
حذر کن..
تمامش کن.....
سارا![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)